شناسنامه

شناسنامه
يادواره شهداي جامعه پزشکي با محوريت جانباز پاسدار اسلام شهيد دکتر علي پور ابراهيم
زندگي نامه و وصيت نامه شهداي جامعه پزشکي مقالات و چکيده مقالات
تدوين: شوراي راهبردي و کميته علمي يادواره
ويراستار: کاظم گلباف، دکتر عليرضا مسلم، دکتر مجتبي کيان مهر، عليرضا عطاردي
اسفند 1387، گناباد
صفحه آرايي: سيد مهدي متولي شهري
ناشر: نشر مرنديز
نوبت چاپ: اول، اسفند 1387
شابک: 1-92-9921-964-978
تيراژ: 1000 نسخه
چاپ صحافي: دقت
با همکاري مالي: دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
بشر در طول مسير زندگي خود با چالش هاي زيادي روبرو بوده است، او براي بقا فراز و نشيب هاي زيادي را سپري نموده و پشت سرگذاشته است. بطور کل دو جبهه حق و باطل هميشه ذهن او را به خود مشغول داشته است که حتي بيشترين خطرها و ضررها را انسان در اين وادي تحمل کرده است، او هميشه براي غلبه بر رقيب به هر شکل ممکن تلاش نموده و از جان گذشتگي ها و فداکاري ها نموده است و ريسک هاي بزرگي را متحمل شده است.آري اين شهيدانند که اسلام را زنده نگه داشته اند و مي دارند و جانفشاني کردند و رفتند و با رفتن خود کاري حسيني کردند و آنها که مانده اند بايد کار زينبي کنند و در ترويج فرهنگ شهيد و شهادت و انتقال آن به نسل هاي آينده از هيچ تلاشي فروگذاري نکنند. در اين راستا شوراي راهبردي کميته علمي و کميته اجرايي اولين يادواره شهداي جامعه پزشکي با محوريت جانباز پاسدار شهيد دکتر علي پورابراهيم پس از برگزاري جلسات و نشست هاي متعدد و اعلام فراوان و برگزاري اين يادواره تصميم به چاپ زندگي نامه و وصيت نامه شهداي جامعه پزشکي و درج چند مقاله برتر و مقالات بررسي شده نمود تا شايد بتواند از اين رهگذر دين خود را هر چند ناقص تا حدي ادا نمايد. اين کتاب حاصل تلاش هاي اين عزيزان مي باشد.

مفهوم ايثار و شهادت در وصيت نامه‌هاي شهداء شهرستان گناباد با تاکيد بر خاستگاه اجتماعي آنها

مفهوم ايثار و شهادت در وصيت نامه‌هاي شهداء شهرستان گناباد با تاکيد بر خاستگاه اجتماعي آنها
فاطمه خدادادي – اقدس اصغري – عليرضا عطاردي
کارشناس علوم اجتماعي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
عضو هيات علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامي گناباد
عضو هيات علمي گروه علوم پايه دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
زمينه و هدف: فرهنگ شهيد و شهادت به عنوان يکي از عاليترين مفاهيمي است که ويژه قيام‌ها و انقلاب‌هاي مکتبي و الهي است. شهادت اهداي خون در راه خدا براي حفظ مکتب و رسيدن به اهداف، سنت ديرينه انبياي الهي است. انبياء براي اصلاح جامعه آمدند و در اين راه فدا شدند.
روش تحقيق: روش مطالعه حاضر توصيفي است. مطالب ارائه شده در اين مقاله حاضر پژوهش اسنادي است که در سال 1383 در گناباد به انجام رسيده است. تکنيک مورد استفاده، تحليل محتوا و ابزار آن پرسشنامه معکوس با اعتبار صوري بوده است. واحد شمارش متن و جمله مي‌باشد.
جامعه آماري شامل کليه وصيت‌نامه‌هاي موجود در بنياد شهيد گناباد يعني 220 نسخه است که از ميان آنها 150 وصيت‌نامه با روش نمونه‌گيري تصادفي ساده از بين پرونده‌هاي شهداء انتخاب شده است. چون پژوهشي توصيفي بوده لذا از فرضيه استفاده نشده است و از روش‌هاي آماري در سطح توصيفي به منظور پردازش و تجزيه و تحليل داده‌هاي استفاده شده است.
يافته‌ها: براساس نتايج بدست آمده بيشترين شهداء در گروه سني 19-15 سال بوده‌اند و اکثر آنها نيز ساکن مناطق روستايي و از طبقات پايين جامعه بوده و در مناطق غرب کشور نيز به شهادت رسيده و شيعه بوده و محصل و سطح سواد اکثر شهداء خواندن و نوشتن بوده است. اکثر شهداء داراي سابقه مبارزاتي بوده و در جبهه رزمنده و بسيجي بوده‌اند. الگوي مذهبي شهداء امام حسين(عليه‌السلام) و واقعه عاشورا بوده است و اکثر آنها علت حضور خود را در جبهه اطاعت از امر رهبري، دفاع از مرز و بوم و حفظ اسلام بيان نموده‌اند. اکثر شهداء توجه به فرهنگ جهاد و شهادت را به همه افراد جامعه توصيه نموده‌اند و در وصيت‌نامه‌هاي خود به مبارزه با استکبار جهاني تاکيد داشته و مبارزه با آن را در صدر امور قرار داده‌اند.
نتيجه‌گيري: براي ما با توجه به هشت سال جنگ تحميلي شهدا برخاسته از متن مردم بوده‌اند و بر اساس فرهنگ شهادت و ولايت در اسلام اقدام به حضور در جبهه‌ها داشته‌اند و لذا حضور آنها يک حضور ارزشي بوده است نه يک حضور نظامي.

کليد واژه‌ها: شهيد، وصيت‌نامه شهداء، ارزش‌ها، خاستگاه اجتماعي، جنگ تحميلي، گناباد

بررسي نقش و تاثير هويت ايراني و اسلامي

بررسي نقش و تاثير هويت ايراني و اسلامي
بررسي نقش و تاثير هويت ايراني و اسلامي (ايرانيت و اسلاميت) در پرورش انسان‌هاي الگو، نمونه، شهيدپرور و انقلاب‌ساز

عليرضا عطاردي – فرح عطاردي – فرخنده همراز – مريم عطاردي
عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
دبير مدارس سما دانشگاه آزاد اسلامي گناباد
کارشناس پرستاري دانشگاه علوم پزشکي گناباد
دانش آموز سال دوم دبيرستان

چکيده:
هويت مفهومي است احساسي که از عناصر پايا و پويا تشکيل گرديده است که موجب شناسايي خود در مقابل ديگران مي‌شود؛ احساس تعلق به کليتي فراگير که در تک تک اعضاي جامعه وجود دارد در اين احساس تعلق، عوامل مختلفي قابل شناسايي است، جغرافيا، تاريخ، فرهنگ، دين، زبان و ادبيات و … هر يک به شکلي جايگاهي در هويت ملي دارد. هويت ملي ايراني هم از ترکيب اين مجموعه عوامل در طي قرون شکل گرفته و حيات پرفراز و نشيبي داشته است. بخش قابل توجهي از هويت ايراني به ايران قبل از اسلام و بخش قابل توجه تري به ايران اسلامي و آميختگي اسلام با جنبه‌هاي مختلف حيات مردم ايران باز مي‌گردد که عليرغم فراز و نشيب‌هاي بسياري که به خود ديده در اغلب موارد تعادل خود را حفظ کرده است در حقيقت، هويت ايراني در طول تاريخ شکل گرفته است. هويت ملي را مي‌توان روح ايران تصور کرد. حال بسته به هر مقطعي از تاريخ خود که جنبه‌اي از آن مورد تهاجم قرار گرفته، آن جنبه از هويت ملي نمود و جلوه بيشتري يافته است؛ ضمن آن که ساير جنبه‌هاي آن هم به درد آمده است. زيرا:

چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

تعرضات نظامي، فرهنگي، اقتصادي و … ضمن آن که جنبه بيروني داشته، جنبه رواني و معنوي هويت ايراني را هم به عکس العمل وا داشته است. (3 و 1) تجلي اين روح و احساس همگاني ملي را در جنگ‌هاي ايران و روس دور دوم جنگ جهاني اول، انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي‌توان ديد ضمن آن که دين و مذهب و زبان و ادب هم تجلي‌هاي قابل ملاحظه‌اي و يا درجه يک اهميت را در اين حفظ موجوديت و هويت ايفا کرده‌اند. پرواضح است جدا کردن اين عناصر شکل دهنده هويت ايراني و اسلاميت او کار شايسته‌اي نيست. زيرا اين دو در تعامل مشترک با هم نمود يافته‌اند (1) و بستر ساز زمينه‌هاي مناسبي همچون انقلاب اسلامي و پيروزي و ايستادگي در برابر تمام کفر در جنگ هشت ساله و همچنين مقاومت و رمز ماندگاري و استادگي ملت مظلوم فلسطين و لبنان همين هويت، مليت و مذهب بوده است. هرچند مذهب و دين در درجه و رتبه اول و خاک و مليت در درجه دوم اهميت قرار مي‌گيرد ولي اين دو لازم و ملزوم هم هستند. اگر امروز ملتهاي مسلمان لبنان و فلسطين اشغالي و در چنگال صهيونها مبارزهاي بي‌امان را ادامه مي‌دهند و ترس و هراسي از هيچ ابرقدرتي ندارند و با دست خالي در جنگ سي و سه روزه و بيست و دو روزه بر دشمن غاصب پيروز مي‌شوند، آيا اين پيروزي جز در سايه و کمک پروردگار و شهيد دادن و تاثير انقلاب اسلامي ايران است؟ آيا اين فرهنگ ايراني و اسلامي که انقلاب عظيمي را در جهان پديد آورد تاثيري بر اين همه بيداري نداشته که يهوديان خداپرست ساير کشورهاي دنيا را عليه دولت غاصب به واکنش واداشته و جهان را متوجه ايران و انقلاب اسلامي نموده است؟
در پايان ما پژوهشگران خود و همه خوانندگان عزيز را به ادامه راه شهيدان که راه خدا، اسلام و حقيقت محض است توصيه نموده و از همگان مي‌خواهيم در اين جهت از هيچ کوششي مضايقه ننمايند و کوتاهي نکنند، باشد که خدا به لطف و کرم خود ما را ببخشايد و به راه راست هدايت فرمايد. انشاءالله
به اميد روز رهايي و نجات عالم از دست ظلم و بي‌عدالتي
کليد واژه‌ها: اسلاميت، ايرانيت، انقلاب اسلامي، مبارزه، دفاع مقدس، گناباد

بررسي تاثير فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس

بررسي تاثير فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس
شهين سالاروند ، موسي سجادي، محمود شمشيري، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
مقدمه: ما از واقعه عاشورا پيام‌هاي زيادي را برداشت مي‌کنيم. ايستادن در مقابل ظالم، پيام عاشورا است. جهاد بانفس، اعتماد به نفس و توکل به خدا، دل نبستن به دنيا، در راه خدا از همه چيز گذشتن (ايثار)، به امامت ولي معصوم گردن نهادن و غيرت، شهادت طلبي، مقاومت ، صبر و بسياري ديگر از مفاهيم در عاشوراي حسيني متجسم شده است.
روش پژوهش: اين مقاله با مروري بر متون و اسناد موجود درباره عاشورا و دفاع مقدس تهيه شده و با حجم نسبتا بالايي 44 عنوان را در دفاع مقدس با الهام از واقعه عاشورا توضيح مي‌دهد.
يافته‌ها:
1 – نگاهي گذرا به واقعه عاشورا و دفاع مقدس.
2 – نقش فرهنگ عاشورا در انديشه قيام براي خدا در دفاع مقدس.
3 – نقش فرهنگ عاشورا در اخلاص در عمل در طي دفاع مقدس.
4 – نقش فرهنگ عاشورا در جايگاه ولايت و رهبري در دفاع مقدس.
5 – قش فرهنگ عاشورا در جهاد با دشمن در دفاع مقدس.
6 – نقش فرهنگ عاشورا در باطل ستيزي در دفاع مقدس.
7 – نقش فرهنگ عاشورا در عدالت خواهي در دفاع مقدس.
8 – نقش فرهنگ عاشورا در ايجاد تفکر اصلاح در دفاع مقدس.
9 – نقش فرهنگ عاشورا در تولي و تبري در دفاع مقدس.
نتيجه گيري: در جبهه و دفاع مقدس که طبقات مختلف در آن نقش داشتند و اين ايمان و اسلام ناب محمدي بود که آنها را دراين وضعيت قرار مي‌داد و شور عشق مي‌آفريد.
و اين برکات قيام امام حسين(عليه‌السلام) است که درس آزادگي را به همه مردم جهان در هر مکان و زمان و هر مذهبي داده است. پس حسين هميشه خواهد درخشيد و به يک مکان و زمان و قشر خاصي تعلق ندارد و درسي که به انسانها آموخت هميشه جاودانه خواهد بود. رزمندگان و مردمان ما در طول هشت سال دفاع مقدس با الگوگيري از سالار شهيدان و واقعه عاشورا در مقابل تمام ابرقدرت‌ها ايستادند و از مرگ در راه خدا نهراسيدند.
کليد واژه‌ها: فرهنگ عاشورا، دفاع مقدس، گناباد

فرهنگنامه شهيد و شهادت در قاموس بزرگ 14 معصوم (عليه‌السلام)

فرهنگنامه شهيد و شهادت در قاموس بزرگ 14 معصوم (عليه‌السلام)
عليرضا عطاردي ، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد – علي اکرامي، راحله محرابي و سيد مهدي متولي، کارشناس دانشگاه علوم پزشکي گناباد – مسعود سلطاني، دفتر بسيج اساتيد شهرستان گناباد

چکيده:
شهادت، فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديک شدن به هستي مطلق است. عشق و علاقه به وصال محبوب و معشوق، طبيعت هر موجودي است. و همين عشق است که سبب حرکت و جنبش است. شهيد کسي است که در پرتو تجليات حق، از خود بي‌خود گشته و با انتخاب شهادت به زيباترين شکل در جوار محبوب قرار مي‌گيرد. شهادت مرگي از راه کشته شدن است، که شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن ((في سبيل‌الله)) انتخاب مي‌کند. يعني شهيد در راهي کشته مي‌شود که هر دو ارزش آگاهانه و في سبيل‌الله را داراست و چنين مرگي است که به تعبير پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) شريفترين و بالاترين نوع مردن است (اشرف الموت قتل الشهاده) و علي(عليه‌السلام) آن را گرامي‌ترين نوع مردن مي‌داند (اکرم الموت القتل)
بررسي شهيد و شهادت در قاموس بزرگ 14 معصوم(عليه‌السلام)، هدف اصلي اين پژوهش مي‌باشد و با توجه به ويژگي تحقيق، محقق از روش کتابخانه‌اي استفاده کرده است. تحقيق حاضر بررسي شهيد و شهادت در روايات است در اين تحقيق ديدگاه و احاديث ائمه چهارده معصوم راجع به بحث شهيد و شهادت مطرح شده است.
نمونه‌اي از بيانات ائمه اطهار:
حضرت امام علي عليه السلام فرمود: از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي‌کنم. (نهج‌البلاغه، خطبه 23)
حضرت اميرالمومنين عليه السلام فرمود: پس به خدا قسم من بر حقم و دوستدار شهادت. (شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 99 و 100)
کليد واژه‌ها: فرهنگنامه، شهيد، شهادت، گناباد

نيمه پنهان فرهنگ ايثار و شهادت

نيمه پنهان فرهنگ ايثار و شهادت
ليلا صادق مقدم، کارشناس ارشد آموزش پرستاري، مشاور امور بانوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد، مهندس عبدالرضا شرقي، مسوول تجهيزات پزشکي دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران در مجموع تغييرات بسيار مهمي به وجود آورد و بسياري از زنان را به طور مستقيم و غيرمستقيم با نظام سياسي و اجتماعي مرتبط ساخت. زنان در اين جهاد فرهنگي در شرايطي از ارزش هاي انقلاب دفاع نمودند که از يک سو بنيان‌هاي انقلاب نوپاي اسلامي مورد تعرض دشمن خارجي قرار گرفته بود و از سوي ديگر ، ايادي داخلي استکبار ارزش‌هاي اسلامي را در معرض هجوم قرار داده بودند.
زنان همدوش مردان در تلاش براي سازندگي کشور خود از هيچ گونه ايثار و فداکاري دريغ ننمودند و در اين راه، هم ارزش‌هاي به يادماندني آفريدند و هم در اجتماع حافظ ارزش‌هايي بودند که فرزندان و همسرانشان بخاطر صيانت از آنها در جبهه و در مقابل دشمن به نبرد مي‌پرداختند.
زنان با پاسداري از حريم انديشه اسلامي در نظام آموزش کشور و تربيت و آماده نمودن سربازان شجاع در حريم خانواده براي دفاع از کيان اسلامي، کانون اين مبارزه مقدس را گرم نگاه داشتند. لذا نقش زنان در دفاع مقدس و حضور ايثارگرانه آنان به دليل تاثيرگذاري فرهنگي در خانواده و در عرصه‌هاي اجتماع بايد به عنوان يک الگوي برتر مدنظر قرار گيرد و حفظ شود و در چنين شرايطي تجليل از مقام والاي زنان ايثارگر، يعني نيمه پنهان ايثار و شهادت که مفاخر ارزشي نظام و جامعه هستند و معرفي چنين الگوهاي ارزشي به نسل حاضر و آينده و تعميم و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت ضروري مي‌نمايد؛ چراکه در جريان دفاع مقدس بيش از 4700 نفر از زنان شهيد و بيش از 4000 نفر جانباز و آزاده و صدها هزار نفر از آنان در فعاليت‌هاي پشتيباني از رزمندگان اسلام و مداواي مجروحين همراه با مسئوليت اداره خانواده ايفاي نقش نمودند و با ازدواج با جانبازان و سرپرستي فرزندان شهدا و ساير فعاليت‌ها، همواره زينب وار رسالت انتقال اين ارزش‌هاي الهي را به نسل جوان و آينده به دوش گرفتند و بديهي است پايداري اين ارزش‌ها نيازمند توجه به تجليل و ترويج فرهنگ ايثارگري در جامعه است و اما اکنون که دشمنان و بيگانگان داخلي و خارجي تا حدي به اهميت و ارزش فرهنگ ايثار و شهادت در بطن اسلام پي بردند و درواقع رمز پيروزي مردان الهي و راز تحريف نشدن حقايق اسلامي را شناختند به تلاش و تکاپو افتاده و سعي در ايجاد شرايط نامناسب و مشکلات عديده و عوامل بازدارنده چنين فرهنگي نموده‌اند تا شايد بتوانند بدين طريق اقشار مختلف مردم مسلمان، مومن و انقلابي در جامعه اسلامي به ويژه نسل نوجوان و جوان را از حقايق اسلامي دور سازند و آنها را هرچه بيشتر به خواب جهالت و غفلت فرو برند. لذا لازم است تا به موانع و عوامل بازدارنده فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي و شهادت و ارائه ارزش‌ها و الگوهاي فرهنگ ايثار و شهادت در سطوح مختلف جامعه پرداخته شود.
کليد واژه‌ها: فرهنگ ايثار، فرهنگ شهادت، دفاع مقدس، گناباد

بررسي فرهنگ شهيد و شهادت از نظر دين اسلام

بررسي فرهنگ شهيد و شهادت از نظر دين اسلام
نسرين بحري – مريم جوانفر – عليرضا عطاردي – حميده دهقان نوده، مسئولين بهداشت خانواده ستاد مرکز منطقه‌اي سلامت خواجه ربيع مشهد

چکيده:
«شهادت» در تفکر اسلامي به معناي گذشتن از سرمايه، جان و هستي خود در راه يک هدف و آرمان الهي است. معارف اسلامي به ما مي‌آموزد که در جهان پس از مرگ، باطن اعمال دنيوي افراد تجسم مي‌يابد و داراي درجات است. بهشت نيز داراي درهاي گوناگون است و بهشت مجاهدان و شهدا و دري که براي ورود شهدا به آن بهشت آماده گرديده است، دري است که خواص اولياءالله از آن در به جوار قرب الهي نايل مي‌گردند.
حيات انساني به طور مطلق، و حيات شهيدان راه حق، به حکم دلائل فلسفي و تصريح قرآن پس از مرگ امتداد و گسترش دارد و مرگ معبر و گذرگاهي بيش نيست که انسان را از سرايي به سرايي، از خانه‌اي به خانه‌ي ديگر منتقل مي‌سازد تو گويي مرگ دروازه ابديت است و پاسدار اين دروازه «قابض الارواح» عزرائيل مي‌باشد. اگرمرگ دروازه ابديت است، ومرگتن، به معني مرگ روان نيست، شهيد در اين ميان از ويژگي خاصي برخوردار است که بيان مي‌شود:
1 – شهيد داراي حيات اجتماعي است او در قلوب و اذهان، جايگاهي بس پرارزش دارد. اگر او سطور تاريخي امتي را با خون پاک خود نوشته است، تاريخ بشريت نيز يادآورنده‌ي اوست و راه وي را گرامي مي‌دارد، تا آنجا که مهر و مودت، نام و نشان، جوشش و خروش، ايثار و فداکاري او در سينه‌ها و قلوب موج مي‌زند و نام او به عنوان انسان ابدي بر تارک اعصار نوشته مي شود.
2 – شهيد داراي حيات معنوي و حقيقي است و خصوصيات حقيقي او را قرآن ضمن سه آيه بيان کرده است. آنجا که مي‌فرمايد:
* «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»: آنان که در راه خدا کشته مي‌شوند مردگان مي‌پنداريد آنان زندگانند و نزد خداي خويش روزي مي‌خورند. (آل عمران، 169)
*«فرحين بما اتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلقهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون»: آنان با آنچه که خدا به آنها از کرم خويش عطا فرموده خوش دلند و به کساني که هنوز به آنان نپيوسته‌اند مژده مي‌دهند و مي‌گويند ترس و غمي بر آنان نيست. (آل عمران، 170)
اسلام با طرح شهادت نه تنها تحول نويني در مساله مرگ ايجاد کرده، بلکه از او به عنوان حيات جاويد و زندگي راستين نام برده و در حقيقت شهادت را توليد دوباره مي‌داند. وقتي که انسان‌ها شهادت را يک ارزش و شهادت‌خواهي را به عنوان والاترين آرمان خود برگزيدند و انتخاب مي‌کنند و در جستجوي آن، حجاب‌ها و موانع را درهم مي‌شکنند، بارزترين خصلتي که در مسلمانان مجاهد متجلي مي‌شود مانع براندازي و بت‌شکني است. شهادت جهاد رنگين و سرخ رنگ است و رنگ خون دارد، خوني که به پيشگاه مقدس الهي تقديم مي‌شود. شهادت قرباني کردن در راه حق است. شهادت وقتي است که هدفش حق باشد و آرمان خدا باشد. شهيد نزد همه‌ي جهانيان مقامي بلند و منزلتي ارجمند دارد. همه کس شهيد را به ديده احترام مي‌نگرد ولي نزد پيروان قرآن مقامي بلاتر و منزلتي والاتر دارد. اسلام در معني شهيد با اقوام ديگر اختلاف نظر دارد. شهادت‌خواهي در اسلام بسيار پرارزش است. از جمله‌ي ايثارها، ايثار جان است و خون، آنچه که در فرهنگ مذهبي و اسلامي بسيار پرارزش است. از جمله‌ي ايثارها، ايثارجان است و خون، آنچه که در فرهنگ مذهبي و اسلامي «قتل في سبيل‌الله» و با عنوان شهادت بيان مي‌شود ارزش بسيار دارد. شهادت ‌خواهي زماني که تعيين کننده‌ي استراتژي جنگ است، اين آرمان است که هنر مي‌آفريند، خلاقيت مي‌بخشد، ابداع و ابتکار مي‌آورد و بالاخره زندگي و حيات و همه چيز، و به رهبري زمينه مي‌دهد و امکان مي‌دهد که ابتکار عمل را در دست گرفته و سياست حاکم بر جنگ را تعيين نموده و فرماندهي کند، همان گونه که امروز در رابطه بين امام و امت قهرمان متبلور است و اين رهبري است که بايد پيروز شود و بر اين اساس است که شهادت يک ارزش مي‌شود.
شهادت يکي از حقايق قرآني است که در موارد متعدد ياد شده و داراي معناي وسيعي است. شهادت خون دوباره‌اي است که به کالبد نيمه جان جامعه وارد مي‌شود و «خون» اين عنصر لطيف حياتي، در نظام اجتماعي به عنوان گوياترين و موثرترين عامل تبليغ و آگاهي و سازندگي است. شهادت به معناي واقع و کامل کلمه ابتدا «وذاتا» متعلق به پروردگار متعال مي باشد.
شهادت مقام و منزلتي است که علي(عليه‌السلام) آن را پايان دادن به فروغ درخشان زندگي در کمال هوشياري و آزادي براي رسيدن به هدفي که آن هدف والاتر و بهتر از زندگي طبيعي دنياست، مي داند و درواقع شهادت عبارت است از سوختن و شعله‌ور شدن در آتش عشق الهي براي ايجاد زمينه‌ي حکومت عدل اسلامي در جهان تا سعادت و خوشبختي جامعه در راه رسيدن به آنها فراهم شود.
کليد واژه‌ها: شهيد، فرهنگ شهادت، دفاع مقدس، گناباد

نقش جامعه پزشکي در بررسي تاثيرات عوامل شيميايي برسلامت جسمي

نقش جامعه پزشکي در بررسي تاثيرات عوامل شيميايي برسلامت جسمي
راحله محرابي ، سميه، پاک نژاد، بتول توانا، مريم خصلتي، سيد مهدي متولي شهري، (کارشناسان حوزه معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي گناباد)

چکيده:
هنوز صداي نفس نفس به گوش مي رسد …
وجود دهها هزار مصدوم شيميايي ناشي از استفاده وسيع از سلاح‌هاي شيميايي در هفت سال دفاع مقدس و اثرات ماندگار و طولاني مدت ناشي از اين سلاح‌ها ما را بر اين داشت تاريخچه‌اي مختصر از بکارگيري سلاح‌هاي شيميايي در جهان و جنگ تحميلي ايران و عراق و انواع سلاح‌هاي شيميايي بکار رفته دراين جنگ‌ها و پيشگيري و درمان اثرات ناشي از اين سلاح‌ها را مورد بررسي قرار دهيم.
با پيشرفت روزافزون تسليحات نظامي در دنيا عليرغم منع استفاده از اين سلاح‌ها در کنوانسيون‌هاي بين‌المللي باز هم بسياري از کشورها از اين سلاح‌ها بلکه پيشرفته‌تر و خطرناکتر استفاده مي‌کنند که شناخت اين سلاح‌ها و تاثيرات آنها و روش‌هاي پيشگيري و درمان بيماري‌هاي ناشي از اين سلاح‌ها از ملزومات علم بشر امروزي است و شايد بتواند گوشه‌اي ناچيز از درد جانکاه و مشکلات جانبازان عزيز را بکاهد. اين پژوهش به روش کتابخانه‌اي انجام شده است.
کليد واژه‌ها: سلاح شيميايي، جانباز شيميايي، جامعه پزشکي، گناباد

فرهنگ شهادت

فرهنگ شهادت
عباسعلي فاطمي، مسئول سازمان تبليغات اسلامي شهرستان گناباد
چکيده:
شهادت يعني ايثار و انسانيت، مجموعه کرداري است که متمايز کننده حيوانيت و انسانيت مي باشد.
در اين مقاله مطالبي از قرآن و روايات در رابطه با شهيد و شهادت جمع آوري شده است. فرهنگ شهادت بدون اسلام جايگاهي ندارد و بهترين تکيه گاه مفهوم شهادت تعابير و کلمات نوراني قرآني مي باشد بهتر است از تفسيرها خصوصا تفسير نمونه استفاده بيشتر بشود.
اميد مي رود با فرهنگ شهادت طلبي دنياي استکبار صهيونيسم دست از ظلم و جنايت بردارد.
فرهنگ شهادت:
«شهيد» و فرهنگ «شهادت» از والاترين ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي است و ما را هرگز توان آن نيست که در اين مقوله، از خود، سخني داشته باشيم و خداوند نيز عذر ما را خواسته است که مي فرمايد: «ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل اءحياء ولکن لاتشعرون (1). مگوييد آن کس که در راه خدا کشته مي شود، از مردگان است که اينان زنده‌اند ولي شما درک نمي‌کنيد.»
و مي‌فرمايد: «ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل اءحيا عند ربهم يرزقون. هرگز مپندار آنان را که در راه خدا کشته مي‌شوند، از مردگان‌اند، بلکه آنها زنده‌اند و نزد خداي خويش روزي مي‌خورند (و از نعمت‌هاي الهي بهره‌مند مي‌شوند). اين چه رداي ملکوتي است که برخي نخبگان در بر‌مي‌کنند و تاابدالدهر در آسايش و آرامش‌اند؟ اين چه رازي است که جز حضرت حق، کسي توان پاداش دادن به شهيد را ندارد؟ اين چه ارزشي است که بالاتر از آن به توصيف نايد که رسول الله «صلي الله عليه و آله» فرمود: «فوق کل بر بر حتي يقتل الرجال في سبيل الله، فاذا قتل في سبيل الله عزوجل فليس فوقه بر. هر بر و خوبي، بالاترين خوبي و بري ديگر هست تا آن گاه که انسان در راه دا کشته شود، پس اگر در راه خدا کشته شد و بالاتر از آن مقامي، متصور نيست. در اين قتل في سبيل الله، چه رازي نهفته است که ماوراي آن، هيچ خير و بري وجود ندارد؟ در واژه «شهادت» چه ديده مي شود که تمام پيامبران و امامان عليهم السلام، در هر صبح و شام، آرزوي آن را مي‌کنند و «قتلا في سبيلک فوفق لنا» مي‌گويند؟ بنابر اين شهادت رمز پيروزي اسلام در راستاي تاريخ است. شهادت راز بقا و جاودانگي انقلاب اسلامي است. شهادت لحظه رسيدن به وصال دوست و وصول به معراج حقيقت است.
کليد واژه ها: شهادت، فرهنگ شهادت، دفاع مقدس

دفاع مقدس و انتقال مواريث فرهنگي به نسل سوم انقلاب

دفاع مقدس و انتقال مواريث فرهنگي به نسل سوم انقلاب
يگانه يزدي نژاد – طوبي احمدزاده ثاني – فريحه احمدزاده ثاني – سيامک محبي – مرضيه شاه سياه – محمدمطلبي
– دانشجوي پرستاري دانشگاه علوم پزشکي تهران
– دکتراي داروسازي دانشگاه علوم پزشکي مشهد
– مسئول اداره نظارت بر مواد غذايي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
– عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
– کارشناس ارشد روانشناسي

چکيده
مقدمه وهدف: پايداري و استحکام ارزش‌ها و حماسه هاي ديني و ملي منوط به انتقال آنها از طريق مواريث فرهنگي به نسل آينده مي باشد. اهميت دفاع مقدس فرهنگ از جان گذشتگي و ايثار و شهادت بايد در رگهاي تمامي نسل‌هاي کشور جاري و ساري باشد دفاع مقدس به يک قشر يا طبقه اجتماعي و يک نسل خلاصه نمي شود. ميزان انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل سوم انقلاب که با يک فاصله نسلي و از طريق غيرمواجهه اي اطلاعات به آنان منتقل شده است مي‌تواند توانمندي جامعه از پاس داشت ارزش‌هاي دفاع مقدس و دروني سازي فرهنگي را نشان دهد. لذا اين پژوهش با هدف بررسي ميزان انتقال دانش و نگرش به نسل سوم انقلاب درخصوص ارزش‌هاي دفاع مقدس در شهر مشهد در تابستان 1386 انجام گرفت.
مواد و روشها: اين بررسي يک پژوهش توصيفي مقطعي (Cross – sectional) بود. جامعه پژوهش نوجوانان 18-15 سال شهر مشهد بودند. 416 نفر به عنوان نمونه از هشت منطقه شهر مشهد به روش نمونه‌گيري طبقه اي انتخاب شدند. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه اي بود که روايي و پايايي آن توسط اعضاي هيات علمي تاييد شده بود. پرسشنامه داراي 7 سوال دموگرافيک، 8 سوال آگاهي و 7 سوال نگرش بود که توسط پرسشگران تکميل گرديد داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و شاخصهاي آماري توصيفي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
يافته ها: 56% نمونه ها مذکر، 44% مونث و 86% آنان دانش آموز بودند. 93% شروع و خاتمه جنگ تحميلي را مي دانستند. 82% حداقل نام 3 عمليات مهم و غرورآفرين را ذکر کرده بودند. خط برش نمره آگاهي در طبقه خوب عدد 4 بود که 77% نمونه ها بالاي خط برش بودند. 98% نمونه ها به گزينه «استقلال و تماميت ارضي کشور مرهون شهدا است» نظر کاملا موافق داده بودند به نظر 91% نمونه ها شهدا افراد فرهيخته و مومن بودند. 100% نمونه ها اعلام کرده بودند که پاسداشت ياد و خاطره شهدا وظيفه همگاني است. خط برش نمره براي نگرش خوب براساس طيف ليکرت عدد 21 بود که 89% نمونه ها بالاي اين خط برش بودند.

نتيجه گيري: ميزان آگاهي در مردان بالاتر از زنان و نمره نگرش زنان بالاتر بود. ارزش‌ها و فرهنگ اعتقادي دفاع مقدس بهتر و بيشتر از آگاهي به نسل سوم انتقال يافته بود. بحمدالله جامعه در انتقال ارزش‌هاي دفاع مقدس موفق عمل کرده است.
کليد واژه ها: دفاع مقدس، نسل سوم، آگاهي، نگرش

نقش جامعه ي پزشکي در تشخيص و درمان بيماري هاي ناشي از جنگ

نقش جامعه ي پزشکي در تشخيص و درمان بيماري هاي ناشي از جنگ
نقش جامعه ي پزشکي در تشخيص و درمان بيماري هاي ناشي از جنگ (نقش جامعه ي پزشکي در بررسي تاثيرات عوامل شيميايي بر سلامت جسمي)
مريم سيدي نصوح آباد، دانشجوي رشته ي پرستاري دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
گاز خردل (sulfurmustard) در سال 1822 توسط Depretz به صورت آزمايشگاهي سنتز شد از ويژگي‌هاي اين گاز مي توان به پايداري زياد آن در محيط اشاره کرد که حتي پس از گذشت هفته‌ها و حتي ماه‌ها قدرت طاول زايي خود را حفظ مي کند. فرم خالص خردل به صورت روغني بي بو، بي-رنگ و شفاف است که در 14 درجه منجمد مي شود ولي خردلي که در جنگ بکار مي رود بسيار ناخالص و به رنگ زرد، قهوه اي يا سياه است و بويي شبيه روغن خردل يا سير سرخ کرده مي دهد و نقطه انجماد آن نيز پايين تر است. گاز خردل آثار تخريبي مختلفي بر روي دستگاه هاي مختلف بدن دارد که به طور مختصر به آنها اشاره مي کنيم:

1 -دستگاه تنفس: آسيب راه هوايي و آسيب آلوئل‌ها و …
2 – دستگاه گوارش: زخم سراسري لوله گوارش، خونريزي و اسهال و …
3 – پوست: آسيب دم و مرگ تدريجي سلول هاي بازال لايه اپيدرم و …
4 – چشم: آسيب موقت قرنيه و ادم پلک و ريزش اشک و …

مهمترين آثار سيستميک گاز خردل آسيب مغز استخوان است که منجر به لکوپني و همچنين کاهش تدريجي پلاکت ها و هموگلوبين مي شود. کساني که در معرض قطرات خردل قرار مي گيرند شديدتر و سريعتر دچار آسيب مي شود. در اين افراد ملتحمه چشم قرمز شده و به علت ادم شديد پلک شخص قادر به ديدن نخواهد بود. از علائم مهم ديگر آن مي توان به اريتم پوستي اشاره کرد که مرز مشخصي دارد و همچنين در اين نواحي ادم شديد پوست را نيز مشاهده مي کنيم. از جمله ناراحتي هاي تنفسي مي توان به خشونت صدا و سرفه اشاره کرد که بتدريج افزايش ميابد و بعد ترشحات غليظي از بيني جريان پيدا مي کند، که تقريبا همزمان با پيدايش وزيکولها در پوست مي باشد. التهاب مجاري هوايي به تدريج شديدتر مي شود، به طوريکه پس از 24 ساعت خلطهاي چسبنده و غليظي که حاوي قطعات بافت هاي نکروتيک مي باشد از ريه مصدوم خارج مي شود. و هزاران ناراحتي ديگر که در مورد اين ضايعات و مشکلات پزشکان توانمند ايراني پا به عرصه‌ي عمل گذاشته و به روش‌هاي درماني موثري رسيده اند که شرح کامل آن بيان گرديده است.
کليد واژه ها: جامعه پزشکي، دفاع مقدس، گازهاي شيميايي، گناباد

مجموعه چکيده مقالات برگزيده

مجموعه چکيده مقالات برگزيده
* بيماري‌هاي سطح چشم، به دنبال سوختگي با گازهاي مخرب شيميايي در رزمندگان عزيز جنگ مقدس حق عليه باطل
دکتر محمد حسين وليداد (دانشگاه علوم پزشکي زاهدان، مرکز فوق تخصصي چشم الزهرا (سلام‌الله‌عليها) و قطب چشم پزشکي کشور)

چکيده:
در حدود سالهاي 1364، در اوج حملات شيميايي نظامي در زمان دفاع مقدس، تعدادي از افراد نظامي و غيرنظامي (حدود سي هزار نفر) بدنبال تماس با گاز خردل دچار ضايعات چشمي شدند که قسمتي از علائم فوري و بعضي از علائم بصورت تاخيري در اين عزيزان ايجاد گرديده که هنوز هم (1387) اين مشکلات ادامه داشته و بعضا منجر به کاهش بينائي شديد در حد کوري قانوني شده اند.
در اين مقاله به علائم فوري (قرمزي، خارش، التهاب، درد و تورم پلک‌ها و …) و علائم تاخيري (تغييرات ملتحمه و پلک، خشکي چشم، واسکولاريزاسيون و کدورت قرنيه و …) اشاره گرديده و درمان‌هاي متداول عمدتا در عوارض زمينه اي (مشکلات ملتحمه و پلکي) و کنترل آسيب سلول‌هاي بنيادي و کدورت قرنيه (پيوند سلول‌هاي بنيادي قرنيه، پيوند پرده آمنيوتيک در چشم، پيوند قرنيه و قرنيه مصنوعي) بيان خواهد گرديد، و در نهايت با اختصار به دور انداز عوارض و درمان‌هاي متداول و در دست تحقيق، اشاره خواهد شد.
کليد واژه ها: بيماري‌هاي چشم، دفاع مقدس، گازهاي شيميايي

* بررسي فراواني محتواي ديوار نوشته هاي شهر گناباد با مضامين شهيد و شهادت در سال 1387
(محمدرضا منصوريان ، دکتر مجتبي کيان مهر، شهلا خسروان ) عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
(عفت خواجه رضا) – دبير آموزش و پرورش شهرستان گناباد

چکيده:
مقدمه و هدف: اطلاع رساني و تبليغات عمومي نقش مهم و شناخته شده اي در فرهنگ سازي عمومي داشته و يکي از روش‌هاي ارزان و شايع آن شکل نوشتاري آن مي باشد. ديوارنويسي شعارهاي فرهنگي، مذهبي، ورزشي و تجاري يکي از روش 0157هاي مرسوم و معمول به ويژه در شهرها و مسيرهاي پررفت و آمد بوده و يکي از شايع ترين شيوه‌هاي اطلاع رساني محسوب مي شود. اين پژوهش با هدف تعيين فراواني محتواي کتيبه هاي ديوارنويسي شده شهر گناباد در سال 1387 و نسبت شعارهاي فرهنگي و بخصوص با محتوال شهيد و شهادت انجام گرديد.
روش پژوهش: اين بررسي يک مطالعه توصيفي است که نمونه گيري آن به روش سرشماري و بوسيله چک ليست صورت پذيرفته است. محيط پژوهش شهر گناباد بوده که کتيبه هاي نوشته شده بوسيله رنگ بر ديوارهاي خيابان هاي اصلي مورد بررسي قرار گرفته است. داده هاي جمع آوري شده در دو دسته اصلي تجاري و فرهنگي و داده هاي فرهنگي در سه بخش مذهبي، شهيد و شهادت و ورزشي تقسيم گرديد. پس از جمع آوري داده ها توصيف آنها با استفاده از جداول توزيع فراواني و تعيين فراواني مطلق و نسبي انجام شد.
نتايج: نتايج پژوهش نشان مي دهد که از مجموع 644 نمونه جمع آوري شده 04/79% کتيبه هاي ديوار نوشته مربوط به تبليغات تجاري و 96/20% آنها متعلق به کتيبه هاي ديوار نوشته با محتواي فرهنگي مي باشد از مجموع 135 ديوار نوشته فرهنگي، 74/60% آن مذهبي، 70/23% آن مربوط به شهيد و شهادت و 56/15% آن متعلق به شعارهاي ورزشي است. بطور کلي 73/12% از کل شعارهاي ديوار نوشته داراي محتواي مذهبي، 97/4% با مضمون شهيد و شهادت و 26/3% آنها مربوط به ورزش مي باشد. اکثريت ديوار نوشته هاي فرهنگي در مجاورت مدارس، ادارات، مساجد و نهادهاي فرهنگي و ورزشي مشاهده مي گردد.
نتيجه گيري: با عنايت به نتايج بدست آمده پيشنهاد مي گردد مسئولين و مردم شهيدپرور نسبت به اشاعه فرهنگ شهيد و شهادت و توسعه ورزش و ساير امور فرهنگي و ارزشي اهتمام بيشتري مبذول داشته و تبليغات بيشتري معمول نمايند.
کليد واژه ها: شهيد، شهادت، تبليغات، گناباد

* دفاع مقدس و عوامل تاثيرگذار بر نشر فرهنگ دفاع مقدس
(زهرا خدير ، مريم کمالي) کارشناس علوم تربيتي ، کارشناس کتابداري

چکيده:
هشت سال دفاع مقدس امت مسلمان و انقلابي ايران درخشان ترين فراز تاريخ انقلاب اسلامي است. اين حماسه جاويدان و به يادماندني افسانه شکست ناپذيري قدرت هاي جهانخوار قرن حاضر را باطل کرد و برتري مطلق ايمان و اراده ملت ما را بر همه قدرت هاي شيطاني به اثبات رساند.
فرهنگ اين دفاع به واسطه ريشه و خاستگاه هاي تاريخي خود نوعي فرهنگ ديني و ملي است و مي تواند نسخه شفابخشي براي حفظ تماميت ارضي کشور در مقاطع متفاوت باشد. اين فرهنگ داراي مشخصه ها و ويژگي هايي است که از ديگر فرهنگ ها و حتي فرهنگ مقاومت و پايداري ديگر کشورها متمايز و ويژه شده است.
با توجه به اهميت و کارآمدي فرهنگ دفاع مقدس در ساخت جامعه اي اسلامي، مستقل، عزيز، پويا و تاثيرگذار و تربيت نسلي باايمان، شجاع، مسئوليت پذير، پويا و فعال با اراده اي محکم و پابرجا و همچنين استقبال جوانان به شناخت و الگو قرار دادن اين فرهنگ، شناخت صحيح اين فرهنگ و راه‌هاي ترويج آن به ويژه براي مسئولين و متوليان امور فرهنگي در کشور ضروري به نظر مي رسد.
برخي از مهمترين عوامل در نشر فرهنگ دفاع مقدس عبارتند از: شناخت و اجراي صحيح و جامع آن، معرفي الگوهاي برتر اسلامي و تقويت روحيه الگوپذيري در افراد، شناخت مسئله ولايت فقيه، شناخت فرهنگ مهاجم و معرفي آن به ديگران، توجه به هنر و جايگاه رسانه ها و سرمايه گذاري کردن هدفمند و گسترده روي اين عوامل و همچنين حاکم کردن اين فرهنگ در مراکز علمي، فرهنگي و آموزشي جامعه به ويژه دانشگاه‌ها و دبيرستان‌ها.
البته در راستاي توسعه اين فرهنگ، دشمن را نيز نبايد فراموش کرد و از دشمني او نبايد غافل شد. بايد توجه داشته باشيم که درميدان نبرد، کارزار هميشه نظامي نيست، گاهي سياسي است، گاهي فرهنگي است و … . دشمن سعي مي کند رخنه ايجاد کند چشم ها را بايد باز نگه داريم. فقط رخنه را ببينيم و مراقب باشيم اين رخنه توسعه پيدا نکند و بايد جلوي رخنه هاي فرهنگي و سياسي را بگيريم.
به هر حال، هشت سال جنگ، چيزي نيست که به راحتي از ذهن ها دور بماند. براي نسل جوان امروز که از متن اين هشت سال دور و کمتر خاطره مستقيم از آن را دارد و در تسلط بي چون و چراي رايانه-ها، ماهواره ها و به طور کلي در معرض تهاجم فرهنگ بيگانگان قرار دارد، ضروري است که جنگ خوب تعريف شود تا به بي نهايت نکات عبرت آموزي که در آن وجود دارد پي ببرند و آگاهانه پذيرا، عامل، مدافع و مروج فرهنگ آن باشند.
پاسداري از ارزش‌هاي دفاع مقدس، به طور عام وظيفه همه افراد جامعه است و ياري و همراهي همه آنان را مي طلبد در عين حال نهادها و ارگانهايي که به طور مستقيم و گسترده تري مسئول حفظ، توسعه، اجرا و حتي عمق بخشيدن بيشتر به فرهنگ دفاع مقدس هستند، بايستي با هماهنگي و همکاري بيشتر به طور تخصصي و مستند به اشاعه اين فرهنگ بپردازند.
کليد واژه ها: دفاع مقدس، فرهنگ دفاع، گناباد

دفاع مقدس، خلاقيت و ابتکارات بهداشتي و درماني

دفاع مقدس، خلاقيت و ابتکارات بهداشتي و درماني
با خصم نبرد تن به تن بايد کرد
چون گل کفن سرخ به تن بايد کرد

از خون شهيدان تبري بايد ساخت
شيطان بزرگ ريشه کن بايد کرد

محمد افشار ، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي کاشان

خلاقيت و ابتکارات بسيجيان جامعه پزشکي در دوران دفاع مقدس از روي خلوص نيت پاک، تفکر منطقي، توانائي هاي ذهني، ايثار، علاقه، آرامش و آسوده بودن خيال، دوست داشتن انقلاب و ولايت فقيه، پيش قدمي در روياروئي با مسائل، دقت و حساسيت، کنجکاوي، کمبود امکانات، مسئوليت پذيري، اعتماد بنفس و توکل و ياري خواستن از خداي يگانه بود و به همين دليل هم خلاقيت و ابتکارات غالبا بسيار عالي پاسخ مي داد بگونه اي که در بعضي مواقع پيروزمندي هاي شگفت انگيزي را مسبب مي گرديد که اين مسئله بطور عملي برايم پيش آمد در تابستان 1362 در خرمشهر که هوا بسيار گرم بود رزمندگاني که در زير چادرها يا در داخل سنگرها بودند دچار مشکل خونريزي از بيني، چشم، دهان و گوش مي شدند که با بهترين تشخيص ها و داروها مشکلشان حل نمي شد و به فيض والاي شهادت نائل مي گرديدند تا اينکه يکروز فکر خلاق بکار گرفته شد و با کمک از خداوند منان مشکل با استفاده از يک وان پر از يخ بطور معجزه آسائي حل شد. اميد است امروز هم بسيجيان پرتوان با بکارگيري خلاقيت و ابتکارات نوين خود چشم جهانيان را به حيرت وادارند تا اين انقلاب شکوهمند به دست آقا امام زمان (عج) برسد. انشاءالله.
کليد واژه ها: دفاع مقدس، خلاقيت، ابتکار، نوآوري

مقدمه:
جنگ تحميلي در زماني به ملت عزيز و شريف ما تحميل شد که تازه مردم از رژيم ستم شاهي نجات پيدا کرده بودند و مشغول بازسازي خسارات وارده توسط رژيم پهلوي بودند و از طرفي هم قدرت هاي بزرگي که دنبال چپاول ملتهايند همه دست در دست يکديگر گذاشته بودند تا نگذارند انقلاب شکوهمند اسلامي به بار بنشيند، از جمله اين کشورها امريکاي جنايتکار بود که پس از حمله به ايران و شکست مفتضحانه اش در طبس عملا دست خود را کوتاه مي ديد، لذا تلاش نمود تا علاوه بر تحريم از آستين رئيس جمهوري صفاک بنام صدام درآيد و حمله به ايران را از آن طريق آغاز کند در اين ميان مردم ايران در دنيا تقريبا تنها بودند و مي بايست با دشمني قدر که همه جهانيان پشتيبان او بودند و کمک‌هاي مالي و نظامي به او مي نمودند تا به اهداف پليد خود برسند، مبارزه نظامي نمايند؛ در همين زمان خداوند به مردم شريف ايران رهبري فرزانه و بزرگ عطا نموده بود که او با قدرت خدائي که داشت بدرستي ملت را رهنمود مي داد تا اينکه دست همه قدرت‌هاي بزرگ از سر مردم شريف ايران و منافع آنها کوتاه شد در همان زمان يکي از دستورات والايش تشکيل بسيج بود که بسيجيان در عرصه هاي مختلف همگام با اهداف ولايت باعث پيروزي در جنگ و بسياري از موارد ديگر شدند. بنده حقير هم بعنوان يک بسيجي بيش از 3 سال در جبهه ها در زمينه هاي نظامي و بهداشتي درماني فعاليت مي نمودم که با الطاف الهي ابتکارات و خلاقيت‌هايي را انجام داده ام که باعث نجات جان رزمندگان عزيز شده، لذا در ادامه مقاله علاوه بر بحث در زمينه تعريف و تاثير خلاقيت مواردي را که عملاً انجام و باعث نتيجه شده است بيان خواهم نمود.
تعريف خلاقيت و ابتکار: از خلاقيت و ابتکار تعريف‌هاي زيادي شده است. در اينجا برخي از تعاريف مهم را مورد بررسي قرار مي دهم: خلاقيت و ابتکار يعني تلاش براي ايجاد يک تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان، خلاقيت و ابتکار بکارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است خلاقيت و ابتکار يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يک انگاره يا انديشه جديد (در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يک محصول جديد است). خلاقيت و ابتکار عبارت است از طي کردن راهي تازه با پيمودن يک راه طي شده قبلي به طرزي نوين.
تاثيرات خلاقيت با پيشرفت روزافزون دانش و تکنولوژي و جريان گسترده اطلاعات:
امروزه جامعه ما نيازمند آموزش مهارت هايي است که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. هدف بايد پرورش انسان هايي باشد که بتوانند با مغزي خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند به گونه اي که انسان ها بتوانند به خوبي با يکديگر ارتباط برقرار کرده و با بهره گيري از دانش جمعي و توليد افکار نو مشکلات را از ميان بردارند کاري که بسيجيان در دوران جنگ تحميلي بخوبي آن را انجام دادند و در حال حاضر نيز آنرا ادامه مي دهند امروزه مردم ما نيازمند آموزش خلاقيت هستند که با خلق افکاري نو به سوي يک جامعه سعادتمند قدم بردارند. رشد فزاينده اطلاعات، سبب شده است که هر انساني از تجربه و علم و دانشي برخوردار باشد که ديگري فرصت کسب آنها را نداشته باشد، لذا به جريان انداختن اطلاعات حاوي علم و دانش و تجربه در بين انسان ها يکي از رموز موفقيت در دنياي امروز است. هيچ کس قادر نيست به ميزان اطلاعات واقعي هر کس که در گوشه ذهن او نهفته است پي ببرد. اين اطلاعات زماني به حرکت درمي آيد که انگيزه اي قوي سبب رها شدن آن به بيرون ذهن مي شود. در اين مرحله انسان ها به سرنوشت يکديگر حساسند و در جهت رشد يکديگر مي کوشند و در نهايت سبب مي شود جرياني از علم و دانش و تجربيات ميان آنها جاري شود که همين امر زمينه ساز ابتکار و خلاقيت خواهد بود يکي از عوامل موثر در بروز ابتکار و خلاقيت در يک جامعه، زمينه سازي و بسترسازي در بين انسان ها جهت ايجاد فرهنگي است که در آن همگان در تلاش براي رشد دادن ديگري هستند و با تاثير بر روي يکديگر به پيشرفت جامعه کمک مي کنند. در اين ميان بسيجيان غيور گوي سبقت را از يکديگر ربوده بودند و تلاش براي پيشرفت خود و ديگران مي نمودند يکي از شرايط لازم براي پديدار شدن افکار نو، وجود آرامش براي مغز است که با توجه به اينکه بسيجيان داراي از خود گذشتگي والائي هستند اين آرامش را دارند. به همين خاطر لازم است انسان ها بکوشند در جامعه شرايطي پديد آيد که در بستر آن مغز بينديشد و تکامل يابد و سبب ساز افکار نو شده و شرايط براي سازندگي در جامعه مهيا شود. با افزايش سپرده گذاري هاي اخلاقي مي توان شرايط را براي شکل گيري يک محيط آرامبخش در جامعه فراهم کرد. کاهش سپرده گذاري هاي اخلاقي در جامعه سبب مي شود که زمينه براي گسسته شدن روابط اجتماعي گسترش يابد و با سست شدن پيوندهاي اجتماعي، شرايط لازم راي بروز خلاقيت در جامعه سخت تر مي شود. زيرا فرصتي براي تفکر کردن وجود نخواهد داشت. عوامل موثر بر خلاقيت و ابتکار «روبرت جي استرنبرگ» و «لينداي اوهارا» در بررسي هاي خود شش عامل را در خلاقيت و ابتکار افراد موثر دانسته اند:
1 – دانش: داشتن دانش پايه اي در زمينه اي محدود و کسب تجربه و تخصص در ساليان متمادي.
2 – توانايي عقلاني: توانايي ارائه ايده خلاق از طريق تعريف مجدد و برقراري ارتباطات جديد در مسائل.
3 – سبک فکري: افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مديريت ارشد سبک فکري ابداعي را برمي گزينند.
4 – انگيزش: افراد خلاق عموما براي به فعل درآوردن ايده هاي خود برانگيخته مي شوند.
5 – شخصيت: افراد خلاق عموماً داراي ويژگي‌هاي شخصيتي مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهاي بيروني و داخلي و نيز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.
6 – محيط: افراد خلاق عموماً در داخل محيط هاي حمايتي بيشتر امکان ظهور مي يابند.
ويژگي‌هاي افراد خلاق و مبتکر: روانشناسان سعي داشته اند تا مشخصات افرادي که داراي سطح بالايي از خلاقيت و ابتکار هستند مشخص کنند، «استيز» عوامل زير را براي افراد خلاق و مبتکر بيان داشته است.
سلامت رواني و ادراکي: توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده به طور سريع.
انعطاف پذيري ادراک: توانايي دست کشيدن از يک قاعده و چارچوب ذهني
ابتکار: توانايي در ايجاد و ارائه پيشنهادهاي جديد
ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي: توجه کردن و در نظر گرفتن چالش هاي جديد مسائل پيچيده استقلال راي و داوري: متفاوت بودن از همکاران در ارائه نظرات و انديشه هاي نو عده اي ديگر ويژگي هاي افراد خلاق و مبتکر را به صورت زير دسته بندي مي کنند.
خصوصيات ذهني: کنجکاوي دادن ايده هاي زياد درباره يک مسئله ارائه ايده هاي غيرعادي توجه جدي به جزئيات دقت و حساسيت نسبت به محيط به خصوص به نکاتي که در نظر ديگران عادي به شمار مي روند روحيه انتقادي علاقه وافر به آزمايش کردن و تجربه نگرش مثبت نسبت به نوآفريني
خصوصيات عاطفي: آرامش و آسودگي خيال، شوخ طبعي، علاقه به سادگي و بي تکلفي در نوع لباس و جنبه‌هاي گوناگون زندگي، دلگرمي و اميد به آينده، توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه با ديگران، اعتماد به نفس و احترام به خود.
شهامت خصوصيات اجتماعي: پيش قدمي در قبول و رويارويي با مسائل مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليت هاي گوناگون قدرت جلب حس اعتماد.
خلاقيت و ابتکار پزشکي در جنگ: تابستان سال 1362 بهمراه چند نفر از دوستان که آموزش پزشکياري ديده بودند به جبهه اعزام شديم پس از گذشت چند روزي در اهواز ما را به خرمشهر اعزام کردند ما هم با کمک برادران بسيجي در محلي بنام کشتارگاه خرمشهر اورژانسي را براي درمان مجروحين با خلاقيت‌ها و ابتکارات خود ايجاد نموديم و درخواست دارو و تجهيزات کرديم تا اينکه تقريبا با توجه به امکانات اورژانس نسبتا خوبي شروع بکار کرد، هوا بسيار گرم و طاقت فرسا بود مخصوصا براي رزمندگاني که در زير چادر يا درداخل سنگرها جلوتر از ما در پل نو و شلمچه بودند چند روزي گذشت، مجروحيني که مي آمدند ما به مداواي آنها مشغول بوديم تا اينکه يک روز مجروحي را آوردند با خونريزي شديد در حالي که هيچ ترکش يا گلوله اي نخورده بود ولي از دهان، گوش و بينيش خون جاري بود از پزشکان متخصص درجه يک کمک گرفتيم و بهترين داروهاي ضدانعقاد را بکار گرفتيم ولي رزمنده پس از همه تلاش‌ها خونريزيش بند نيامد و شهيد شد چند روزي رزمندگاني را که با علامتهاي بالا مي آوردند و کليه تلاش‌ها انجام مي شد آنها شهيد مي شدند براي حل مشکل از پزشکان تهران درخواست کمک کرديم و داروهاي خود را جديدتر نموديم تا مشکل را حل کنيم ولي باز هم مشکل قابل حل نبود و واقعا علت را نمي دانستيم چيست و تنها فکر ما اين بود که شايد عراق از مواد جديد و خاصي استفاده مي کند تا اينکه يکي از روزها اينجانب از خلاقيت و ابتکار خود استفاده نمودم و مجروحي که با حالت توضيح داده شده آمد در داخل واني قرار دادم و همه بدنش را با يخ پوشش دادم، 20 دقيقه گذشت ناگهان متوجه شدم مجروح درخواست کمک مي نمايد که «خيلي سردم شده است» او را از وان خارج نمودم ساعتي نگذشت انگار مجروح اصلا مشکلي نداشته است از آن به بعد هر مجروحي با علامت پيشگفت آورده مي شد بلافاصله ابتکار و خلاقيت بوجود آمده بکار گرفته مي شد و پاسخ دريافتي از پاسخ همه داروهاي شيميايي بهتر بود البته با توجه به امکانات و خاص بودن محل درماني خلاقيت هاي فراوان بکار گرفته مي شد که بدليل طولاني شدن مقاله از بيان آنها صرفنظر مي-نمايم. والسلام
منابع:
1 – استيفن پي. رابينز و ديويد اي. دي سنزو. مباني مديريت.
2 – احمدپور دارياني محمد کارآفريني، تعاريف، الگوها، ناشر شرکت پرديس.
3 – صمد آقايي جليل. سازمان هاي کارآفريني. ناشر مرکز آموزش مديريت دولتي.
4 – دراکرپيتر. رشته علمي به نام خلاقيت. مترجم سيد صالح واحدي. مجله تدبير شماره 43.
5 – نيلي آرام علي. خلاقيت و نوآوري در سازمان. مجله تدبير. شماره 85.
6 – تراز ام امابايل. خلاقيت را چگونه از بين ببريم. مترجم حسين حسيني. مجله تدبير دکتر سيد مهدي الواني. مديريت عمومي، نشر ني.
7 – افشار محمد. دفترچه خاطرات جنگ.
8 – افشار محمد. خلاقيت چيست.
9 – جزوات کارگاه خلاقيت دانشگاه علوم پزشکي کاشان.

بازتعريف فرهنگ شهيد و شهادت

بازتعريف فرهنگ شهيد و شهادت
(بتول توانا ، سميه پاک نژاد، مريم خصلتي ، عصمت سازوار، مجتبي ازقندي)
کارشناس کتابخانه مرکزي دانشگاه علوم پزشکي گناباد

چکيده:
جنگ به عنوان پديده اي اجتماعي همواره در جوامع انساني وجود داشته است. هرجا که سخن از جنگ به ميان آيد، ناخوشايند است و ناپسند. اما، گاهي همين عنصر، عرصه را براي ظهور زيباترين صفات بشري فراهم مي کند.
در حماسه هشت سال دفاع مقدس شرايطي بوجود آمد که سبب تبلور عملي و تجلي عيني همه ارزش‌هاي متعالي انساني شد. ارزش‌ها در اين جنگ شکوفا شد و واقعيت عملي يافت. ارزش‌هاي اخلاقي که ريشه در فطرت آدمي داشته و عامل مهم و اساسي در هدايت انسان در مسير صحيح اند.
انقلاب اسلامي با هدف تجديد حيات اسلام، عامل بيداري فطرت در خواب و گرفتار در طبيعت مسلمين بود. با اين انقلاب و در جريان اين انقلاب، فرهنگ عميق اسلامي فرصت بروز و ظهور يافت. از سوي ديگر تجاوز به حريم پاک سرزمين اسلامي زنگ خطري بود که مردم را به حفظ و حراست از پيشينه ارزش‌ها و باورهاي فرهنگي خويش واداشت.
هشت سال دفاع مقدس و عمليات رزمندگان اسلام با همه فراز و فرودش به خلق فرهنگي غني منجر شد همان تفکري که از آن به عنوان پايداري و شهادت نام مي برند.
در اين مقاله سعي شده تا به مفهوم فرهنگ شهادت و دفاع مقدس پرداخته شود.
کليد واژه ها: شهيد، شهادت، فرهنگ شهادت، دفاع مقدس، گناباد

مقدمه:
سخن گفتن در باب دفاع مقدس و فرهنگ شهادت آسان نيست و از سوي ديگر نمي توان نيز از آن گذشت، وقتي از دفاع مقدس و شهادت طلبي و ارزش هاي بروز يافته در آن دوران پرافتخار سخن به ميان مي آيد زبان از گفتن و قلم از نوشتنش باز مي ماند. با اين وجود نمي توان به سکوت گذراند و اين مقوله مهم و انساني را فرو گذاشت.
پس مي توان با بهره گيري از فرهنگ غني و متعالي اسلام، شهادت را که مي رفت به دست فراموشي سپرده شود، روح و حياتي تازه بخشيد.
استمرار فرهنگ شهادت در جامعه ما ريشه در سوگواري‌هاي منبعث از قيام عاشورا داشته و احياي آن به دست مصلحان دين، با غبارروبي از چهره تابناک قهرمانان صحنه کربلا، صورت گرفته است. اگر سنت روضه خواني و مراسم سوگواري نبود، شايد هرگز خاطره اي از حماسه حسيني باقي نمي ماند و هرگز نمونه اي عيني و مجسم از شهيد و شهادت که به مدد آن بتوان پاي در ميدان جهاد نهاد و پايمردي و جانفشاني کرد در دست نبود (1)
اکنون که سخن از شهيد و شهادت به ميان آمد ضروري است که به بررسي شهيد و فرهنگ شهادت پرداخته شود.
روش بررسي:
در اين پژوهش که به روش کتابخانه اي صورت گرفت با مراجعه به کتب مختلف مرتبط با موضوع، مطالب جمع آوري و سپس تحليل گرديد.
مفاهيم فرهنگ:
فرهنگ مقوله اي است که بسياري از انديشمندان، متفکرين و صاحب نظران علوم اجتماعي درباره آن سخن گفته اند. جا دارد ابتدا اهميت فرهنگ را از زبان امام خميني (ره) بشنويم: «بي شک بالاترين و والاترين عنصري که در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را نشان مي دهد». (2) از فرهنگ، تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است، با توجه به تاکيد خاصي که از کاربرد آنها نشات گرفته آن را مي توان به چند دسته تقسيم کرد.
1 – تعريف‌هاي تاريخي: که تکيه بر ميراث اجتماعي در طول تاريخ جامعه دارد.
2 – تعريف‌هاي روان شناختي: که تکيه بر الگو و روش تسهيل سازگاري با محيط و جامعه دارد.
3 – تعريف‌هاي ساختاري: که در آن تاکيد بر ايجاد شده ها توسط اجتماع بشري دارد.
4 – تعريف‌هاي تشريحي: تاکيد بر عناصر تشکيل دهنده فرهنگ دارد و …
اما منظور از اين تقسيمات، يک نتيجه گيري مهم است و آن اين است که «وسعت قلمرو فرهنگ به وسعت حيات اجتماعي است و مهم ترين خصوصيت، اين است که امر عرضي نيست. بلکه انسان آن را در ضمن زندگي در بين مردم فرا مي گيرد انسان با فرهنگ به دنيا نمي آيد، بلکه ضمن رشد در داخل يک فرهنگ خاص، ذخاير انديشه و ميراث هاي معنوي شکل گرفته و در طول سالهاي پيشين مي آموزد» اگر از تعاريف فرهنگ عبور کنيم، بايد به سه ويژگي مهم فرهنگ اشاره کنيم که عبارتند از:
1 – مشترک بودن؛
2 – اکتسابي بودن؛
3 – قابليت انتقال؛
با توجه به توانايي خارق العاده انسان در يادگيري، انسان شناسان و جامعه شناسان در مورد دو ويژگي اخير فرهنگ و نيز اين موضوع که يادگيري و انتقال فرهنگ، از طريق اجتماعي شدن و به وسيله نهادها انجام مي پذيرد، اتفاق نظر دارند. (3)
تعريف شهادت و شهيد:
واژه شهادت مصدر است از ريشه شهد، به معناي حاضر بودن و گواه بودن و در مقابل عالم غيب، قرار دارد. (4) شهيد صفت مشبهه است و در معناي ناظر، حاضر و گواه آمده است. در اصطلاح، شهادت، قتل در راه خداست. (4)
کشته شدن به هر نحوي در راه خدا و براي رضاي او، مقدس و ارجمند است و هنگامي که کسي جان خود را براي هدفي مقدس و انساني که خشنودي خدا را در پي داشته باشد، فدا مي کند و با نثار جان، اين چنين مرگي را مي پذيرد، به شهادت رسيده است. به کسي که در راه خدا کشته مي شود شهيد مي گويند (5).
شهادت در اسلام:
در اسلام، کشته شدن آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه آرماني مقدس و پاک که به تعبير قرآن «في سبيل الله» ناميده مي شود، شهادت نام دارد و کسي که به چنين مقامي دست مي يابد، شهيد است. (6)
البته پذيرفتن مرگ، هنگامي ارزشمند است و قداست دارد که از سويي آگاهانه باشد و از سوي ديگر، رضايت و خشنودي خداوند را در پي داشته باشد. (7)
هر کسي که در راه رسيدن به يک آرمان مقدس گام برمي دارد و مبارزه مي کند و سختي‌ها را تحمل مي کند نهايت تلاش و همت خود را تا حد جان باختن به کار مي گيرد تا به آن هدف مقدس دست يابد.
شهادت و شهيد در قرآن:
واژه شهادت و شهيد، بارها در قرآن آمده است بطوريکه در آيه هاي 19 حديد، 69 زمر و 69 نساء واژه «شهدا» آمده است و در آيه 72 نساء واژه «شهيد» ذکر شده است.
در اين آيه ها، خداوند به مقام و جايگاه والاي شهيدان اشاره کرده و آنان را در رديف پيامبران و صديقان و نيکوکاران قرار داده است و مي فرمايد:
اينان وارستگاني هستند که به دليل رضاي خدا، از جان خويش درگذشتند و آن را در راه او نثار کردند و خداوند نيز اين بندگان را دوست دارد. (بقره، 207)
مومناني که جلب رضايت و خشنودي پروردگار را بر دور ماندن از خانه و کاشانه خويش و تحمل رنج و محنت (آل عمران، 195) ترجيح داده و قدم در اين راه نهاده اند و اينها ويژگي هايي است که تنها از عهده مومناني پاک باخته و بااخلاص اند برمي آيد.
«و لئن قتلتم في سبيل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون.»
و اگر در راه خدا کشته شده و يا بميريد در آن جهان به آمرزش و رحمت خدا نايل شويد و آن بهتر از هر چيزي است که در حيات دنيا فراهم نموده ايد. (آل عمران، 157)
«و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون. فرحين بماء اتئهم اللهه من فضله»
البته نپنداريد که کشته شدگان در راه خدا مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند پس آنان به فضل و رحمتي که از خداوند نصيبشان گرديده شادمانند. (آل عمران، 169)
شهيد و شهادت در احاديث:
از پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) و امامان شيعه(عليه‌السلام) روايت هاي فراواني در باب شهادت و جايگاه آن و مقام شهيد در کتاب‌هاي ديني نقل شده است.
پيامبر اکرم کشته شدن در راه خدا را بالاترين نيکوکاري‌ها مي داند. (8)
و بهترين مردم را کسي معرفي مي کند که خواهان کشته شدن در ميدان جنگ باشد (9)
امام(عليه‌السلام) در خطبه 123 نهج البلاغه مي گويد که گرامي ترين مرگ ها، کشته شدن در راه خداست. (10)
و امام حسين(عليه‌السلام) در راه کربلا مرگ را سعادت مي بيند و زندگي با ستمگران را ننگ و خواري مي شمارد (11)
حقيقت شهادت در منظر پيروان قرآن و مکتب نبوي و علوي داراي هفت رکن است:
1 – ايمان به خدا و پيامبر و ائمه اطهار(عليه‌السلام).
2 – گزينش آگاهانه.
3 – به فرمان خدا و رسول او و با برنامه هاي خدا و پيامبر حرکت و رزم کردن.
4 – در راه خدا رزم و جهاد کردن (انگيزه الهي داشتن).
5 – براي خشنودي خدا و رسيدن به رضوان و قرب او ايثار مال و جان نمودن.
6 – براي اعلاء کلمه حق و ريشه کن نمودن باطل پيکار کردن.
7 – در معيت خدا و اولياء خدا بودن و در رکاب آنان پيکار کردن. (12)
شهيد و شهادت از ديدگاه امام خميني:
حضرت امام خميني (ره) براي شهادت چنان ارزش و اهميتي قايل بود که در آثار مکتوب و بيانات خويش آن را توصيف و تبيين نموده است. ايشان از آن به «فوز عظيم» «توفيق عزت» ، «عزت ابدي»، «سعادت هميشگي»، «چراغ هدايت ملت ها»، «افتخار جاوداني»، «اوج بندگي و سير و سلوک در عالم معنويت»، «هديه اي براي افراد لايق»، «آزادي روح»، «رهايي از زندان»، «عامل پيروزي»، «ديدن جمال جميل و جل و جلا»، «شيرين تر از عسل» و … ياد مي کند و ايثارگري و شهادت را ميراثي گرانبها مي داند که از اولياء و انبياء به ارث رسيده است. (13)
بنابر آنچه گذشت، ايثار و شهادت را مي توان با استناد به روايات و احاديث نوعي آزمايش الهي براي مومنان و رهروان راه حق برشمرد که از طريق آن به نداي پروردگار خود لبيک مي گويند و در برابر فرامين و دستورات الهي سر تعظيم و تسليم فرود مي آورند.
چرا به شهيد، شهيد گفته اند؟
1 – شهيد را از آن جهت شهيد مي گويند که ملائکه خداوند براي قبض روح پاک شهيد و انتقال آن به بهشت و ملکوت اعلي در کنار جسم او حضور مي يابند و او را مشاهده مي کنند و گرد و غبار از سر و روي او مي زدايند او را غسل مي دهند و بهشت و کرامت و رحمت الهي را به او بشارت مي دهند.
2 – خداوند تبارک و تعالي براي او به بهشت شهادت داده و مي دهد.
3 – شهيد براي اقامه حق قيام کرده و در اين راه کشته شده است.
4 – شهيد در روز قيامت به همراه انبياء فرا خوانده مي شود تا برامتهاي گذشته شهادت دهد.
5 – چون شهيد هميشه زنده و حاضر است و نمرده است و اين تاکيد قرآن کريم است که او همواره زنده و جاويد است و شاهد و ناظر خواهد بود.
6 – شهيد شاهد و ناظر نعمتها و کرامتها و رحمتهايي است که خداوند براي او آماده کرده و تا روز قيامت در آن متنعم خواهد بود.
7 – شهيد شاهد و ناظر ملکوت الهي و ملک پروردگار و حقايق و عجايب و شگفتيهاي جهان بالا است.
8 – او در روز قيامت شاهدي بزرگ همراه دارد و گواهي مي دهد که او شهيد است آن گواه بزرگ خون پاک اوست. (14)
فرهنگ شهادت:
منظور از فرهنگ شهادت اجمالاً به مجموعه ي باورهاي ديني و آموزه هايي که باعث شکل گيري و رشد روحيه ي شجاعت، مبارزه و جهاد در راه خداي – متعالي – که نهايتاً به کشته شدن افراد در راه ايمان و عقيده شان منجر مي شود، است.
در يک تقسيم بندي محتوايي فرهنگ ايثار و شهادت را مي توان به صورت زير تقسيم بندي کرد:
1 – فعاليت هاي آموخته شده و مشترک نظير ايثار کردن و از جان گذشتن؛
2 – افکار و انديشه ها، نظير از جان گذشتن در راه خدا و مقابله با کفر، جهاد و …؛
3 – محصلات اجتماعي و مشترک نظير لباس ها، مقبره ها و گنبدهاي شهدا؛
4 – فن آوري، ابزارهايي که محصولات مادي مربوط به شهادت و ايثارگري را مي سازد؛
5 – سازمان اجتماعي، نهادهايي نظير بنياد شهيد و … که در اين زمينه فعاليت مي کند؛
6 – ايدئولوژي، نظير ارزش ها و باورهايي که پشتوانه فرهنگ ايثارگري و شهادت است (15).
محور اصلي اين فرهنگ نيز همان شهيد و انگيزه هاي متقن و مقدسي است که او را به سمت شهادت-طلبي سوق مي دهد.
فرهنگ شهادت طلبي به واسطه ريشه و خاستگاههاي تاريخي خود نوعي فرهنگ ديني و ملي است و مي تواند نسخه شفابخشي براي حفظ تماميت ارضي کشور در مقاطع متفاوت باشد و اين فرهنگ به عنوان کارآمدترين و موثرترين عنصر در پيشبرد اهداف و حفظ ارزش‌ها و مقابله با دشمنان داخلي و خارجي مطرح بوده است. (16)
پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 نيز مرهون دو چيز بود: يکي رهبري بي نظير و پيامبرگونه حضرت امام خميني (ره) و دوم فرهنگ شهادت طلبي که مردم انقلاب خود را بدان آراسته بودند و با دست خالي به مقابله با توپ و تانک و مسلسل هاي مزدوران طاغوت مي رفتند و از مرگ هيچ هراسي نداشتند.
اوج تجلي فرهنگ شهادت طلبي در هشت سال دفاع مقدس نمايان بود چرا که جوانان با پيشاني بندهاي يازهرا ياابوالفضل يا مهدي و … توانستند با کمترين ساز و برگ نظامي بر ارتش تا دندان مسلح دشمن که توسط استکبار جهاني تجهيز مي شد پيروز شوند و پرچم انقلاب و اسلام ناب را همچنان برافراشته نگهدارند.
يکي از فرماندهان دفاع مقدس مي گويد:
روحيه شهادت طلبي رزمندگان ما زبانزد دنيا شده است به طوري که جديداً عراق اعلام کرده است که ما با اين شهادت طلبي رزمندگان اسلام نمي توانيم مقابله کنيم و کاري از دست ما ساخته نيست.
يکي از فرماندهان عراقي هم مي گويد رزمندگان ايران را مي بينم که پا مي گذارند روي ميدان‌هاي مين، عبور مي کنند، به ما حمله مي کنند اما سربازان خودمان، سربازان عراقي، را مي بينم که پوتين هايشان را مي کنند و آهسته و بي سر و صدا فرار مي کنند! چطور مي شود جنگيد؟! چطور مي شود عقب نشيني نکرد؟! (16)
حال وظيفه ما در دوران کنوني چيست؟ آنان که رفتند کار حسيني کردند و آنان که مانده اند بايد کار زينبي کنند.
اينک بايستي با پايبندي به ارزش‌هاي والاي اسلامي و انقلابي ضمن پاسداري از حرمت خون شهيدان زمينه احيا و گسترش فرهنگ شهادت را فراهم آوريم. زيرا استکبار جهاني هميشه و در همه حال در انديشه پيروزي بر ما و پايمال نمودن عزت و عظمت ماست و شواهد تاريخي نشان داده است که در اين راه از هر حربه اي که بتواند در اين زمينه بهره جسته و استفاده مي کند.
دروني کردن ارزش هاي فرهنگ ايثارگري و شهادت:
براي حفظ و انتقال ارزش ها و دروني کردن آن در نسل جديد احتياج به برنامه دراز مدت است. بدين منظور براي انجام اين مهم شرايط زير ضروري است و عدم وجود اين شرايط، به منزله عدم تحقق دروني شدن ارزش ها و آرمان هاي جامعه خواهد شد:
1 – قبل از هر چيز بايد خود مسئولين جامعه، آرمان گرا و معتقد به آرمان هاي جامعه بوده و عامل به انجام و پيگيري آن باشند و صادقانه مشکلات جامعه را با مردم در ميان نهاده و از هرگونه پنهان کاري پرهيز کنند.
2 – جلوگيري از تنزل ارزش هاي دفاع مقدس از سطح ملي – مردمي به سطح ارزش هاي گروهي (گروه رزمندگان) از طريق شکستن حصر ارزش ها و منحصر ندانستن آنها به گروهي خاص و زمينه سازي براي اهميت يافتن اين ارزش ها از طريق تبيين مياني عقلاني آنها.
3 – باورپذير کردن ارزش هاي دفاع مقدس از طريق اجتناب جدي از تبليغاتي کردن آنها و در نظر گرفتن مخاطبان اين ارزش‌ها.
4 – استفاده از نمادهاي بديل به منظور بازآفريني فرهنگي ارزش هاي دفاع مقدس در عين حفظ روح کلي آنها.
5 – هماهنگي بين بخش فرهنگ با ساير بخش هاي جامعه.
6 – اطلاع رساني درست از مسايل جامعه.
7 – از بين بردن تعارض بين صاحب نظران در تعريف ارزش ها و مسائل مختلف فرهنگي و اجتماعي.
8 – از بين بردن جاه طلبي و سابقه الگوهاي ديني و فکري جامعه براي رسيدن به قدرت.
9 – از بين بردن مظاهر ضدارزشي در سطوح مختلف جامعه.
10 – تعليم و تربيت غيرمستقيم و جذاب مطالب و مباحث عيني و عملي فرهنگ ايثار و شهادت از جمله: برشمردن برجستگي هاي مرگ شهادت طلبانه و تفاوت آن با مرگ طبيعي؛ تبيين اصل دفاع مشروع که اصلي عام، عقلايي و انساني است؛ تبيين اين مدعا که آدميان در کنار حق، نسبت به ديگران مکلف نيز هستند و تقدير و استدلال عقلي و نقلي ر اين مدعا که انسان در مقابل يکديگر وظيفه دارد؛ تبيين اصل و ضرورت وجود امنيت و پيوند اين اصل با فرهنگ ايثار و شهادت؛ استفاده از ادبيات داستاني، فيلم هاي جذاب ، اردوها و بازديدهايي از مناطق جنگي به منظور تقويت روحيه تعادل، تعامل و تفاهم جوانان و نوجوانان در زندگي اجتماعي و …
مجموعه موارد ياد شده راهکارهايي را سامان مي دهد که موشکافي و تبيين دقيق و يافتن ابعاد کاربردي آنها برعهده پژوهشگران فرهنگي کشور است. (17)
نتيجه گيري:
بنا بر آنچه گفته شد، در اسلام، هر کس در راه خدا و براي خدا و رضاي او کشته شود به شهادت رسيده است. چنين فردي شريف ترين گونه ي مرگ را انتخاب کرده است و جان عزيز خود را خالصانه به جانان تقديم کرده است. ضمن اينکه با فداکاري خود، فضايي مساعد براي زندگي ديگران فراهم کرده است. بنابراين شهادت زيباترين تجلي اهتمام ورزي و خدمت رساني به مردم است. به نظر مي رسد رمز موفقيت شهدا در ربودن گوي سبقت و ارائه ي والاترين گونه ي خدمت رساني به مردم، در موارد ذيل خلاصه شود:
الف) جلب رضايت پروردگار به عنوان مهمترين عامل.
ب) فارغ بودن از محاسبات مادي و دنيوي.
ج) اداي کامل حقوقي که ملزم به رعايت آنها بوده اند به کلام ديگر انجام خالصانه ي وظايف و تکاليف بدون در نظر گرفتن نتيجه ي آن.
اينها همه قطره اي بود از درياي عناصر اين فرهنگ گران سنگ که واقعاًٌ تبيين آن صدها قلم و خروارها کاغذ مي طلبد.
اميد است ايننوشتار تلنگري باشد براي محققين که هرچه بيشتر در اين زمينه بنويسند و انديشه کنند و پرده از جنبه‌هاي بي حد اين فرهنگ بي مانند يعني فرهنگ شهيد و شهادت بردارند.
خدايا! ما را وارثان شايسته اي براي شهيدان والامقام، بهترين خدمتگزاران مردم، قرار بده. خدايا! ما را در انجام درست وظايف و تکاليفمان ياري کن و از تضييع حقوق واجبمان بر حذر بدار.
منابع و مآخذ:
قرآن کريم.
1 – امام خميني (ره)، سيد روح الله، ايثار و شهادت در مکتب امام خميني، تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1375.
2 – صحيفه نور، جلد 15، ص 160.
3 – پناهي محمدحسين. نامه پژوهش، شماره 23 «نظام فرهنگي و کارکردها و دگرگونيها». ص 93.
4 – معلوف لوئيس (1973 .). المنجد، بيروت: دارالمشرق چاپ دوم. تهران: انتشارات اسماعيليان. 1365، چاپ دوم.
5 – دهخدا علي اکبر. لغت نامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1377، ج 3 .
6 – مطهري مرتضي. قيام و انقلاب مهدي (عج)، تهران: انتشارات صدرا، 1361 .
7 – شريعتي علي. شهادت، تهران: بي نا، 1357 .
8 – کليني ابويعقوب. اصول کافي، تصحيح هاشم رسولي، قم: دارالکتب، 1361 .
9 – حر عاملي شيخ. وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، بيروت، لبنان: دارالحياء التراث العربي، بي تا. ص 244
10 – شريف رضي نهج البلاغه، ترجمه علامه سيد جعفر شهيدي، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1373، چاپ ششم.
11 – نيري محمد يوسف. مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز شماره اول «شهيد و شهادت در عرفان اسلامي».
12 – رضواني علي اکبر. فلسفه شهادت، قم: انتشارات هجرت، 1362. ص 117.
13 – امام خميني (ره)، سيد روح الله. ايثار و شهادت در مکتب امام خميني (ره)، تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1377.
14 – ذاکري سيد مجيد. مقام شهيد در پيشگاه پروردگار مشهد: نشر مرتضي، بي تا.
15 – حسين زاده وحيد فصلنامه فرهنگ عمومي، شماره 37 «آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت …»، ص 6.
16 – سايت جامع دفاع مقدس
Available at: WWW.Sajed. IR
17 – حسين زاده وحيد. فصلنامه فرهنگ عمومي، شماره 37 «آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت…»

جايگاه و قداست فرهنگ شهيد و شهادت از ديدگاه قران و احاديث

جايگاه و قداست فرهنگ شهيد و شهادت از ديدگاه قران و احاديث
(عليرضا عطاردي ، نرجس بحري) – عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
(هدايت اله شمس، وجيهه سادات باقرزاده) – کارشناس مديريت برنامه ريزي آموزشي

چکيده
مقدمه: انسان از لحظه تولد بسوي مرگ مي شتابد و مرگ او را طرق و شيوه‌هاي مختلفي است و هدف از مرگ نيز گوناگون و متفاوت است و اين تفاوت ناشي از بينش و درک انسانها از زندگي و خالق هستي و باورهاي آنان مي باشد. در اسلام مرگي بالاترين و ارزشمندترين است که درراه خدا و براي رضاي او و خصوصا در مقابل کفار و دشمنان او باشد که در اين مورد نظرات و سفارشات زيادي از بزرگان دين به ما رسيده است. پژوهشگران در اين بررسي اين نظران و توصيه ها را مورد بررسي تحليل و تطبيق قرار داده اند.
روش پژوهش: براي انجام اين بررسي توصيفي از منابع کتابخانه اي و سايتهاي اينترنتي و ساير اطلاعات موجود در دانشگاه‌ها، دفتر نهاد مقام معظم رهبري و ساير مقالات موجود در اين زمينه و يادواره هاي برگزار شده کمک گرفته شده و اطلاعات گردآوري شده مورد بررسي تحليل و تطبيق قرار گرفتند.
يافته ها: با توجه به اهميت شهيد و شهادت و افتخار اين فضيلت در دين اسلام و سفارش زياد منابع مکتوب و غيرمکتوب اسلامي در اين زمينه، توصيه ها و سفارشات زيادي در موارد مختلف و در هر موردي از قرآن، پيامبر اسلام(صلي‌الله‌عليه‌وآله) و ائمه معصومين براي شهيد و شهادت بدست آمد که از جمله آنان سوره آل عمران، آيه 169: «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون» «مرده نپنداريد کساني که در راه خدا کشته مي شوند، بلکه زنده اند و نزد خداي خود روزي مي برند.» و در مورد خون شهيد از امام سجاد(عليه‌السلام) نقل شده است: ان علي ابن الحسين عليه اسلام کان يقول: قال رسول الله صلي الله عليه و آله : ما من قطره احب الي الله عزوجل من قطره دم في سبيل الله. امام زين العابدين عليه السلام پيوسته از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمود: هيچ قطره اي در نزد خداوند دوست داشتني تر از قطره خوني که در راه خدا ريخته مي شود، نيست. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 8، حديث 11).
نتيجه گيري: با توجه به يافته هاي موجود و بررسي انجام شده بنظر مي رسد هيچ امري بالاتر و افضل از مرگ در راه رضاي خدا يعني شهادت وجود ندارد و خوشا به حال آناني که راه نجات و رستگاري را برگزيدند و آنها سعادتمند و وعده داده شده به بهشت برين هستند.
کليد واژه ها: شهيد، شهادت، مرگ، گناباد

مقدمه:
شهيد از ماده شهود در شهادت است. (لسان العرب) شهيد هم به معناي حضور است و هم به معني علم و يقين است و هم به معني معاينه و مشاهده است. اگر ما بخواهيم تمام رويدادهاي بزرگي که در تاريخ زندگي به وجود آمده و در صفحات تاريخ صحبت شده، مشخص کنيم و آنها را ارزيابي کنيم هيچ کدام از آنها ارزشمندتر و بااهميت تر از مساله شهادت نيست. شهادت تنها يک مساله از خودگذشتگي و فداکاري نيست؛ بلکه شهادت عبارت است از خودگذشتگي و فداکاري توام با پيدا کردن و زنده نمودن تمام افراد انسانها از حالت خفتگي و بي توجهي. بنابراين شهيد به واسطه ي شهادتش، خون در رگ افراد مرده و خفته ي اجتماع تزريق مي کند و آنها را زنده و بيدار مي سازد شهيد به کسي مي گويند که به مرگ معمولي نمي ميرد. بلکه در راهي مقدس که گاهي ملي و گاهي مذهبي است، کشته مي شود. در دين اسلام نيز شهيد به کسي گفته مي شود که در راه دين خود کشته مي شود. کلمه شهيد داراي تقدس خاصي است بطوريکه در دين اسلام کسي که به شهادت رسيده طي احکام خاصي نياز به غسل و کفن نيز ندارد و حتي در بعضي احاديث و روايات از حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌وآله)، پيامبر اسلام و امامان شيعه روايت شده است که شهدا بدون هيچ سوال و جوابي جز حق الناس وارد بهشت مي شوند.
در رابطه با قداست شهيد، آيت الله شهيد مطهري مي فرمايند:
شهيد منطق ويژه اي دارد «منطق شهيد» را با منطق افراد معمولي نمي شود گنجاند. منطق او بالاتر است، منطقي است آميخته با منطق عشق از يک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف ديگر. يعني ترکيبي از دو منطق زير:
– منطق يک مصلح دلسوخته براي اجتماع خودش
– منطق يک عارف عاشق لقاي پروردگار خودش

و به تعبير ديگر اگر شور يک عاشق عارف را با منطق يک مصلح با همديگر ترکيب بکنيد از آنها منطق شهيد در مي آيد. منطق شهيد منطق سوختن و روشن کردن است. منطق حل شدن و جذب شدن براي احياي جامعه است. منطق دميدن روح به اندام مرده ارزش‌هاي انساني است. منطق حماسه آفريني است. منطق دورنگري، بلکه بسيار دورنگري است. اينکه هاله اي از قدس دور کلمه شهيد را گرفته است و اين کلمه در ميان همه کلمات عظيم و فخيم و مقدس وضع ديگري دارد. براي همين جهت است که اگر بگوئيم قهرمان، ما فوق قهرمان است بگويم مصلح، مافوق مصلح است. هرچه بخواهم بگويم مافوق اينهاست.
متن پژوهش:

قرآن و فضيلت شهادت
در قرآن کريم ايات متعددي درباره شهيد و فضيلت آن در راه خدا ذکر شده است که به اختصار قسمتي از آن را بيان مي کنيم:
الف – بررسي آيات قرآن
1 – سوره بقره آيه 154:
«و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولکن لا تشعرون»
«کسي را که در راه خدا کشته شد، مرده مپنداريد، بلکه او زنده جاويد است، وليکن شما اين حقيقت را نخواهيد يافت.»
در آيه بالا 3 تذکر بسيار مهم درباره شهدا به انسان هاي ديگر شده است:
1 – در پندار و گفتار در مورد شهدا نبايد لفظ (مرگ) را بکار برد.
2 – حيات شهدا بعد از شهادت براي هميشه جاودان است.
3 – ما توان درک زندگي شهدا را نخواهيم داشت.
در حقيقت اين سوره جايگاه شهيد را نشان مي دهد، تا جايي که بشر نمي تواند مقام رفيع شهيد را درک کند.
2 – سوره آل عمران، آيه 139- 140
«ولا تهنوا و لا تخرنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنين»
«سست نشويد و اندوهگين نباشيد و شما برتريد. اگر هستيد مومنان.»
اين آيه بعد از جنگ احد نازل شد، که مومنان در جنگ شست خوردند. اينجا مي خواهد تذکر بدهد که اگر داراي ايمان استوار باشيد براي هميشه برتريد و شما شاهدان و رهبران بر هم نيز هستيد.
3 – سوره حج، آيه 58:
«والذين هاجروا في سبيل الله ثم قتلوا او ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا و ان الله لهو خير الرازقين.»
«و آنان که در راه خدا از وطن هجرت گزيده و در اين راه کشته شده يا مرگ شان فرا مي رسد. البته خدا رزق و روزي نيکويي نصيب شان مي گرداند. که همانا خداوند بهترين روزي دهندگان است.»
در اين آيه پاداش کساني که براي رضاي خدا هجرت را برگزيند، رزق و روزي خاصي معرفي مي کند، يعني برندگان اين صحنه پاداش را از خود خدا مي گيرند. در حقيقت اين آيه ايجاد انگيزه مي کند و شارژکننده براي کساني که مي خواهند در مقابل اهريمنيان ايستادگي کنند.
4 – سوره آل عمران، آيه 169:
«ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»
«مرده نپنداريد کساني که در راه خدا کشته مي شوند، بلکه زنده اند و نزد خداي خود روزي مي برند.»
در اين آيه تفاوت مردن معمولي يا کساني که در راه خدا شهيد شدند، بوضوح ديده مي شود و يک پاداش بزرگ براي اين گروه در نظر گرفته شده است و آن روزي خوردن در نزد خداوند متعال مي باشد.
اين آيه از ويژگي هاي شهدا پرده برداشته که آنان زنده اند و تمام خصوصيات حيات را دارا مي باشند. از آثار حيات، روزي خوردن و ارزاق است که شهدا به نحو احسن از آن برخوردارند.
5 – سوره توبه، آيه 20:
«الذين امنوا و هاجروا و جهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون»
«کساني که ايمان آورده وهجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته اند، نزد خدا مقامي هرچه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند.»
در اين آيه جهادگران با مال و جان در راه خدا را رستگاران معرفي کرده و سعادت آنها را تضمين کرده چرا که مقام شان در نزد خداوند بلند است يعني کساني که بي تفاوت به مستبد نيستند و در برابر کافران قيام مي کنند را تشويق مي کند و پاداش آنها را سعادت و مقام بلند و رستگاري معرفي کرده است.
6 – سوره نساء ، آيه 73:
«ليقتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوه الدنيا بالاخره و من يقتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما»
«مومنان بايد در راه خدا با آنان که حيات مادي دنيا را بر آخرت برگزيدند جهاد کنند و هر کسي در جهاد راه خدا کشته شود فاتح است، زود باشد که او را اجري عظيم دهيم.»
در اين آيه ابتدا تکليف مومنان را مشخص مي کند که در برابر کساني که دنياي مادي را بر آخرت ترجيح دادند، بايد جهاد کنند و حالا اگر در اين جهاد کشته شوند و چه فاتح هر دو را پيروز مي داند و پاداش عظيم مي دهد.
در آيات فوق شهدا را انسان هايي برجسته و بيدار معرفي مي کند و آنها را پيروز واقعي اين دنيا و آن دنيا و روزي خور در نزد خداوند و سعادتمند و فاتح و داراي مقام بلند و شاهد بر ديگر امت ها معرفي مي کند و پاداش شهدا را خداوند بر خود مفروض مي داند.

ب – احاديث
1 – بالاترين نيکيها
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: فوق کل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر.
رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله) مي فرمايد: بالاتر از هر کار خيري، خير و نيکي ديگري است تا آنکه فردي در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خير و نيکي نيست. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 10، حديث 21)

2 – برترين مرگها
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: اشرف الموت قتل الشهاده
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: شهادت برترين مرگهاست (بحارالانوار، ج 67، ص 8، حديث 4)

3 – مرگ برتر
قال اميرالمومنين عليه السلام : ان الموت طالب حثيت لايفوته المقيم و لا يعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.
حضرت علي عليه السلام فرمود مرگ، با شتاب و تعقيب کننده است (همه را دريابد) نه ماندگان از دست برهند و نه فراريان او را بازدارند، گرامي ترين مرگ، کشته شدن در راه خداست. (نهج البلاغه،خطبه 23)

4 – برترين قتل شهادت است
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: اشرف القتل قتل الشهداء
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: والاترين قتل، کشته شدن شهيدان است. (هج الفصاحه، ص 668)
5 – هزار ضربه شمشير به از مرگ در بستر
قال اميرالمومنين عليه السلام: والذي نفس ابن ابي ابيطالب بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي الفراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود: قسم به کسيکه جان فرزند ابيطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشير بر من آسانتر از مرگ در بستر است. (بحارالانوار، ج 97، ص 40، حديث 44)
6 – شهادت ،نه مرگ در بستر
قال امير المومنين عليه السلام : ايها الناس ان الموت لا يفوته المقيم و لايعجزه الهارب ليس عن الموت محيص و من لم يمت يقتل و ان افضل الموت القتل، والذي نفسي بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي فراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود اي مردم همانا ايستادگان و فراريان را از مرگ گريزي نيست و هر کس به مرگ طبيعي نميرد، کشته مي شود و شهادت بهترين مرگ است و سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشير آسانتر است بر من از مرگ در بستر. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 8، حديث 12)
7 – شهادت کرامت است
قال السجاد عليه السلام : القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.
حضرت امام سجاد عليه السلام فرمود: کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست (بحارالانوار، ج 45، حديث 118)
8 – شهادت آرزوي اولياء
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : والذي نفسي بيده (اولا ان رجالا من المومنين لاتطيب انفسهم) لوددت اني اقتل في سبيل الله، ثم احيا ثم اقتل ثم احيا ثم اقتل، ثم احيا ثم اقتل.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : قسم به آنکه جانم به دست اوست (اگر نبود اينکه جمعي از مومنين خوش ندارند) دوست داشتم که در راه خدا نه يکبار و دوبار، که چندين بار زنده گشته و بار ديگر کشته گردم. (صحيح بخاري، ج 4، ص 21، باب تمني الشهاده)
9 – روزي شهادت
قال اميرالمومنين عليه السلام : من دعائه عليه السلام لما عزم علي لقا القوم بصفين:
اللهم رب السقف المرفوع … ان اظهرتنا علي عدونا فجنينا البغي و سددنا للحق و ان اظهرتهم علينا فارزقنا الشهاده و اعصمنا الفتنه.
حضرت علي عليه السلام فرمود خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار. (نهج البلاغه، خطبه 170)
10 – فرجام سعادت و شهادت
عن اميرالمومنين عليه السلام : و انا اسال الله بسمه رحمته و عظيم قدرته علي اعطاء کل رغبه … ان يختم لي و لک بالسعاده و الشهاده
حضرت علي عليه السلام در پايان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت: من از خدا به گشايش رحمت و بزرگي قدرتش (بر آنکه هرچه بخواهد عطا مي کند) مي خواهم که پايان زندگي من و تو را به نيکبختي و شهادت قرار دهد. (نهج البلاغه نامه 53)
11 – شهادت در راه خدا
دعا اميرالمومنين عليه السلام لهاشم بن عتبه فقال: اللهم ارزقه الشهاده في سبيلک و المرافقه لنبيک.
حضرت علي عليه السلام در دعاي خود به هاشم بن عتبه فرمودند: خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به او روزي کن. (نهج السعاده، ج 2، ص 108)
12 – همسايگي با شهدا
قال اميرالمومنين عليه السلام: … نسال الله منازل الشهداء و معايشه السعداء و مرافقه الانبياء.
حضرت امام علي عليه السلام فرمود: از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي کنم. (نهج البلاغه، خطبه 23)
13 – عشق به شهادت
قال اميرالمومنين عليه السلام: فوالله اني لعلي الحق. و اني للشهاده لمحب
حضرت اميرالمومنين عليه السلام فرمود: پس به خدا قسم من برحقم و دوستدار شهادت . (شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 99 و 100)
14 – اميد شهادت در جبهه
قال اميرالمومنين عليه السلام : والله لولا رجائي الشهاده عند لقائي العدو لوقد حم لي لقاء ه لقربت رکابي، ثم شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال.
حضرت امام علي عليه السلام فرمود: به خدا قسم اگر آرزوي شهادت را در پيکار با دشمن نمي داشتم، (که اي کاش زودتر فراهم آيد) بر مرکب خود سوار مي شدم و از ميان شما کوچ مي کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد (براي هميشه) در جستجوي شما نمي پرداختم . (شرح نهج البلاغه، ج7، ص 285، خطبه 118)
15 – در رديف شهيدان
قال السجاد عليه السلام: حمدا نسعدبه في السعداء من اوليائه و نصير به في نظم الشهداء بسيوف اعدائه، حضرت امام سجاد عليه السلام فرمود: سپاس خداي را، سپاسي که بدان در زمره اولياء نيکبختي قرار گيريم و بواسطه آن در رديف شهيدان با شمشير دشمنانش در آئيم. (صحيفه سجاديه، ج 41، دعا 1)
16 – شهادت طلبي
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من طلب الشهاده صادقا اعطيها و لولم تصبه.
پيامبرخدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر کس از روي صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او (ثواب) آن را عطا خواهد کرد، هرچند به شهادت نرسد. (کنزالمعال، ج4، ص 421، حديث 11210)
17 – تبريک به شهيدان
قال اميرالمومنين عليه السلام: ان الله کتب القتل علي قوم و الموت علي آخرين و کل آتيه منيته کما کتب الله له فطوبي للمجاهدين في سبيل الله و المقتولين في طاعته.
حضرت امام علي عليه السلام فرمود: خداوند براي گروهي کشته شدن و براي گروهي ديگر مرگ را مقرر نموده و هرکدام به اجل معين خود آنسان که او مقدر کرده است مي رسند، پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او. (نهج السعاده. ج 2، ص 107)
18 – خون شهيد
ان علي ابن الحسين عليه السلام کان يقول: قال رسول الله صلي الله عليه و آله : ما من قطره احب الي الله عزوجل من قطره دم في سبيل الله
امام زين العابدين عليه اسلام پيوسته از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمود: هيچ قطره اي در نزد خداوند دوست داشتني تر از قطره خوني که در راه خدا ريخته مي شود نيست. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 8، حديث 11)
19 – شهيد درد جراحت را احساس نمي کند
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : الشهيد لا يجد الم القتال الا کما يجد احدکم مسن القرصه.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : شهيد درد کشته شدن را احساس نمي کند، مگر در حدي که يکي از شما پوست دست خود را بين دو انگشت فشار دهد. (کنزالمعال، ج 4، ص 398، حديث 11103)
20 – آمرزش گناهان شهيد
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: الشهيد سبع خصال من الله اول قطره من دمه مغفور له کل ذنب.
حضرت پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: به شهيد هفت امتياز از طرف خداوند عطا مي شود، اولين آنها بخشيدن تمام گناهان اوست بواسطه اولين قطره خونش. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 9، حديث 20)
21 – شهادت، کفاره گناهان
قال الباقر عليه السلام : اول قطره من دم الشهيد کفاره لذنوبه الا الدين فان کفارته قضاءه.
امام باقر عليه السلام فرمود: اولين قطره خون شهيد کفاره گناهان اوست مگر بدهيها، که کفاره آن اداي آن است. (وسائل الشيعه، ج 13، ص 85، حديث 5)
22 – موجب آمرزش گناهان
قال الصادق عليه السلام : من قتل في سبيل الله، لم يعرفه الله شيئا من سيئاته.
امام صادق عليه السلام فرمود: کسي که در راه خدا کشته شود، خداوند هيچ يک از گناهان او را به روي او نمي آورد. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 9، حديث 19)
23 – شهيد غسل و کفن ندارد
قال النبي صلي الله عليه و آله : في شهداء احد: زملوهم بدمائهم و ثيابهم.
پيامبر اکرم درباره شهداي احد فرمودند: آنها را با همان خون‌هايشان و لباس هاي خودشان دفن کنيد. (وسائل الشيعه، ج 2، ص 701، حديث 11)
24 – دفن با جامه خونين
عن اميرالمومنين عليه السلام قال: لما کان يوم بدر، فاصيب من اصيب من المسلمين، امر رسول الله بدفنهم في ثيابهم، و ان ينزع عنهم الفراء و صلي عليهم.
حضرت علي عليه السلام فرمود: در روز بدر، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نسبت به کساني که از مسلمانان به شهادت رسيده بودند، دستور داد که آنها را با لباس‌هايشان دفن کنند، و تنها لباس‌هاي چرمين را از تنشان بيرون آوردند و سپس بر آنها نماز خواند. (بحارالانوار، ج 82، ص 6، حديث 5)
25 – گلگون کفنان
عن اسماعيل بن جابر و زراره عن ابي جعفر عليه السلام: قال: قلت له کيف رايت الشهيد يدفن بدمائه؟
قال: نعم في ثيابه بدمائه و لا يحنط و لا ينسل و يدفن کما هو …
از اسماعيل بن جابر و زراره نقل شده است که: از امام صادق سوال کردم، نظر شما در اين باره چيست که شهيد با بدن خون آلود دفن شود؟ حضرت فرمود: آري شهيد بدون غسل و حنوط، در لباس خونين خود همانگونه که هست دفن مي شود. (وسائل الشيعه، ج 2، ص 700، حديث 8)
26 – شهيد سوال قبر ندارد
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من لقي العدو فصبر حتي يقتل او يغلب لم يفتن في قبره.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر کس رو در روي دشمن قرار گرفت ((با دشمن درگير شد)) و استقامت کرد تا کشته و يا پيروز شد، در قبر مورد آزمايش قرار نمي گيرد ((از او سوال نمي شود)). (کنزالمعال، ج 4، ص 313، حديث 10662)
27 – آثار شهادت
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: يعطي الشهيد ست خصال عند اول قطره من دمه: يکفر عنه کل خطيئه ويري مقعده من الجنه و يزوج من حورالعين و يومن من الفزع الاکبر و من عذاب القبر و يحلي حله الايمان.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
1 – با اولين قطره خون او تمام گناهانش بخشيده مي شود.
2 – جايگاه خود را در بهشت مي بيند.
3 – از حوريان با او ازدواج مي کنند.
4 – از وحشت بزرگ روز قيامت در امان مي باشد.
5 – از عذاب قبر ايمن است.
6 – به زيور ايمان آراسته مي گردد. (کنزالمعال، ج 4، ص 410، حديث 1152)
28 – معافيت از سوال قبر
سئل النبي صلي الله عليه و آله: مابال المومنين يفتنون في قبورهم الا الشهيد؟ فقال: کفي ببارقه السيوف علي راسه فتنه.
از پيامبر اکرم سوال شد: چگونه است که همه مومنين در قبر مورد سوال و امتحان قرار مي گيرند مگر شهيد؟
حضرت فرمود: امتحاني که در زير برق شمشير داده است، براي او کافي است. (کنزالمعال، ج 4، ص 407، حديث 11138 و ص 595، حديث 11741)
29 – شفاعت شهيد
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: يشفع الشهيد في سبعين من اهله.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: شهيد هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت مي کند. (کنزالمعال، ج 4، ص 401، حديث 11119)
30 – مقام شفاعت
عن الصادق عليه اسلام عن آبائه عليه السلام ان رسول الله قال: ثلاثه يشفعون الي الله يوم القيامه فيشفعهم: الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء.
امام صادق عليه السلام از پدران خود از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل فرمود: سه گروهند که روز قيامت شفاعت مي کنند و شفاعت آنها مورد پذيرش خداوند قرار مي گيرد، انبياء و علما و شهداء . (بحارالانوار، ج 97، ص 14، حديث 24)
31 – اول کسي که وارد بهشت مي شود
عن الرضاء عليه السلام عن آبائه عليه السلام، قال، قال رسول الله صلي الله عليه و آله: افضل الاعمال عندالله ايمان لا شک فيه و غزو لاغلول فيه و حج مبرور و اول من يدخل الجنه شهيد.
امام رضا عليه السلام از پدران خود عليه السلام از قول پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود: برترين اعمال نزد خداوند، ايماني است که در آن ترديدي نباشد و رزم و پيکاري که در آن خيانت در ((غنيمت)) نباشد و حج مقبول. و اولين کسي که وارد بهشت مي شود شهيد است. (بحارالانوار، ج 66، ص 393، حديث 75)
32 – آرزوي شهيد
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: ما من احد يدخل الجنه يحب ان يرجع الي الدنيا و له ما علي الارض من شيي ء الا الشهيد فانه يتمني ان يرجع الي الدنيا فيقتل عشر مرات لما يري من الکرامه.
پيامبرخدا صلي الله عليه و آله فرمود: از افرادي که وارد بهشت مي شوند هيچکس آرزوي بازگشت به دنيا را ندارد اگرچه تمام آنچه در زمين است از آن وي شود، مگر شهيد که او به سبب کرامتي که در شهادت مي بيند آرزو مي کند به دنيا برگردد و دهها مرتبه در راه خدا کشته شود. (صحيح بخاري، ج 4، ص 26)
33 – برترين شهدا
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: افضل الشهداء الذين يقاتولن في الصف الاول فلا يلفتون وجوههم حتي يقتلوا، اولئک يتلبطون في الغرف العلي من الجنه يضحک اليهم ربک فاذا ضحک ربک الي عبد في موطن فلا حساب عليه.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: برترين شهيدان کساني هستند که در صف اول (خط مقدم) پيکار مي کنند و روي بر نمي گردانند تا کشته شوند، اينها هستند که جايگاه آنان غرفه هاي عالي بهشت است، و خداوند بر آنها متبسم است و اگر خداوند بر بنده اي تبسم کند (خشنود شود) هيچ حسابي بر او نيست. (کنزالمعال، ج 4، ص 401، حديث 11120)
34 – شهيد دريا
قال رسول الله عليه و آله: شهيد البحر مثل شهيد البر ………. و ان الله عزوجل و کل ملک الموت بقبض الارواح الا شهيد البحر فانه يتولي قبض ارواحهم.
پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله فرمود: شهيد در جنگ دريايي مثل شهيد در جنگ و جهاد در خشکي اجر دارد و خداوند ملک الموت را براي قبض روح همه افراد مامور ساخته است. مگر شهيدان جنگ دريايي که آنقدر مقام و فضيلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه مي کند. (سنن ابن ماجه، ج 2، ص 928، حديث 2778)
35 – خانواده شهيد
قال علي عليه السلام عن قول رسول الله صلي عليه و آله: و يقول الله عزوجل انا خليفته في اهله و من ارضاهم فقد ارضاني و من اسخطهم فقد اسخطني.
حضرت امير عليه السلام در ادامه حديثي مفصل که در باب مقام شهيد از قول رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله) بيان داشته اند مي فرمايد:
خداوند مي فرمايد من جانشين شهيد در خانواده او هستم، هر کس رضايت آنها را جلب کند رضايت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.
36 – ديگر شهيدان
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من اريد ماله بغير حق فقاتل فهو شهيد
پيامبر گرامي خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گيرد و براي دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود، شهيد است (کنزالمعال، ج 4، ص 429، حديث 11201)
37- شهيدان دفاع
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من قاتل دون نفسه حتي يقتل فهو شهيد و من قتل دون ماله فهو شهيد و من قاتل دون اهله حتي يقتل فهو شهيد و من قتل في جنب الله فهو شهيد.
پيامبرگرامي خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر کس براي دفاع از جان و مال اهل و عيال خود پيکار کند و کشته شود شهيد است و کسي که در راه قرب به خدا کشته شود، شهيد است. (کنز المعال، ج 4، ص 420، حديث 11236)
38 – دفاع از مال
عن علي بن الحسين عليه السلام: من اعتدي عليه في صدقه ماله فقاتل فقتل فهو شهيد
امام زين العابدين عليه السلام فرمود: هر کس به ظلم اموالش مورد تجاوز قرارگيرد و در برابر آن پيکار کند تا کشته شود، شهيد است. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 93، حديث 11)
39 – کشته راه خدا
عن ابي عبدالله عليه السلام، قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من قتل دون عياله فهو شهيد.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند هر کس در راه دفاع از بستگان خود کشته شود، شهيد است. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 91، حديث 5)
40 – در رکاب امام
عن الرضا عليه السلام في کتابه الي المامون: الجهاد واجب مع امام عادل و من قاتل فقتل دون ماله و رحله و نفسه فهو شهيد.
امام رضا عليه السلام در نامه خود به مامون نوشت: جهاد همراه امام عادل واجب است و هر کس پيکار کند و در راه دفاع از مال و ره توشه و جان خويش کشته شود ، شهيد است. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 35، حديث 10، تحف العقول، ص 102)
نتيجه گيري:
شهيد به کسي مي گويند که به مرگ معمولي نمي ميرد، بلکه در راهي مقدس که براي حفظ دين و مذهب است، کشته مي شود در دين اسلام نيز شهيد به کسي گفته مي شود که در راه دين خود کشته مي شود. با توجه به فرمايشات و فرموده هاي قرآني و پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين و بزرگان ما به اهميت شهيد و شهادت پي مي بريم و به کمال درک مي کنيم که در حقيقت برترين و ارزشمندترين راه قرب و رسيدن به معبود ازلي و ابدي است.

منابع و ماخذ:
1 – احمدي حميد، دين و مليت در هويت ايراني، تهران: 1387.
2 – بخاري اسماعيل (ابوعبدالله). صحيح بخاري (الجامع الصحيح). قرن سوم ه-ق.ج 4، ص 26.
3 – حراني يا حلبي ابومحمد حسن (معروف به «ابن شعبه»). تحف العقول، ص 102.
4 – سنن ابن ماجه، ج 2، ص 928، حديث 2778.
5 – شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 285، خطبه 118.
6 – شيخ عاملي حر. وسائل الشيعه، ج 11، ص 35، حديث 10.
7 – علامه مجلسي. بحارالانوار، ج 82، ص 6، حديث 5.
8 – کنزالمعال، ج 4، ص 420، حديث 11236.
9 – لسان العرب. به نقل از بهاءالدين خرمشاهي، دانش نامه قرآن، ج 2، ص 1339.
10 – محمدپور علي، عطاردي بيمرغي عليرضا، آقايي بجستان علي، صنيعي نزهت، لاله هاي کوير. يادواره شهداي روحاني و دانشجوي گناباد مشهد: شاملو، 1379.
11 – نهج السعاده، ج2، ص 107.

دفاع مقدس، شهدا، سلامت و آموزه‌هاي اسلامي

دفاع مقدس، شهدا، سلامت و آموزه‌هاي اسلامي
زخمم بزنيد، بارور خواهم شد
بالم شکنيد، بال و پر خواهم شد

خونم بخوريد سرخ تر خواهم گشت
حلقم ببريد زنده تر خواهم شد

فريحه احمدزاده ثاني – محمد مطلبي
—————-
– مسئول اداره نظارت بر مواد غذايي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
– عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
—————-
عليرضا عطاردي- سيامک محبي – موسي سجاد -محمد جواد فاني

چکيده
زمينه و هدف: ماحصل آموزه هاي هر مکتب انسانهايي هستند که توسط دستورالعمل هاي تربيتي آن مکتب ببار مي آيند و تاثير آموخته هاي مکتبي را در عرصه عمل به ثبوت مي رسانند. شهدا ثمره اجتماع هستند و شهادت حصاري است که جامعه را از بدي ها مصون مي سازد. شهدا بهترين راه را براي تامين سلامت جامعه انتخاب کرده اند و الگوي برتر را در تحقق سلامت و بخصوص سلامت جامعه ارائه نموده اند.
هدف از اين مطالعه بررسي و تطابق توصيه هاي شهداي دفاع مقدس با آموزه هاي ديني در زمينه وحدت و سلامت جامعه از نظر سلامت اخلاقي و رفتاري در جامعه، سلامت و وحدت اجتماعي و سلامت معنوي و مذهبي مي باشد.
مواد و روشها: اين پژوهش يک بررسي مروري و تطبيقي است که با مراجعه به مشخصات 80 نفر از شهداي دفاع مقدس (گنابادي) و با استفاده از جستجوهاي کامپيوتري، بررسي متون و استفاده از کتب معتبر مرتبط صورت پذيرفت. نظر شهدا در ارتباط با موضوع، استخراج و با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي مورد تجزيه و تحليل، تطبيق و بررسي قرار گرفت.

نتايج: 84% وصيت نامه ها در دسترس و 16% در دسترس محققين نبود نتايج در 3 بخش وحدت و سلامت جامعه، سلامت اخلاقي و رفتاري و سلامت معنوي جدول بندي گرديد. 100% شهدا با پرونده در دسترس آرزوي شهادت در راه خدا را داشتند. 43% شهدا به پرهيز از تعلقات دنيوي سفارش کرده بودند.
بحث و نتيجه گيري: شهدا نيز تربيت يافتگان مکتب الهي هستند و با آموزه هاي اسلامي رشد کرده بودند و تاثير اين آموزش هاي رباني را در عمل اثبات نمودند.
آموزه هاي اسلامي آنچنان روحبخش و کارآمد است که توانسته براي حفظ جامعه اسلامي شهدا را تربيت نمايد که از نثار جان خويش نيز در راه تحقق اهداف درکه جامعهههيدند.
قوانين الهي با اتکاء به منبع وحي از انسجام و يکپارچگي لازم براي ايجاد وحدت و تحقق سلامت اجتماعي برخوردار مي باشند.
کليد واژه ها: دفاع مقدس – شهدا – سلامت اجتماعي – آموزه هاي اسلامي – گناباد

مقدمه و هدف:
شهدا ثمره اجتماع هستند و شهادت حصاري است که جامعه را از بدي ها مصون مي سازد. در هر جامعه اي براي تحقق اهداف اجتماعي، سلامتي يکي از مولفه هاي مهم محسوب مي شود. جامعه بايد از هر لحاظ سالم باشد هرگونه آلودگي، قدرت افراد جامعه را براي انجام وظايف کاهش مي دهد و راه رسيدن به سعادت را دشوار مي سازد. شهدا بهترين راه را براي تامين سلامت جامعه انتخاب کرده اند و الگوي برتر را در تحقق سلامت و بخصوص سلامت جامعه ارائه نموده اند. سلامت جامعه حداقل بايد از 5 ديدگاه مورد بررسي قرار گيرد:

1 – سلامت اخلاقي و رفتاري در جامعه
2 – سلامت معنوي و مذهبي
3 – سلامت و وحدت اجتماعي
4 – سلامت و بهداشت زيست محيطي
5 – سلامت سياسي
البته ديدگاه هشت وجهي به سلامتي، مولفه هايي نظير ابعاد فرهنگي، آموزشي، فلسفي و سلامت حرفه اي را نيز لحاظ مي نمايد. بيماري يا آلودگي اجتماعي ايجاد هرگونه تغيير يا بدعت نامطلوب در آداب، رسوم، سنن، آيين، مقررات و قوانين است که بقاي اجتماعي آدمي را با مخاطره مواجه مي سازد.
انسان با محيط خود پيوندي عميق و ريشه دار دارد و با تمامي زواياي حيات اجتماعي – رواني و فيزيکي در تعاملي پويا به سر مي برد و اين تعامل و تاثيرات حتي پس از مرگ نيز ادامه دارد. آيات الهي و احاديث حاکي از توجه ويژه اين مکتب متعالي به موضوع وحدت و سلامت جامعه است. هدف از اين مطالعه بررسي و تطابق توصيه هاي شهداي دفاع مقدس با آموزه هاي ديني در زمينه وحدت و سلامت جامعه از نظر سلامت اخلاقي و رفتاري در جامعه، سلامت و وحدت اجتماعي و سلامت معنوي و مذهبي مي باشد.

مواد و روش‌ها:
اين پژوهش يک بررسي مروري و تطبيقي است که با مراجعه به مشخصات 80 نفر از شهداي دفاع مقدس (گنابادي) و با استفاده از جستجوهاي کامپيوتري، بررسي متون و استفاده از کتب معتبر مرتبط صورت پذيرفت. منابع و ماخذ مستند در ارتباط با دفاع مقدس، شهدا و سلامت جامعه با آموزه هاي اسلامي استخراج و با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي مورد تجزيه و تحليل، تطبيق و بررسي قرار گرفت.

نتايج:
84% وصيت نامه ها در دسترس و 16% در دسترس محققين نبود نتايج در 3 بخش وحدت و سلامت جامعه، سلامت اخلاقي و رفتاري و سلامت معنوي جدول بندي گرديد که به اختصار به مواردي از هر بخش اشاره مي شود.

الف – سلامت و وحدت جامعه:
فاتقواالله واصلحوا ذات بينکم:
هميشه خدا را در نظر داشته باشيد و بين يکديگر صلح و آرامش برقرار کنيد. سوره انفال، آيه 1 واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا: به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد. سوره آل عمران، آيه 103
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
و من احياها فکانما احيا الناس جميعا: سوره مائده، آيه 32
100% شهدا در وصيت نامه هاي خويش بر دفاع از اسلام و دفاع از امام (ره) تاکيد کرده بودند.

ب – سلامت اخلاق و رفتار:
واوفوا بالعهد کان مسوولا
به عهد خود وفا کنيد که شما در مقابل آن مسئول هستيد.
ولا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها ذلکم خير لکم ان کنتم مومنين
در اين زمين پس از اصلاحش فتنه و فساد نکنيد. اگر باور داشته باشيد اين برايتان بهتر است.
سوره اعراف، آيه 85
ان الله لا يحب المفسدين
سوره بقره، ايه 2 تا 5
سوره قصص، آيه 77
والذين يجتنبون کبائر الائم و الفواحش
سوره شورا، آيه 37
63% شهدا بر حلاليت طلبي از جامعه تاکيد کرده بودند.
ج – سلامت معنوي:
اين بعد به منظور معنا دادن به زندگي است.
انسان حريص و کم طاقت آفريده شده است و هنگامي که بدي به او مي رسد بي تابي مي کند مگر نمازگزاران. سوره معراج، آيه 19 تا 24
هر کس اين نفس سامان داده شده را تزکيه و پاک کند رستگار شود و اگر آن را فرومايه و خوار دارد نواميد و محروم مي گردد.
سوره شمس، آيه 91
همه از خدا هستيد و به سوي او برمي گرديد.
100% شهدا با پرونده در دسترس آرزوي شهادت در راه خدا را داشتند.
43% شهدا به پرهيز از تعلقات دنيوي سفارش کرده بودند و 100% ايشان به عزيمت به جبهه و دفاع از کيان اسلامي تاکيد نموده بودند.
بحث و نتيجه گيري:
خداوند مردم را در جهت برقراري رابطه سالم و مناسب و ايجاد تفاهم سازنده با يکديگر رهنمون کرده است و با اوامر کارساز و عملي آنان را براي حرکت جمعي در جهت تحقق سلامت با وحدت و يکدلي جمعي هدايت فرموده است. شهدا نيز تربيت يافتگان مکتب الهي هستند و با آموزه هاي اسلامي رشد کرده بودند و تاثير اين آموزش هاي رباني را در عمل اثبات نمودند. در طول تاريخ زندگي بشر، تمام وقايع مهم تاريخي در مجراي ايمان صورت گرفته است به نحوي که عصاره تاريخ بشريت را مي توان «تاريخ ايماني» وي دانست. آموزه هاي اسلامي آنچنان روحبخش و کارآمد است که توانسته براي حفظ جامعه اسلامي شهمرنديربيت نمايد که از نثار جان خويش نيز در راه تحقق اهداف دريغ نورزيدند. قوانين الهي با اتکاء به منبع وحي از انسجام و يکپارچگي لازم براي ايجاد وحدت و تحقق سلامت اجتماعي برخوردار مي باشند.
منابع:
1 – قرآن کريم. سوره هاي قرآن
2 – عطاردي عليرضا. لاله هاي کوير گناباد، مرنديز و مشهد: شاملو، 1379.
3 – محبي سيامک. شاه سياه مرضيه. وحدت سلامت و اسلام.
4 – باقياني محمد حسين. اصول و کليات خدمات بهداشتي.

کاربرد تسليحات بيولوژيک بخصوص باسيل سياه زخم در جنگ و آثار آن در اجتماع و محيط کار

کاربرد تسليحات بيولوژيک بخصوص باسيل سياه زخم در جنگ و آثار آن در اجتماع و محيط کار
بر عشق دوام مي دهد خون شهيد
از فتح پيام مي دهد خون شهيد

برخيز که با زبان گوياي سکوت
پيغام قيام مي دهد خون شهيد

بر عشق دوام مي دهد خون شهيد
از فتح پيام مي دهد خون شهيد

برخيز که با زبان گوياي سکوت
پيغام قيام مي دهد خون شهيد

دکتر محمود فرهودي، دکتر مجتبي طبرستاني
—————-
استاد بيماري‌هاي داخلي دانشگاه علوم پزشکي مشهد
استاد خون شناسي آزمايشگاهي دانشگاه علوم پزشکي مشهد
—————-
چکيده:
هدف از تدوين اين فصل بيان کلي در مورد کاربرد بعضي از ميکروبها، ويروسها و توکسين هائي است که امروزه در مراکز قدرت طلب جهاني، بعنوان سلاح موثر جنگي مورد توجه خاص قرار گرفته است و نيز آشنائي بيشتر همکاران محترم پزشک با تسليحات بيولوژيک بخصوص (Bacillus Anthracis)، پيشگيري و درمان آن، مي باشد.
کليد واژه ها: تسليحات بيولوژيک، دفاع مقدس، باسيل سياه زخم، بيوتروريسم.

مقدمه و تاريخچه: از زمان جنگ بين‌المللي اول، مخصوصاً بعد از جنگ بين‌المللي دوم کوشش برخي حکومتهاي استعمارگر بر اين بوده است که از تسليحات بيولوژيکي نيز در جنگ‌ها استفاده نمايند. همچنين برخي از سازمان‌هاي تروريستي هم اقداماتي در اين مورد نموده اند، بدين جهت توجه عمومي را نيز از نظر مسائل اجتماعي مربوطه بخود جلب نموده است.
محققين دولتي انگليس و امريکا تحقيق در مورد آنتراکس را بعنوان سلاح بيولوژيک، از نظر ميکروب و توکسين آن تقريبا از زمان جنگ جهاني دوم (WWII) شروع نموده اند و ارزيابي مي شود که اين دولتها و دولت شوروي سابق صدها تن از اسپور آنتراکس را بعنوان صلاح بيولوژيک بالقوه و قابل مصرف در جنگ‌ها ذخيره نموده اند (15).
تا امروز شواهد کمي موجود است که تسليحات بيولوژيکي بطور موثر در جنگ‌ها بکار برده شده باشد اما سهولت استفاده از آنها، قدرت اين عوامل راي انتشار وسيع عفونت (در صورت کاربرد آن) سبب هراس در بين مردم و بروز نابساماني اجتماعي خواهد شد، و چون قيمت توليد اين عوامل نسبتا ارزان است، تحت نام زرادخانه هسته‌اي فقرا (Poor Man’s Nuclear Arsenal) نيز ناميده شده است. عوامل بيماريزاي چندي براي جنگ هاي بيولوژيک مورد نظر قرار گرفته‌اند که از بين آنها با سيل سياه زخم (Bacillus Anthracis) مورد توجه خاص قرار گرفته است که مي تواند بطور وسيعي موجب سياه زخم، بيماري مشترک بين انسان و دام (Zoonosis) شود (15).
اسپور مقاوم (Hards Spores) اين باسيل را، بوسيله بمباران و يا روش‌هاي ديگر مي توانند پخش و منتشر نمايند. استشاق اين عامل پاتوژن سبب پنوموني شديد با ميزان مرگ و مير 95% در اشخاص درمان نشده مي گردد (15).
در گزارش سازمان بهداشت جهاني (WHO) تخمين زده شده است که آزاد شدن 50 کيلوگرم باسيلوس آنتراسيس در جهت باد در شهري با جمعيت پنج ميليون نفري، مي تواند سبب بيماري به ميزان 000/250 نفر گردد، همچنين موجب 000/100 مرگ شود بعلاوه تا زماني که تعداد زيادي از افراد به بيماري شديد و آشکار مبتلا نشوند، ممکن است پخش اسپور آنتراکس بر اثر حمله نظامي تشخيص داده نشود. در 1979 حادثه آزاد شدن باسيل آنتراکس از مرکز ميکروب شناسي ارتش شوروي سابق در نزديکي Sverdlovsk در سيبري موجب مرگ 66 نفر بر اثر آنتراکس استنشاقي شده بود که در وسعت چهار کيلومتر انتشار پيدا نموده بود و ابتدا آنرا به خوردن گوشت آلوده به ميکروب سياه زخم نسبت مي دادند، اما بررسيهاي بعدي مشخص کرد که ضايعه ايجاد شده بواسطه انتشار اسپور سياه زخم از مرکز مذکور بوده است. (1) ارزيابي مي شود که برنامه ريزي در اين مورد توسط تعداد زيادي از کشورهاي ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته است (15).
آبله (Smallpox) نيز بيماري و آفت قديمي ديگري است که توسط Variola Virus ايجاد مي شود و بواسطه مسري بودن و ميزان مرگ و مير بالا به عنوان اسلحه بيولوژيک مورد توجه قرار گرفته است که بعلت کاهش جمعيت ايمن در برابر آن است. آبله يکي از عوامل بيولوژيکي است که کاربرد زودتري نسبت به ساير ارگانيسمها پيدا نموده است. اولين گزارش مستند در مورد انتشار آن از طريق پتوهاي آلوده به Smallpox توسط سربازان انگليسي در ميان قبايل بومي (سرخ پوستان) آمريکا بود که جهت از بين بردن مقاومت آنها و تصرف سريعتر آن مناطق بوده است!؟ (15).
بسياري از محققين معتقدند که انبارهاي ذخيره ويروس، بدون اينکه محل مراکز آن مشخص شده باشد در مناطق مختلف جهان وجود دارد.
ارگانيسم هاي عفوتي ديگر که ويرولانس و پايداري قابل ملاحظه اي دارند و براي تسليحات جنگي مورد توجه هستند شامل Yersinia Pestis عامل طاعون (Plague) (که کوکوباسيل گرم منفي غير اسپوردار بوده و در محيط هوازي و نيز بي هوازي رشد مي کند. طاعون خيارکي در اثر گزش کک هاي آلوده به اين ميکروب در انسان ايجاد مي شود) و Francisella Tularensis عامل تولارمي (Tularemia) مي باشد. (که ميکروب گرم منفي غيرمتحرک به شکل کوکوباسل بوده و تظاهر باليني آن تشابه زيادي به طاعون، بروسلوز و مواردي به سياه زخم دارد و به بيماري تله گذاران حيوانات وحشي مانند خرگوش مشهور شده است.)
عوامل ويروسي تب خونريزي دهنده نظير ويروس Ebola و Marburg و نيز توکسين هائي که از کلستريديوم بوتولينوم (Clostridium Botulinum) حاصل مي شود نيز به عنوان اسلحه بيولوژيک جنگي مورد توجه قرار گرفته است. در حاليکه برخي از اين بيماري‌ها مانند آبله را مي توان بطور موثر پيشگيري و يا درمان نمود، اما ممکن است با دستکاري‌هاي ژنتيک و يا روش‌هاي ديگر، اين عوامل ميکروبي و يا ويروسي را به آنتي بيوتيک و يا حتي واکسن مقاوم نمود. از عوامل بيولوژيک ديگر سم روغن کرچک (Ricin)، آنتروتوکسين B استافيلوکوک، ويروس آنسفاليت اسبي و نزوئلائي، نيز مورد توجه است، همچنين از سموم قارچي تريکوتسن-ها نظير Aflatoxiمنصوريي توان نام برد (15).کنوانسيوني2 بسياري از کشورها، قرارداد منع توليد و ذکنوانسيوني تسليحات بيولوژيک را امضاء نمودند که بنام کنواسيون تسليحات بيولوژيک (Biological Weapons Convention) (B.W.C) ناميده شد، اين تعهد ذخيره سازي و نيز تحقيق در مورد کاربرد عوامل بيولوژيک براي مقاصد نظامي را منع مي کند، اما به رغم اين پذيرش تاريخي، تحقيق در مورد تسليحات در بسياري از کشورها ادامه دارد (2).
در 1940 اپيدمي طاعون در منچوري چين روي داد که آنرا به فروريزي ککهاي آلوده به طاعون توسط هواپيماهاي ژاپني نسبت دادند. در 1950 ژاپن حدود 400 کيلوگرم اسپور سياه زخم براي کاربرد در بمب‌ها تهيه نموده بود (15 و 2).
از 1943 امريکا شروع به تحقيق در مورد کاربرد عوامل بيولوژيک جنگي نمود و از جمله ذخاير بيولوژيک آن، باسيلوس آنتراسيس، سم بوتولينوم، فرانسيسلاتولارنسيس، کوکسيلابورنتي، ويروس آسفاليت اسبي و نزوئلائي، بروسلاي خوکي و آندوتوکسين B استافيلوکوک را مي توان نام برد. که ظاهرا قسمتي از آنها را در ارتباط با سياست روز در 1971 منهدم نمودند!؟ (15 و 2).
از طريق بازرسيهاي سازمان ملل (سالهاي 1991 تا 1995) گزارش شد که رژيم بعث عراق نيز مقاديري باسيل آنتراکس و سم بوتوليسم براي کاررد در مهمات جنگي بر عليه ايران تهيه نموده بود (15).
با وجود مشخصات بسيار مختلف عوامل ميکروبي، ويروسي، قارچي و سموم، اين عوامل بعنوان تسليحات بيولوژيک، خواص مشترکي نيز دارند که از مهمترين آن، کاربرد آنها بصورت آئروسل در اندازه هاي 1 تا 5 ميکرون مي باشد که پس از پخش در هوا، در برخي شرايط آب و هوائي براي ساعتها بصورت معلق در هوا باقي مي مانند و مي توانند پس از استنشاق به برونشيول هاي دوردست و آلوئولهاي نهائي ريه ها نفوذ نموده و موجب عوارض مرگ آوري گردند. عناصر درشت تر از 5 ميکرومتر ممکن است توسط راه‌هاي هوائي فوقاني فيلتره شوند بدين ترتيب راه اصلي ابتلاء به تسليحات بيولوژيک از طريق استنشاق و يا بلع آن است که بلع از طريق غذا و يا آب آلوده امکان پذير است (15 و 3 و 2).
عوامل بکار برده شده در تسليحات بيولوژيک، موجب بيماري شناخته شده اي مي شوند، اما در اثر تغيير در راه برداشت (مانند استنشاق)، علائم غيرمنتظره باليني و سيري متفاوت از روند طبيعي بيماري ظاهر مي شود همچنين دستکاري‌هاي ژنتيکي و ميکروکپسولاسيون (Micro encapsulation) نيز ممکن است، منجر به تغيير خواص ميکروارگانيسم گردد. انتقال از شخص به شخص براي برخي عوامل نظير طاعون ريوي و آبله ممکن است روي دهد و موجب اپيدمي گردد. در صورتيکه عوامل انتقال دهنده مناسب در محيط براي باکتري ها نظير کک و موش براي طاعون (Pestis) و برخي پشه ها براي ويروس آنسفاليت ناشي از آريو ويروس ها موجود باشد، بيماري بروز خواهد کرد (15). چگونگي پيشگيري و درمان عوامل ميکروبي، ويروسي و غيره مذکور، در جلسه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
—————-
References:
1 – Clifford Lane H, Fauci AH. Microbial Bioterrorism. In Harrison’s Priciples of internal Medicine. Kasper. D, Braunwald. Et al (Eds) New York, Mcgraw – Hill, 1979 – 1282, 2005.
2 – Szinicz L, Baskin. SI Chemical and Biological Agents in Toxicology Marquardt, H, Schafer SG et al. sanduego, Academic Press, 1999; 857 – 852, 869-876.
3 – Lederbergr J Biological Warfare and Bioterrorism in Principles and Practice of Infectious Diseases. Mandell. GI et al (Eds). Philadelphia, Churchill Livingstone: 3235 – 3238; 2005.
4 – Lew DP. Bacillus Anthracis (ANTHRAX) In Principles and practice of Infectious Diseases, Mandell GL et al (Eds). Philadelphia, Curchill Livingstone, 2005; 2215 – 2220.
5 – Leggiadro RJ. Bioterrorism. In Textbook of Pediatric Infectious Diseases, Feigin. RD et al (Eds) Philadelphia, saunders, 2004: 3274 – 3279.
6 – Edwards. MS. Anthrax. In textbook of pediatric Infectious diseases. Feigin. RD et al (Eds) pp: 1314 – 1318, 2004.
7 – Shulman JA Anthrax. In cecil Textbook of Medicine. Goldman. L and ausiello. D, et al (Eds) Philadelphia, saunders, 2004; 1870 – 1875.
8 – Penn CC Klotz, SA. Anthrax in infectious diseases. Gorbach sl et al (Eds) Philadelphia, Lippincott, 2004; 1459- 1462.
9 – Borio L, frank d et al. death due to Bioterrorim Related Inhalational anthrax, reportof 2 patients. JAMA, 2002 286: 2554 – 2559.
10 – Dixon TC, Meselson M et al. Anthrax. N eng J Med, 1999; 341: 815- 824.
11 – Garcia Ag, Jimenesz RR Bacillus Anthracis Meningitis. N eng J Med – 1999; 347: 814.
12 – Petri WA Antimicrorial Agents In Goodman and Gilman, New York. Mcgraw – Hill, 1799 – 2001 .
13 – Inglesby TV, o’ toole T et al anthrax as abiologic weapon, 2002. Updated recommendation s for Management JAMA, 2002; 287: 2236.
14 – Mayer TA, bersoff – Matcha. S et al clinical presentation of inhalational anthrax fooowing bioterrorism exposure. Report on 2 surviving patients JAMA, 286: 2549. 2001 .
15 – Henderson. D.A, borjo L.L. Bioterrorism: anoverview in principeles and practice of infectious diseases. Mandell. Y . l et al (eds). Philadelphia, Churchill, 2005, 3591 – 3600.
16 – Lucey d. anthrax. History and potential use as a bioterrorism agent in principles and practice of infectious diseases. Mandell. Yl et al (eds). Philadelphia, Churchill, 2005; 3618- 3623.
17 – Steven tharratt r, Albertson te chemical and biologic terrorism incidents and intensive care. In critical care toxicology, diagnosis and management of the critically poisoned patient. Brentyj et al (eds), Philadelphia, mosby, 2005: 1369- 1377.
18 – Cetaruk. Ew anthrax in criticalcare toxicology brent. J et al (eds), 2005; 1395- 1405.
19 – Ghossain a. anthrax of the cecum. N En. J. Med 2006. 355.

مجموعه مقالات برگزيده (بررسي تحليلي وصيت نامه جمعي از شهداي شهرستان گناباد)

مجموعه مقالات برگزيده (بررسي تحليلي وصيت نامه جمعي از شهداي شهرستان گناباد)
لاجرعه شراب شوق را نوشيدند
مردانه لباس رزم را پوشيدند

تا رفع عطش کنند ياران اسير
چون چشمه درون دشت شب جوشيدند

بررسي تحليلي وصيت نامه جمعي از شهداي شهرستان گناباد
عليرضا عطاردي
—————-
عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي گناباد
—————-
فريبا عسکري، دکتر مجتبي کيان مهر ، دکتر عليرضا مسلم ، مهندس محمدمطلبي ، مهندس محمدجواد فاني

چکيده
زمينه و هدف: يک سوال هميشه و در تمامي جوامع، ذهن بشر را به خود مشغول نموده و همين سوال بزرگ او را به کنکاش در مورد شناخت خود واداشته است و آن سوال اينست که من از کجا آمده ام، براي چه آمده ام و به کجا مي روم؟ اين موضوع اکثر انسانهاي فهيم را به اين فکر واداشته که راه رفتن چگونه است و از کجاست و براي کيست؟ و باز اين سوال او را بر سر راه‌هاي انتخاب زيادي قرار داده است و خالق هستي نيز از طرق گوناگون به هدايت و راهنمايي او برخاسته و او را بحال خود و بدون ناجي رها نکرده است. بنظر مي رسد فرقي بين رفتن و چگونه راه رفتن و يا به پاي خود رفتن وجود دارد. در اين مطالعه ما بر آنيم تا راه انتخاب نموده توسط شهداي مورد مطالعه را بررسي و تحليل نماييم تا شايد بتوانيم از اين رهگذار چراغ راهي را که اين شهيدان عزيز روشن نموده اند به ديگران بنمايانيم تا در تاريکي دنياي مادي امروز هر انساني بتواند به فراخور درک خود از اين خرمن عظيم ديني و فرهنگي ره توشه اي برچيند.
روش تحقيق: در اين پژوهش و بررسي جامعه پژوهش، زندگي نامه ها و وصيت نامه هاي موجود شهداي هشت سال دفاع مقدس شهرستان گناباد مي باشد که تعداد 80 مورد از آنها به روش نمونه گيري غير احتمالي آسان به عنوان واحد پژوهش مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
يافته ها: يافته هاي بدست آمده نشان مي دهد که تمامي شهداي عزيز داراي نام و حتي نام خانوادگي اسلامي هستند و نام پدر اين شهداي عزيز نيز گوياي همين امر است که خود نشان دهنده پيشينه اين عزيزان و خانواده هاي محترمشان و قرين و شيفته بودن آنها با دين و مذهب و اسلام ناب محمدي (صلي‌الله‌عليه‌وآله) است و حتي اکثر اين شهدا هنگام تولد نامشان را از وسط قرآن انتخاب نموده اند که اين يک امر پسنديده و ديني در جامعه اسلامي ماست. بنظر مي رسد که اسلام اين دين الهي و آسماني در پوست و خون ايرانيان و بخصوص شهداي عزيز ريشه دوانيده است. ] احمدي، 1387[ شهداي عزيز مورد مطالعه اکثرا بسيجي بوده و داراي شغل آزاد بوده اند نه دولتي و اين نشان از عشق، علاقه و اختيار در رفتن به جبهه را نشان مي دهد.
اکثر شهداي گرانقدر داراي مشاغل آزاد، متاهل و داراي فرزند نيز بوده اند که داشتن فرزند خود مي تواند يکي از عامل هاي بازدارنده اعزام به جنگ و دفاع باشد ولي اين عزيزان زندگي و فرزند و دنيا را بر امر خدا ترجيح نداده اند و براساس آيه ميارکه «تنفقوا مما تحبون» رسالت خود را به انجام رسانيده اند و زنده نزد خداي خود روزي مي خورند ] قرآن کريم، آل عمران[ حتي بعضي از اين شهيدان عزيز همراه چند فرزند خود همزمان در جبهه حضور داشته اند.
نتيجه گيري: با توجه به اهميت شهيد و شهادت و تنها راه رستگاري و سعادت بشر از نظر آخرين و بر حق ترين دين جهاني وظيفه داريم در شناساندن اين راه و ارزش شهيد و شهادت به نسل جوان و نوانديش کمال دقت و نهايت کوشش را نموده و از هيچ تلاشي دريغ نورزيم.
کليد واژه ها: شهادت، دفاع مقدس، وصيت‌نامه شهدا، گناباد

مقدمه:
هدف از خلقت بشر روي زمين حتما و يقينا دلايل گوناگوني دارد که يکي از آنها و شايد مهمترين هدف خلقت همانگونه که خود خداوند در قرآن کريم مي فرمايد «انا خلقنا الجن و الانس الا ليعبدون» بوده و خواهد بود. خداوند خواست تا بشر عظمت و شکوه، جلال و زيبايي او را درک نموده و آزادانه در زندگي خود تصميم بگيرد و خود اهميت عبادت و پرستش و سجده در مقابل او را درک کند و بفهمد تا پرستش او از روي اجبار و ترس نباشد چرا که اين همه شوکت و جلال خداوند و عظمت او نياز به اجبار در پرستش ندارد و انسان بالغ و کامل همچون پيامبران و ائمه معصومين(عليه‌السلام) چيزي جز اين را انتخاب نمي کند و نخواهد کرد چرا که صراط مستقيم است و تنها ره حقيقت همين است و بس. البته شايان ذکر است که همه انسانها به يک اندازه، شکل و ميزان آن را درک ننموده و باور ندارند و يا توسط حواشي زندگي و ماديان و لذائذ آن گرفتار شده و به ميزان و درجات متفاوتي به خطا رفته اند و از جاده اصلي منحرف شده و به پرتگاه سقوط ميل نموده اند. بعضي از افراد در مقابل اين گروه به تنها ره سعادت که فوزي عظيم در آن نهفته است رهنمون شده اند که بهترين و کوتاهترين راه سعادت بشري و انسانيت است و آن چيزي جز شهادت نيست. شهادت ملجا و پناهگاه مردان خدا و آناني که خداوند را چيزي جز نور نمي بينند و خود را پروانه تصور نموده که بر گرد او عاشقانه مي چرخند تا بسوزند و به سوي او پرواز کنند چرا که خودش وعده حق را داده است.
اين است معناي حقيقي ايمان و اعتقاد انسان به خدا که براساس آن رابطه و جاذبه محکم برقرار مي شود و خود و هرچه در اختيار دارد خالصانه در راه محبوب مي گذارد و اين حقيقت را در آيه شريفه با تصوير و تمثيل بسيار زيبايي بيان مي کند. ايمان رمشم را به صورت پيمان و تعهد ميان خدا و بنده مومنش ياد مي کند. خداوند خود را مشتري و مومنين را فروشنده جان و مال مي داند، قيمت و ارزش را بهشت، و تورات و انجيل و قرآن را سند اين پيمان و معامله قرار مي دهد و آنگاه اين پيمان و معامله را به مومنين تبريک و رسيدن به فوز عظيم را تهنيت مي گويد سپس به صفات مخصوص و پسنديده مومنين پرداخته و مي فرمايد: اين سوداگران با خدا و عاشقان الله ازهر چيز به سوي خدا برگشته اند؛ با عبادت متوجه خدا مي شوند و با دل و زبان ثناگوي خدايند و در همه احوال در آيات تکويني خدا مي انديشند و با خضوع و خشوع نماز مي گزارند که اينها نسبت به احوال شخصي خودشان بوده و اما در مورد حالات و روش اجتماعي شان مي فرمايد: «امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و در نهايت حافظ حدود خدايند و هرگز از فرامين الهي چه در زندگي فردي و چه اجتماعي و چه نهان و چه آشکار سرپيچي نمي کنند.»
در سوره آل عمران مي فرمايد: «مپنداريد که شهيدان راه خدا مرده اند، بلکه زنده به حيات ابدي شده اند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود ]قران کريم، آل عمران [ آنان به فضل و رحمتي که از خدا نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مومنان که هنوز به آنها نپيوسته اند و بعدا در پي آنها به راه آخرت خواهند شتافت، مژده دهند که از مردن هيچ نترسيد و از فوت متاع دنيا هيچ غم نخوريد و آنها را به فضل و نعمت خدا بشارت مي دهند و اينکه خداوند اجر اهل ايمان را ضايع نمي گذارد». البته رسيدن به اين مرحله مستلزم پيشينه هاي زيادي همچون اعتقادات و باورهاي خاص ديني و مذهبي، فردي و اجتماعي و خانوادگي در طول زندگي شخص است تا او را به اين مرحله برساند و از همه مهمتر لطف و کرم خالق هستي نصيب هر کس که بخواهد خواهد شد. لذا ما بر آن شديم تا بررسي مناسبي را بصورت محتوايي روي جمعي از شهداي جامعه پزشکي، روحاني و دانشجو، اداري، کارگري و اصناف شهرستان گناباد انجام داده تا از محتوا و راز دل اين مردان خدا و اعتقادات و باورهاي عميق ديني آنان در طول زندگي براي هدايت و الگوگيري نسل پيش رو استفاده کافي و وافي را ببريم. انشاءالله
روش تحقيق:
در اين بررسي جامعه پژوهش، زندگي نامه ها و وصيت نامه هاي موجود شهداي هشت سال دفاع مقدس شهرستان گناباد مي باشد که تعداد 80 مورد از آنها به روش نمونه گيري غير احتمالي آسان به عنوان واحد پژوهش مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. اطلاعات لازم با توجه به چاپ کتب و جزوات متعدد در مورد شهدا، زندگي نامه و وصيت نامه هاي شهداي عزيز و اطلاعات موجود در بنياد شهيد شهرستان بدست آمده است و براي اين مطالعه شهداي جامعه پزشکي، روحاني و دانشجو، اداري، کارگري و اصناف انتخاب شدند.
يافته ها:
بعد از بررسي و تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده و بدست آمده، يافته هاي زير حاصل شد که به صورت فراواني و درصد در جداول مختلف به شرح ذيل درج گرديد.

بحث و نتيجه گيري:
از يافته هاي بدست آمده مشخص مي شود که تمامي شهداي عزيز داراي نام و حتي نام خانوادگي اسلامي هستند و نام پدر اين شهداي عزيز نيز گوياي همين امر است که خود نشان دهنده پيشينه اين عزيزان و خانواده هاي محترمشان و قرين و شيفته بودن آنها با دين و مذهب و اسلام ناب محمدي (صلي‌الله‌عليه‌وآله) است. بايد گفت که اسلام اين دين الهي و آسماني در پوست و خون ايرانيان و بخصوص شهداي عزيز ريشه دوانيده است.
اکثر اين شهداي عزيز جوان و نوجوان بوده اند و در اين سن که معمولا يک جوان به دنيا دلبسته بوده و درکنار خانواده از باهم بودن لذت مي برند، مي بينيم آنها لذت را در جبهه جنگ و دفاع از اسلام و ناموس اين مملکت مي ديده اند و شهادت را تنها آرزوي خود مي دانسته اند. حتي بعضي از اين جوانان بدليل سن کم و جلوگيري از اعزام به جبهه در شناسنامه خود دست برده و سن خود را افزايش داده اند تا بطريقي به جبهه اعزام شوند و فرصت را از دست ندهند. وقتي انسان اين شهدا و رزمندگان را در دنيا با هر سربازي حتي با کاميکازه هاي ژاپني مقايسه مي کند مشخص مي شود که اصلا قابل قياس نيستند و آنها کجا و اينها کجا؟!!
اکثر شهدا در محل تولد خود دفن شده اند بجز آنهايي که بعد از تولد به شهر ديگري مهاجرت نموده اند و در آنجا ماندگار شده اند و اين حب و دوستي وطن را که فرموده پيامبر اسلام است نيز نشان مي دهد. ]محمدپور، 1379[
شهداي عزيز مورد مطالعه اکثرا بسيجي و داراي شغل آزاد بوده اند نه دولتي و اين نشان از عشق، علاقه و اختيار در رفتن به جبهه را نشان مي دهد. ]آريان نژاد، 1386[
اکثر شهداي مشاغل آزاد متاهل نيز بوده اند و داشتن فرزند مي تواند يکي از عامل هاي بازدارنده براي شرکت در جنگ و دفاع باشد ولي اين عزيزان زندگي و فرزند و دنيا را بر امر خدا ترجيح نداده اند و براساس آيه مبارکه «تنفقوا مما تحبون» رسالت خود را به انجام رسانيده اند و زنده نزد خداي خود روزي مي خورند. حتي بعضي از اين شهيدان عزيز همراه چند فرزند خود همزمان در جبهه حضور داشته اند. ]محمدپور، 1379[
شغل پدر اکثر شهدا (نزديک به 100 درصدآزاد يعني کشاورزي بوده و اين نان حلال که از راه زحمت کشي و دست هاي پينه بسته بدست آمده است يکي از عامل هاي زمينه ساز اين حرکت شده است.] بنياد شهيد: گناباد، 1387[
تمامي شهداي گرانقدر در وصيت نامه هاي خود بر دفاع از اسلام ناب محمدي (صلي‌الله‌عليه‌وآله) و تبعيت از حضرت امام (ره)، و رفتن به جبهه تاکيد داشته اند و آرزوي خود را شهادت در راه رضاي پروردگار اعلام نموده اند. همچنين پرهيز از دنيا و سفارش به تربيت فرزندان و حلاليت طلبيدن، از ديگر وصاياي اکثر اين عزيزان بوده که تمامي آنها از سفارشات و امور مهم اسلامي و تاثيرگذار بر جامعه اسلامي ماست.
حتي به بخشش مال و اموال ناچيزي که داشته اند بعد از شهادتشان تاکيد داشته اند و بر اداي قرض و بدهکاري در صورتي که بدهکار بوده اند تاکيد نموده اند تا مديون کسي نمانند. بنظر مي رسد اين شکل زندگي، اعزام، شهادت و وصيت و سفارش بعد از شهادت بايد مختص افراد و انسانهاي خاصي باشد که به يک ذاتلايزالل و نهاني معتقدند و زندگي بعد از مرگ را مهمتر و ماندگارتر از زندگي اين دنيا دانسته اند و بايد گفت اين دلير مردان مرگ را به بازي گرفته‌اند و آن را بازيچه خويش قرار داده اند و همچون بچه ها در بازي با اسباب بازي هايشان با آن بازي مي کنند تا اينکه از آن فرار کنند.
انتخاب آگاهانه و با اختيار به جبهه شتافتن و تاکيد بر پيروي از اسلام و ولي امر مسلمين نشان از يک بينش عميق ديني و مذهبي دارد. براي ما مسلمانان اين روحيه از صدر اسلام تا عاشورا و عاشوراهاي امروز وجود داشته و دارد و خواهد داشت. بنا به فرموده رهبر فقيد انقلاب تا در جهان ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.
آري اينچنين است که يک جوان دبيرستاني در وصيت نامه اش شعري مي نويسد که دورنمايي از شعور اوست و حتي تاکيد مي کند که آن را روي سنگ آرامگاه و مدفن او حک کنند آفرين و صدها آفرين بر اين رشادت، شجاعت و دليري و جانبازي و خداشناسي:

من آن پاسدار به خون خفته ام
که لبيک رهبر چنين گفته ام

شهادتت بود افتخار و شرف
مرا بهر اسلام بود اين هدف

نداي خميني خريدم به جان
نگشتم اسير ستم در جهان

شهادت بود چون مرا آرزو
به سنگر گرفتم ز خونم وضو

از قديم گفته اند اگر در خانه کس است يک حرف بس است. آري اين شعر براي عاقلان و اهل فکر کافي است تا از ابتدا تا انتها را بفهمند و درک کنند

برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتري است معرفت کردگار

پيشنهادها:
در پايان با توجه به دليل اهميت افق ديد عميق و وسيع شهدا و رسيدن به جايگاهي که از همه دنيا و زيباييهايش گذشته اند لازم است تا زندگي نامه و وصيت نامه تمامي شهداي عزيز مورد بررسي تحليلي عميقي قرار گيرد.
فهرست منابع:
1 – آريان نژاد حسين – افلاکيان: يادواره شهداي اداري، کارگري و اصناف شهرستان گناباد: بنياد شهيد، 1386.
2 – احمدي حميد، دين و مليت در هويت ايراني. تهران: 1387
3 – بنياد شهيد انقلاب اسلامي. گناباد: بنياد شهيد (دفاتر ثبت و پرونده ها)، 1387.
4 – شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 285، خطبه 118.
5 – قرآن کريم . سوره آل عمران. آيه هاي : 169 – 171
6 – محمدپور علي، عطاردي بيمرغي عليرضا، آقايي بجستان علي، صنيعي نزهت. لاله هاي کوير. يادواره شهداي روحاني و دانشجوي گناباد. مشهد: شاملو، 1379.
7 – معاونت پژوهش‌هاي سياست خارجي: گروه مطالعات مباني سياست خارجي ج.ا.ا وحدت مليت
8 – مذهب در سياست خارجي ايران. تهران: معاونت پژوهش‌هاي سياست خارجي، 1382.
9 – نيکبخت رحيم، نگاهي به جنبش دانشجويي تبريز و هويت ملي. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1382.

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد محمدرضا احمديان مقدم

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد محمدرضا احمديان مقدم
نام پدر: عباس
محل تولد: گناباد
تاريخ تولد: 12/6/1326
محل شهادت: گناباد
تاريخ شهادت: 28/10/1357

زندگي‌نامه شهيد:
محمدرضا احمديان در سال 1326 در شهرستان گناباد متولد شد. اين شهيد بزرگوار همچون مولايش علي(عليه‌السلام) رسيدگي به ايتام و خانواده هاي بي سرپرست را سرلوحه کار خود قرار داده بود. او که از نيروهاي دلسوز انقلاب بود در کنار کار در داروخانه و خدمت به مردم به عضويت کميته مردمي انقلاب اسلامي که به فرمان حضرت امام خميني «ره» تشکيل شده بود درآمد. اين شهيد بزرگوار هنگام نگهباني در پست پمپ بنزين گناباد بر اثر برخورد يک دستگاه تريلي از ناحيه دو پا مجروح شد که يک پاي وي قطع گرديد هنگام اعزام به مشهد در تاريخ 28/10/57 به ديدار حق شتافت و خونش را در به ثمر رسيدن درخت انقلاب اسلامي نثار کرد.
روحش شاد و يادش گرامي باد
ضمناً از اين شهيد عزيز وصيت نامه اي در دسترس نبوده است.

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد علي اکبر معصوم زاده

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد علي اکبر معصوم زاده
نام پدر: محمدعلي
محل تولد: روستاي قوژد
تاريخ تولد: 4/1/1345
محل شهادت: جزيره مجنون
تاريخ شهادت: 26/12/1363

زندگي‌نامه شهيد:
شهيد بزرگوار علي اکبر معصوم زاده در تاريخ 4/1/1345 در روستاي قوژد گناباد ديده به جهان گشود و زندگي در خانواده اي مستضعف را آغاز کرد. ايام کودکي را به سرپرستي والدين محترمش طي کرد و در سن 5 سالگي به مکتب رفت و در 7 سالگي قرآن را فرا گرفت. از آن پس در سن 7 سالگي براي فراگيري علم و دانش وارد دبستان قوژد گرديد و با موفقيت دوران ابتدائي را پشت سر گذاشت و سپس جهت ادامه تحصيل در مدرسه راهنمايي شهرک بيلند ثبت نام و مشغول تحصيل گرديد و اول راهنمايي را با موفقيت گذارند و در سال دوم راهنمايي که مصادف با راهپيمايي ها و تعطيلات مدارس بود موفق به اتمام اين دوره نشد و بيشتر در تظاهراتي که عليه رژيم شاه بود شرکت مي کرد. بعد از پيروزي انقلاب به علت فقر مالي ترک تحصيل نموده و بدنبال شغل مورد علاقه اش که جوشکاري بود رفت. از همان ايام نوجواني علاقه وافري به مطالعه کتب ديني و مذهبي داشت. در خانواده و جامعه به اخلاق نيک و مظلوميت مشهور بود. وي همواره در مجالس مذهبي و قرائت قرآن شرکت مي کرد. با شروع جنگ تحميلي شهيد تحمل تجاوز دشمن بعثي به ميهن اسلامي را نداشت. لذا در سال 1361 به جبهه حق عليه باطل شتافت تا اينکه در تاريخ 26/12/63 در اثر اصابت ترکش در عمليات بدر به فيض شهادت نايل گشت.
شهيد در نامه خود به پدر و مادرش، برادران خود را چنين توصيه مي کند. «دعا کنيد براي امام و از خدا بخواهيد که امام و انقلاب را براي ما تا انقلاب حضرت مهدي نگه دارد و دشمنان را نابود کند.»
روحش شاد و راهش پررهرو باد
ضمناً از اين شهيد عزيز وصيت نامه اي در دسترس نبوده است.

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه دانش آموز شهيد حسين کيفي بجستاني

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه دانش آموز شهيد حسين کيفي بجستاني
نام پدر: غلامرضا
محل تولد: بجستان
تاريخ تولد: 3/3/1347
محل شهادت: حاج عمران
تاريخ شهادت: 8/6/1365

زندگي‌نامه شهيد:
شهيد در سال 1347 در بجستان متولد شد. قلب حسين در راه انقلاب و به همراه انقلاب تپش آغاز کرده و انديشه و بازوي او در خدمت انقلاب و کشور بود. اين شهيد بزرگوار در بخش هاي مختلف بسيج فعاليت هاي چشمگيري داشت که همگي گوياي عشق و وفاداري او نسبت به اسلام و انقلاب بود. شهيد حسين کيفي بعد از درخواست فرمانده براي رفتن او به مرخصي مخالفت کرده و قبول نکرد، او جنگ در برابر دشمن و ماندن در زير آتش توپ و تانک را به آرامش و استراحت در منزل ترجيح داد. او ماند و در نهايت در تاريخ 8/6/1365 در عمليات کربلاي 2 در منطقه حاج عمران به آرزوي خود دست يافت و به فيض شهادت نائل شد و در چهارم محرم به خاک سپرده شد.
روحش شاد و پررهرو باد

وصيت‌نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و نصرنا علي القوم الکافرين
اشهدانا لا اله الا الله و اشهد ان محمد (صلي‌الله‌عليه‌وآله) رسول الله و اشهد ان
علي ولي الله و اشهد ان خميني قائدنا روح الله
الهم اني اسئلک باسمک يا قريب الفتح و الفرج. عجل الفتح و الفرج.
سهل الفتح و الفرج علي الکفار.

بار خدايا از تو مي خواهم بنامت اي که نزديک کننده پيروزي و گشايشي. بشتاب به پيروزي و گشايش و آسان کن پيروزي ما را عليه کفر.
اين بسيجيان مرغان آغشته به عشقي هستند که جايشان دراين دنيا نيست «امام خميني»
بنام هستي بخش جهان و بنام او که مرا آفريد و به من قدرتي عطا فرمود تا بتوانم در راهش که همانا في سبيل الله است بکار برم. سلام و درود بر انبياء و صلحاء و پيامبران و وارثان بويژه يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) و سلام و درود بر نائب بر حقش پير جماران امام امت، سلام بر او که بحق خورشيد تابناک جماران است و قلب تپنده مستضعفان و محرومان جهان و هر روز با پيامهاي پيامبرگونه و خطبه هاي علي وار خويش ما را از کشتي ضلالت بسوي نور هدايت مي کند. سلام و درود بر متفکران متعهد و علماي اعلام بالاخص حضرت حجت الاسلام حاجي آقاي مدني امام جمعه محترم شهرمان بجستان و سلام و درود به روان طيبه شهداي اسلام و شهداي بجستان که بحق کمال رويت را درک کرده و سرانجام بلقاء رب خويش شتافتند (يادشان گرامي) سلام و درود بر عزيزان رزمنده ايران که بحق حماسه آفرينان تاريخند. سلام بر اين زاهدان شب و شيران روز که همچون مولايشان علي(عليه‌السلام) در روز مي جنگند و در شب مثل فردي عاجز رو بدرگاه خداي عز و اجل مي آورند و صفحات تاريخ را با حماسه هاي دليرانه شان مزين مي کنند. «آفرين بر آنان.»
از آنجا که امام صادق(عليه‌السلام) مي فرمايد: سزاوار نيست انسان شبي را بخوابد مگر آنکه وصيت نامه اش زير سرش باشد لذا وظيفه خود دانستم چند جمله اي بعنوان وصيت بنويسم. پدر ارجمندم: اميدوارم که در شهادت من غمي به چهره مردانه ات ننشيند و همچون کوه استوار باشي زيرا که حضرت علي(عليه‌السلام) مي فرمايد (المومن کالجبل الراسخ) مومن مانند کوه استوار است که اجرت با خدا است و بايد همچون ابراهيم خليل الله که پسرش اسماعيل را قرباني خدا مي کرد کار بکني و شما برادرانم اميدوارم که درس را ادامه بدهيد زيرا که سعادت آينده ايران بستگي به همت شماها دارد اسلحه ام را بر زمين نگذاريد و خداي ناکرده با پدر و مادرم طوري رفتار نکنيد که نبودن مرا احساس بکنند درستان را بخوانيد که با اين کار پوزه کثيف ابرقدرت‌ها و دشمنان اسلام را بخاک ماليده ايد و به علم اسلام هم جامه عمل بپوشانيد. مادر عزيزم: گرچه تو اميدها در دل داشتي و زحماتي بسيار را متحمل شدي تا مرا به اين سن و سال رسانيدي و من براي تو فرزندي لايق نبودم، مرا ببخش زيرا هنگاميکه عشق بقاء خدا آمد خداوند هر کسي را شايسته است به طرف خود مي کشاند و همچون برگهاي پائيزي مومنان از کفار جدا مي شوند از تو مي خواهم طوري گريه نکني که دشمنان شاد شوند و شما اي خواهرانم با حجابتان پاسدار ارزش خون من باشيد وگرنه مديون خون شهيدان هستيد زيرا سياهي حجابتان اثر بيشتري بر نابودي دشمن از سرخي خون من خواهد داشت. در همين جا از دائيهايم و پدر بزرگ و مادر بزرگ و تمام اقوام مي خواهم که اگر کسي در مراسم من شرکت کرد گريه نکند و به آنها دلداري بدهند زيرا که خداوند مي گويد (انالله و انااليه راجعون) ما همه از خدائيم و بسوي او بر مي گرديم و از خانواده و اقوام و تمام دوستان و همکارانم مي خواهم که چنانچه از اينجانب حقير بدي ديده باشند بحق حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌عليها) مرا ببخشند.
البته از خدا بخواهند که مرا ببخشد زيرا او ارحم الراحمين و ستارالعيوب و غفارالذنوب: کاشف الکروب و علام الغيوب است و مهربان و بخشنده و کريم و رحيم است. از امت حزب الله عاجزانه تقاضا دارم که قدر اين سلاله پاک پيامبر اسلام يعني حضرت حجت الاسلام حاجي آقاي مدني را بدانند و در همه امور ديني پيرو ايشان باشند.
امت حزب الله از امام عزيزمان پير جماران هم اطاعت کامل را بکنيد زيرا که شهيد دستغيب مي فرمايد:
من اطاع الله فقد اطاع الخميني هر کس از خميني اطاعت کند از خداوند عزوجل اطاعت کرده است. در دعاهاي کميل ، توسل و ندبه و نمازهاي جمعه و جماعت حتما شرکت کنيد مساجد را پر کنيد زيرا که تمام پيروزيهاي ما از اجتماع در مساجد و محرابها بدست آمده و بايد از آن نگهداري کنيم از کمک کردن به جبهه و از رفتن به جبهه دريغ نورزيد خدا را ياري کنيد او نيز شما را ياري خواهد کرد (ان تنصرالله ينصرکم و يثبت اقدامکم) و اما سخني دارم با برادران و خواهران عزيزم در اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانش آموزان شما اي خواهران و برادران وظيفه خطيري برعهده داريد رسالت شما همان رسالت انبياست شما مي خواهيد آينده اين کشور امام زمان را اداره کنيد بقول امام عزيز اسم انجمنهاي اسلامي تکليف مي آورد شما دو نقش را بايد هميشه ايفا کنيد يکي اسلامي بودن خودتان و يکي اسلامي نمودن محل کار و زندگيتان هميشه با خلوص نيت و وحدت کلمه بياري اسلام و امام بشتابيد. در محل بايد خلوص نيت و وحدتتان را نشان دهيد اگر به شما ناسزا گفتند همان راه اسلام را ادامه دهيد نگذاريد منافقين دورو در ميان شما دست و پا باز کنند. بايد هميشه هوشيار باشيد زيرا ما جديت داريم (الموء من کيز) مومن بايد زرنگ باشد. همگام با معلمين و مسئولين آموزش و پرورش به تذهيب نفس و تعهد و در کنار آن اخلاق فاضله انساني را به کار بنديد و عمل نمائيد.
محيط آموزش و پرورش را بايد از لوث دشمنان و مضران به انقلاب پاکسازي کنيد هميشه و در همه حال در تمام مراسم حضور پيدا کنيد و حق خود را نسبت به اسلام ادا کنيد در پايان از همه امت حزب الله و شهيدپرور مي خواهم که به خانواده ام دلگرمي بدهند و در صحنه باشند هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي و هر کس از من بدي ديده است به بزرگي خود و بحق تمام امامان و چهارده معصوم مرا ببخشيد. مراسم ختم و دفن مرا ساده بگيريد و مرا در همان زادگاهم يعني بجستان و در نزديک يا بالا سر مزار شهيد اکبر شيرزاديان به خاک بسپاريد. همچنين مقداري پول در دفترچه ام هست خرج مراسم دفن و کفن و مراسم دعاهاي کميل و توسل و نماز بنمائيد. ضمنا در ماه رمضان سال 1404 برابر با خرداد ماه سال 1363 در جبهه هاي حق عليه باطل بوده ام اميدوارم که قرض آن را بدهيد در پايان قطعه شعري مي نويسم :

اميدوارم که بر لوح مزارم بنگارند.
من آن پاسدار به خون خفته ام

که لبيک رهبر چنين گفته ام
شهادت بود افتخار و شرف

مرا بهر اسلام بود اين هدف
نداي خميني خريدم به جان

نگشتم اسير ستم در جهان
شهادت بود چون مرا آرزو

به سنگر گرفتم ز خونم وضو
اگر پيکرم گشته اماج تير

ولي زنده هرگز نگشتم اسير
اگر خون عزت به دامن زدم

دليرانه بر قلب دشمن زدم
اگر پاره پاره شود پيکرم

جدا گردد از پيکرم گر سرم
برايم مکن گريه ايدل غمين

هزاران چون من باد قربان دين
سفارش نمايم کنون بر شما

نگرديد ز رهبر دين جدا
شهيدم . شهيدم. شهيدم. شهيد

بدرگاه حق گشته ام روسپيد
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد محمد حسين علي حسيني

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهيد محمد حسين علي حسيني
نام پدر: محمد کريم
محل تولد: گناباد – نجم آباد
تاريخ تولد: 4/4/1313
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 5/12/1363

زندگي‌نامه شهيد:
شهيد محمد حسين علي حسيني در مورخ 4/4/1313 در خانواده اي بسيار مستضعف ولي مذهبي در روستاي نجم آباد از توابع شهرستان گناباد به دنيا آمد و به دليل عشق و علاقه وافر خانواده اش به ائمه اطهار چنين نام گرفت. از 9 سالگي از نعمت وجود پدر محروم شد و پس از پدر زندگي سختي را گذراند.
در آن سال هاي سخت و طاقت فرسا چوپاني را پيشه کرد و 20 سال تمام به اينکار ادامه داد و سپس به بنايي و کشاورزي روي آورد و اين کار را تا پيروزي انقلاب ادامه داد . از آغاز نوجواني (حدود 10 الي 12 سالگي) به فرايض ديني اهميتي خاص مي داد و در تمام جلسات مذهبي شرکت مي کرده. وي از روحيه عدالتخواه و ظلم ستيزي برخوردار بود و بر همين اساس نه زير بار ظلم کسي رفته و نه بر کسي ظلم مي کرد. در 25 سالگي تشکيل خانواده داد و حاصل اين پيوند مقدس 7 فرزند پسر و 1 فرزند دختر بوده است. وي براي تامين هزينه معيشت خانواده اش تنها به بازوي خويش متکي بوده و عليرغم جو نامطلوب حاکم بر جامعه در دوران سياه طاغوت، هرگز از طريق نامشروع به کسب درآمد نپرداخته است. ضمنا 5 نفر از فرزندان اين شهيد داراي مدرک پزشکي و مهندسي در رشته هاي مختلف مي باشند.
محمدحسين بسيار خونگرم و پرجاذبه و مقيد به صله رحم نسبت به خويشان نسبي و سببي خود بوده و در انجام کارها دقت و جديت بالايي داشته است. هرکاري را به نحو احسن انجام مي داد و همين انتظار را نيز از وارثين خود داشت.
سالها پيش از پيروزي انقلاب، طي چند سالي که در تهران نزد برادرش در دکان نانوائي کار مي کرد در اوقات فراغتش در مجالس سياسي مذهبي و نشست هاي روشنگرانه علماء متعهد و اساتيد مبارز حوزه و دانشگاه شرکت نموده و بيشترين بهره را از اين رهگذر برد به گونه اي که در سال هاي 50 و 51 برمبناي شناخت دقيق به جستجوي علني رساله ي علميه ي توضيح المسائل حضرت امام (ره) در مشهد مقدس مبادرت ورزيده بود. محمدحسين در امور خير همواره پيشگام بوده و الويت را بر امري از امور خير مي داد که مرجعيت معظم و روحانيت متعهد بر وجوب تمرکز و لزوم بسيج عمومي در راستاي آن صحه مي گذاشت.
ايشان جزء نفراتي بوده اند که با برداشتن عده اي از روستا و خوار و بار جمع آوري شده از محل خود ياري مردم، به ياري مردم زلزله زده طبس شتافته و در کنار مساعدت بي دريغ و مخلصانه به آسيب ديدگان، از برکات و روشنگري هاي ياران و همراهان خاص حضرت امام (ره) چون شهيد محراب آيت الله صدوقي، مقام معظم رهبري مدظله العالي) جوانمرد شهيد حجت الاسلام استاد هاشمي نژاد بهره ي وافري بوده است.
او وسيله نقليه ي خود را که تنها راه امرار و معاش خانوادگي اش نيز بوده ، داوطلبانه و بصورت درست در اختيار نيروهاي حزب اللهي قرار داده و خودش نيز آماده خدمت منحصر به فرد در اين راه گشته بود. وي در تمام راهپيمايي هاي حماسي مرکز شهرستان و چندين راهپيمايي در مشهد مقدس فعالانه شرکت مي نمود و اين در حالي بوده که مادر مريضش به علت کسالت قلبي شديد در بيمارستان قائم بستري بوده و ناچار بوده بين بالين مادر و صحنه هاي انقلاب در رفت و آمد باشد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي بطور فعال کمر به خدمت مردم روستا بست که چند سال آن در قالب شوراي اسلامي روستا صورت گرفته است.
وي در تشويق و همراهي با جوانان نقش بسزايي داشت و بهترين دوست و پشتيبان آنها به حساب مي آمد. با آغاز جنگ تحميلي و گسترش دامنه ي هجوم وحشيانه ددمنشان بعثي به بسيج نيروي انساني و جمع آوري و ارسال کمک هاي مادي به جبهه مبادرت ورزيد و همواره 2 يا 3 تن از فرزندانش در صحنه هاي نبرد حضور داشتند تا اينکه يکبار از طريق جهاد سازندگي براي اعضاء داوطلب شوراها اردوي بازديد و شناخت حضوري منطقه رزمي جنوب گذاشته شد. محمدحسين داوطلب شرکت در اين اردو شد و عليرغم جراحت عميقي که در اثر حادثه اي به ناحيه ران وي وارد آمده بود، بدون اينکه به آن اعتنا نمايد يا مسئولين را در جريان امر قرار دهد در کليه ي برنامه هاي فشرده و ويژه ي آموزشي همپاي ساير داوطلبان شرکت نمود!
در بازگشت از اين سفر سازنده الهي نيز مقداري از خاک هويزه را به عنوان هديه سفر با خود آورد تا ديگران را نيز در خط تحول مطلوب الهي در آن مقطع قرار دهد.
بعد از اين حرکت، تحول عظيمي در وضعيت محمدحسين صورت گرفت و رسماً به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و مشتاق حضور در جبهه شد و ديري نپائيد که آرزوي ديرينه اش برآورده شد و امکان درخشش در عرصه ي حماسه آفريني ها را پيدا کرد و سرانجام بر اثر اصابت ترکش هاي ناشي از بمباران شديد هوائي دشمن به فيض عظيم شهادت نائل آمد و در پنجم اسفند ماه 1363 در کربلاي سومار جاودانه گشت. پيکر پاک اين شهيد در روستاي نجم آباد از توابع شهرستان گناباد آرام گرفت. روحش شاد.

وصيت‌نامه شهيد:
«من المومنين رجال صدقواما عاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر»
بعضي از مومنان به پيماني که با خدا بسته اند وفا کردند و گذشتند و رها و شهيد شدند و عده اي ديگر انتظار مي کشند تا نوبت آنها نيز فرا برسد «قرآن مجيد سوره احزاب 23»
اني لا اري الموت الا اسعاده و الجهاد مع الظالمين الا برنا
آنجا بخواهيد زندگي کنيد با ظالم و ستمگر، آنجا زندگي فقط خوردن و خوابيدن و زير بار ذلتها رفتن باشد، مرگ هزاران بار بهتر از زندگي است و مردن ترجيح دارد اين پيام است پيام شهيد. «امام حسين(عليه‌السلام)»
منطق شهيد يعني منطق کسي که براي جامعه خويش پيامي دارد و اين پيام را جز با خون با چيز ديگري نمي خواهد بنويسد. «استاد مطهري»
چون زندگي پايدار نيست و طبق گفتار خداوند قادر و متعال در قرآن مجيد، هر نفسي شهد مرگ را خواهد چشيد و از طرفي پاي گذاشتن در صحنه هاي نبرد حق با باطل خالي از پيشامد و يا حادثه اي نمي تواند باشد و احتمال ارتحال انسان به سوي خدا وجود دارد اين چند سطر وصيت و سفارش را لازم ديدم بر جاي گذارم.
امت حزب الله هميشه در صحنه را سفارش مي کنم به حضور بيشتر در صحنه انقلاب و حفاظت و حراست گسترده تر از دستاوردهاي خونبار انقلاب اسلامي و آنها را سفارش مي کنم به اينکه امام را بيشتر بشناسند و پيروي و اطاعت کنند.
اگر ماهيت دو نهضت اسلامي امام حسين(عليه‌السلام) و انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) را دقيقا بررسي کنيم و بشناسيم به خوبي درک خواهيم کرد که همان علل و موجباتي که به نهضت امام حسين(عليه‌السلام) منتهي شده است، باعث ايجاد و گسترش انقلاب اسلامي ما شده است و نهضت ما همان اهداف انقلاب امام حسين(عليه‌السلام) را تعقيب مي نمايد.
عناصري که در اين نهضت شرکت دارند معتقدان و علاقه مندان به خاندان امامت و رسالت و تداوم راه انبياء و اولياء الهي هستند.
محتواي هر دو نهضت يکي است و عمليات انجام يافته در دو نهضت به گونه اي شگفت انگيز به يکديگر شباهت دارد. رهبران اين دو انقلاب مشابه سازش ناپذيري خويش را با گذار از تمامي تهديدها و تمهيدها حتي در تبعيد حفظ نموده اند. امام حسين(عليه‌السلام) مي فرمايد: اگر در هيچ نقطه اي مرا جاي ندهند باز هم بيعت نمي کنم و امام امت نيز مي گويد: اگر هيچ مکاني ما را نپذيرد، با هواپيما از اين شهر به آن شهر خواهم رفت و در فرودگاه ها حرفم را خواهم گفت چرا که پيش من مکان مطرح نيست عمل به تکليف الهي مطرح است. ما هم 72 شهيد در راه حق قرباني داده ايم که در راسشان شهيد مظلوم دکتر بهشتي سيد الشهداء انقلاب اسلامي گرديده است.
بدين ترتيب روشن است که هر دو نهضت و انقلاب مجموعا يک شکل پيدا کرده است و اينکه امت به حضور بيشتر در صحنه انقلاب اسلامي و به مراقبت دقيق تر در حراست از دستاوردهاي خونبار آن سفارش و به شناختن بيشتر ارزش نعمت وجود امام و فرمانبرداري و اطاعت از او توصيه مي شوند، بدين خاطر است که ما نمي خواهيم تجربه تلخ وقايعي که در زمان امام حسين(عليه‌السلام) به حمايت از باطل و خيانت به حق روي داد، در زمان ما نيز خداي نخواسته تکرار شوند!
بايستي تا سرحد مرگ و شهادت دست از ياري اين امام برحق برنداريم، زيرا که انقلاب ما و انقلاب امام حسين(عليه‌السلام) بهم وابسته است و بقول شهيد مظلوم آيت الله دکتر بهشتي: «تکرار داستان پرافتخار عاشوراست که زمينه رشد فرهنگ شهادت را در ملت ما بوجود آورد»
امروز مسئله مهم و اساسي در خط امام بودن است خطي که خود امام با کلام و در عمل ترسيم نموده اند نه خطي که مدعيان دروغين از آن براي فريب منافقانه دم مي زنند، خطي که يکي از ابعاد آن بعد اسلامي نه شرقي نه غربي است که اگر تجربه آن در ايران موفق گرديد دنيا زير پاي ابرقدرت‌ها خواهد لرزيد.
در آنصورت است که ديگر هيچ غم و اندوهي نبايد به دل راه داد و تمامي توان و تلاش خود را بايستي روي رسيدن به اهداف اسلامي و پايداري و استقامت در تحقق آن متمرکز ساخت و به قول و فرموده امام امت: «چه غم امتي را که يا بسوي خداوند متعال مي رود يا به سوي تحقق اهداف اسلامي و انعکاس آن در جهان.»
مقداري که مقروضم در دفترم نوشته شده که جمعاً 3 قلم مي شود، سفارش ديگرم اين است که اگر چنانچه مسئله اي پيشامد کرد و فردي گفت من از فلاني طلبکارم او را راضي نماييد، اگر شهيد شدم مرا در قبرستان نو دفن کنند و برايم آمرزش بخواهند. از تمام قومان و خويشاوندان هر کس بدي اي ديده مرا حلال کند. به اميد پيروزي سپاهيان سلحشور و مجاهد اسلام بر کفر و استکبار جهاني به سرکردگي شيطان بزرگ آمريکاي جهانخوار و تحقق جمهوري جهاني اسلامي انشاءالله خداوندا تمام عمر ما را بگير و لحظه اي بر عمر امام بيفزاي . آمين
مهرماه 1361 محمدحسين علي حسيني

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه پاسدار رشيد اسلام عطاء اله قلي پور

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه پاسدار رشيد اسلام عطاء اله قلي پور
نام پدر: حسن
محل تولد: گناباد – بهاباد
تاريخ تولد: 5/8/1344
محل شهادت: مريوان – تنگه کانيمانگا
تاريخ شهادت: 21/8/1362

زندگي‌نامه شهيد:
شهيد عطاء الله قلي پور در 5/8/1344 در بهاباد از توابع شهرستان گناباد متولد شد. از نظر اخلاقي در سطح بالايي بود و از اوان کودکي علاقه زيادي به مسائل مذهبي داشت هميشه به مساجد مي رفت و در نوحه خواني ها و … شرکت مي کرد در حين تحصيل کمک فراواني براي مخارج خانواده بود و هميشه به خانواده کمک و مساعدت مي کرد. علت ترک تحصيل شهيد، تشکيل بسيج و شروع جنگ و احساس وظيفه نمودن شهيد جهت دفاع بود. از زمان پيدايش بسيج در آن شرکت مي کرد. اين شهيد عزيز از زمان پيدايش بسيج در تمام فعاليت‌هاي آن شرکت مي کرد و دليل رفتن او به جبهه ها فقط اسلام بود و بس. او مي گفت در حال حاضر مسئله اي مهم تر از حفاظت دين وجود ندارد. اولين بار در سن 16 سالگي وارد صحنه جبهه و جنگ شد. شهيد از زماني که وارد سپاه شد کلا در جبهه کردستان بود که حدود يک سال خدمت ايشان در آنجا طول کشيد. اين شهيد عزيز قبل از شهادت مجروح مي شود و در درگيري با ضد انقلاب رنج بسيار کشيد و جراحات زيادي برداشته بود که با روح بلندي که داشت جراحات را از خانواده خود پنهان مي داشت. از همان ابتدا وارد فعاليت هاي امدادگري شد و خط مقدم جبهه را بر ماندن در بيمارستان جهت خدمت ترجيح مي داد. وي ابتدا با داروهاي ساده و کمک هاي اوليه مجروحان را درمان مي کرد تا اينکه مسئوليت يازده بيمارستان و بهداري در منطقه مريوان را بر عهده گرفت. زماني که اين شهيد عزيز در تنگه کاني مانگا در کردستان با آمبولانس به همراه 5 تن از دوستان در حال ماموريت بودند، توسط گروهک ضد انقلاب ماشينشان به رگبار گلوله بسته شد و سپس به آتش کشيده شد که در اين آتش سوزي شهيد عزيز در حالي که زخمي بود به فوز عظيم شهادت نائل گشت.
روحش شاد و راهش پررهرو باد

وصيت نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقنه و من عشقنه قتلته و من قتله فعلي ديته و من قتلته علي دينه فلناديته
هر کس مرا طلب کند مي يابد مرا و هر کس دريافت، مي شناسد مرا و هر کس شناخت مرا، دوستم مي دارد و هر کس عاشقم شد، عاشقش مي شوم و هر کس عاشقش شدم، مي کشمش و هر که او را بکشم خونبهايش بر من واجب است، پس خون‌بهايش مي شوم.
دفاع از مملکت اسلامي و دفاع از نواميس مسلمين از واجبات شرعيه است. «امام خميني»
با درود و سلام بر مهدي موعود(عج) و نايب بر حقش امام امت که جمهوري اسلامي ايران را بنيان نمود و رهبري آنرا برعهده دارد و با درود فراوان به روان پاک تمامي شهداي صدر اسلام از شهداء کربلاي حسين(عليه‌السلام) تا کربلاهاي ايران و بالخصوص شهداء مظلوم کردستان که با خون خود اين نهال انقلاب اسلامي را ياري نمودند و مي نمايند و از اين جا وصيت نامه ام را شروع مي کنم.
با سلام بر شما اي پدر و مادر مهربانم و اي برادران و خواهرانم انشاءالله ببخشيد که نتوانستم دين خود را نسبت به شما ادا نمايم. اميدوارم بتوانم با شهادتم شما را راضي کرده باشم و اگر خداوند تبارک و تعالي اين لياقت را به من داد در آن دنيا شفيع شوم و از پدر و مادر و اقوام و دوستان خواهش دارم که بر جنازه من گريه نکنند و ادامه دهنده راه من باشند و اسلحه من را بردارند و سنگر من را خالي نگذارند چون راه خدا شکست ندارد و من کوچکتر از آنم که شما را وصيت کنم ولي بعنوان برادر کوچکترتان اين حرف را از من بپذيريد. هيچ گاه در سخت ترين شرايط اسلام را رها نکنيد و امام را دعا کنيد که ما را از همه انحرافات نجات داد و باز هم از شما تشکر مي کنم که فرزندانتان را ابراهيم وار و زينب گونه پس از چندين سال زحمت به جبهه فرستادين و با دو دست خود مرا تقديم اسلام کرديد و اما پدر و مادر مهربانم مي دانم که هر پدر و مادري آرزو دارند که فرزندشان نزد خودشان باشند و وقتي مسئوليت الهي پيش مي آيد خودتان هم بايد قبول داشته باشيد و امروز بايد آرزوهاي ما جهت ديگري پيدا کند و آن تقويت اسلام باشد. امروز حفظ اسلام واجب تر است از من و امثال من و ما همه امانتي هستيم از جانب خداوند و بايد اين امانت را به صاحبش پس بدهيم و جنگ بهترين محل آزمايش و براي پس دادن امانت است و اين را هم بايد بدانيم که وقتي انسان مي خواهد با خدا معامله بکند بايد بهترين چيز خود را که دارد تقديم کند و آن هم يک جان ناقابل است و اميدوارم که خدا قبول کند و از تقصيرات و اشتباهات ما بگذرد و شما هم اگر از من کوتاهي ديده ايد ببخشيد و جنازه من را در بهشت حسن عبودي در بهاباد دفن نمائيد و اگر جنازه من را در بين هفته آوردند آنرا در سردخانه نگهداريد تا روز پنجشنبه شود و من را شب جمعه به خاک بسپاريد، آن شب هم در مزارم دعاي کميل برگزار کنيد، در ضمن من از هيچ کس قرض و طلبي ندارم و اگر کسي از من طلب داشت از خانواده ام بگيرند.
والسلام علي من التبع الهدي
8/2/62 عطاء الله قلي پور

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه بسيجي شهيد حسين شوريده

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه بسيجي شهيد حسين شوريده
بسيجي شهيد حسين شوريده
نام پدر: محمدعلي
محل تولد: گناباد – دلويي
تاريخ تولد: 5/2/1335
محل شهادت: خرمشهر
تاريخ شهادت: 13/3/1361
زندگي‌نامه شهيد:
شهيد حسين شوريده در سال 1335 در دهم ارديبهشت ماه در قريه دلوئي شهرستان گناباد متولد شد و بواسطه هوش سرشاري که داشت در همان اوان کودکي در سن چهار سالگي اشعار حافظ را از حفظ مي خواند و در 5 سالگي به مکتب رفت. وي همواره در تمام مراحل تحصيل شاگرد نمونه بود. در دوره دبيرستان به علت اينکه علاقه شديدي به رشته رياضي داشت و آن زمان رشته رياضي در گناباد و شهرهاي اطراف نبود براي ادامه تحصيل به مشهد رفت و بدليل رتبه اول در آنجا از پرداخت شهريه معاف شد و با معدل خيلي بالا ديپلم گرفت و سپس در کنکور شرکت کرد و در سه رشته مهندسي برق، مهندسي نفت و مهندسي مکانيک پذيرفته شد و رشته مهندسي مکانيک دانشگاه تهران را انتخاب کرد. ايشان در سالهاي انقلاب در تمامي اعتصاب ها شرکت نمود و دوبار به زندان ساواک افتاد. در زادگاهش روستاي دلويي کتابخانه اي داير نمود. در اوايل انقلاب با تشکيل کميته و پاسداري از انقلاب شب و روز در تلاش بود. پس از استقرار کميته و نهادهاي انقلاب به منظور کمک به مستضعفين و محرومان خدمت در جهاد سازندگي را انتخاب نمود.
در مرداد 1358 براي کار در جهاد سازندگي به گنبد کاووس رفت و خدمات زيادي به آن منطقه کرد. حسين مسئول جهاد بخش کلاله گنبد بود. روستائيان ترکمن روستاهاي کلاله، چهره محجوب و مظلوم او را که برايشان لوله کشي آب و برق رساني مي کرد. بياد دارند در همان سال مراسم ازدواج ساده اي برگزار کرد که ثمره آن فرزندي به نام علي بود که در سال 1379 مقام دوم المپياد رياضي جهان را کسب کرد. در زلزله سال 1358 گناباد و قاين مسئول تهيه چادر براي زلزله زدگان اين مناطق شد و پس از آن به اتفاق چند تن از دانشجويان، بخش امور استان هاي جهاد سازندگي را پي ريزي کرد. اين شهيد بزرگوار نسبت به مال دنيا بسيار بي توجه و بي اهميت بود و در خرج بيت المال بسيار سخت گير، مثلا هرگاه با ماشين جهاد به شهرستاني مي رفت آن را در برگشت در پارکينگ جهاد مي گذاشت و بعد به منزل مي رفت. به گفته همسرش، به علت کار در امور استانهاي جهاد، مرتب به شهرستان ها سفر مي کرد، به طوري که سال اول زندگي شان در مجموع شش ماه را در مسافرت گذراند با اين وجود هرگز دين خود را ادا شده ندانست. وي بارها تصميم گرفت به جبهه برود ولي مسئوليت هايي که برعهده اش بود مانع مي شد، سرانجام به آرزويش که جبهه رفتن بود رسيد و در عمليات بيت المقدس هنگامي که فرزندش 20 روزه بود، شرکت و در تاريخ 13/3/1361 در منطقه شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
«امام جمعه زاهدان دو روز پيش از شهادت حسين در خواب ديد جنازه شهيدي را آوردند تا او بر وي نماز بگزارد. او روي جنازه را گشود حسين را در حالي ديد که بر روي پيشاني اش با خط سبز نوشته شده بود (بر اين جنازه امام زمان (عج) نماز خوانده است) و روز بعد خبر شهادت وي را از راديو مي شنود.»
روحش شاد و راهش پررهرو باد

وصيت‌نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحيم ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار
وصيت مي کنم اين بنده سراپا تقصير که همه خويشاوندان و دوستان و آشنايانم براي آمرزش گناهانم دعا کنند به دليل کمي فرصت و نزديکي حرکت انشاءالله اگر سعادتي نصب باشد و خداوند تبارک و تعالي ما را به حضور پذيرفت و همسر فداکارم را که تاکنون همه زندگي خويش را نثار کرده است به صبر و بردباري سفارش مي کنم و او را وصي خويش قرار مي دهيم تا به موارد زير عمل نمايد:
1 – در تربيت علي کوچولومان نهايت تلاش به عمل آورد تا انشاءالله در بزرگي از پاسداران انقلاب اسلامي شود.
2 – از مال دنيا موتوري دارم که بايد فروخته شود و ديونم پرداخت گردد و مابقي را اگر احتياجي نداشتند بابت روزه و نماز صرف نمايند.
3 – به علي زحمتکش حدود چهارصد تومان و به مجيد شهيدي دو هزار تومان بدهکارم و به ناصر نعمتي ده تومان و به علي دانشگاه صنعتي که با ما گنبد بوده ده تومان.
4 – يکهزار تومان بحساب جهاد سازندگي واريز شود و همچنين اندازه قيمت دو عدد پتو که در ماشين يک زماني گم کرده ام.
5 – از پدر و مادرم بخاطر سبک سري ها و کوتاهي ها خداحافظي مي کنم اميدوارم که مرا ببخشند و سفارش مي کنم که حتي الامکان از همسر و فرزندم نگهداري نمايند.
التماس دعا از همگي
حسين شوريده

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه جانباز شهيد دکتر رجبعلي پورابراهيم شهري

زندگي‌نامه و وصيت‌نامه جانباز شهيد دکتر رجبعلي پورابراهيم شهري
نام پدر: حسين
محل تولد: گناباد
تاريخ تولد: 1/1/1340
محل شهادت: گناباد
تاريخ شهادت: 15/11/1386

زندگي‌نامه شهيد:
شهيد دکتر علي پورابراهيم فرزند حسين و معصومه، در تاريخ 1/1/1340 در خانواده اي مذهبي در کوي شرقي گناباد چشمان زيبايش را به اين دنياي خاکي گشود پس از سپري شدن دوران کودکي وارد مدرسه مظفر شد و پس از پشت سر گذاشتن دوران راهنمايي و دبيرستان موفق به اخذ مدرک ديپلم تجربي از دبيرستان کوروش کبير گناباد گرديد.
در بحبوحه ي انقلاب اسلامي در پخش اعلاميه هاي امام خميني (ره) نقش موثري داشت پس از انقلاب فعاليت‌هايش را ادامه داد و در تاريخ 29/8/1358 عضو رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و در واحد بهداري سپاه مشهد مشغول به خدمت گشت.
در زمان جنگ تحميلي عراق عليه ايران به خاطر علاقه ي زياد، چندين بار به جبهه اعزام شد. در تاريخ 27/7/1365 به منطقه جنوب اعزام گرديد. علي در اين زمان داراي مدرک کارشناسي پرستاري بوده و در تاريخ 25/8/1365 در منطقه حاج عمران از ناحيه صورت و چشم بر اثر اصابت عقبه آرپي جي مجروح گرديد و در تاريخ 16/10/1365 بين عمليات کربلاي 4 و 5 در منطقه شلمچه در هنگام انتقال شهدا از خط مقدم به عقب، از ناحيه گردن مورد اصابت تير مستقيم قرار گرفت که منجر به قطع نخاع شد و جانباز 70% گرديد پس از مجروحيت با پشتکاري که داشت موفق به اخذ مدرک دکتري داروسازي شد و همزمان مسئوليت بيمارستان امام حسين(عليه‌السلام) در مشهد مقدس را نيز برعهده داشت.
علي سپس ازدواج نمود و داراي دو فرزند گرديد که به آنان بسيار علاقه داشت. وي فردي صبور، متواضع، مهربان و بسيار ساده زيست بود و همچنان که همسرش مي گويد از تجملات دوري مي کرد و توصيه مي نمود که «پولي را که مي خواهيد خرج تجملات کنيد به مردم مستضعف هديه کنيد» و همانند مولايش علي(عليه‌السلام) خانواده هاي مستضعف و بي سرپرست را شناسايي و به آنان کمک مي نمود. هرگز با وجود نياز شديد، وسايل پيشرفته اي که پس از مجروحيت و از کارافتادگي از طرف بنياد شهيد و جانبازان در اختيار وي قرار داده مي شد را قبول نکرد و از همان وسايل ساده استفاده مي نمود يکي از خصوصيات بارز ايشان کم حرفي و عمل بسيار بود. به پدر و مادرش علاقه خاصي داشت و با وجود اينکه خودش روي ويلچر بود به پدر افتاده خود کمک مي نمود و پس از فوت پدر، مادرش را به خانه اش آورد و از او مراقبت مي کرد و زيارت عاشورا را بسيار دوست مي داشت و نماز شبش ترک نمي شد. سرانجام دکتر پورابراهيم بر اثر ضايعات فراوان، حالش بسيار وخيم گشت و به بيمارستان امدادي مشهد انتقال يافت و روح بلند و ملکوتيش که ديگر تاب ماندن در اين سراي فاني را نداشت در تاريخ 15/11/1386 پس از تحمل رنج هاي فراوان از قفس تن آزاد گشت و در آغوش خداي جاي گرفت. پيکر مطهرش پس از تشييع باشکوه، در گلزار شهداي بهشت حسن کوي شرقي گناباد به خاک سپرده شد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد

وصيت نامه نامه شهيد:

بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انااليه راجعون
خدايا! اگر از عمرم بپرسي اشک‌هايم را شاهد مي آورم. من از رفتن و ايثارم پيش تو شرمنده ام هرچه داشتم و هرچه کردم مديون توام.
خدايا! دوست داشتم و دارم که شبهاي تار در سرزمين‌هاي دور با ستارگان درخشان با تو خلوت کنم اشک بريزم و برعليه کينه بجنگم و غريبانه شهيد گردم.
خدايا! تو مي داني هميشه بيادت بوده و در همه لحظات از تو استعانت و ياري جسته ام.
خدايا! شرمنده ام که نتوانستم همچون بنده اي لايق و در خور شانت موجب رضايت گردم.
خدايا! بر بي لياقتي در قدرداني از نعمات بي پايانت عذر خواهم.
خدايا! عذر خواهم از اينکه نتوانستم دينم را نسبت به تو و دين تو و مومنين و قرآن تو ادا کنم.
پروردگارا! اشک‌هاي من به درگاهت و خدماتم ناقابل است و اصلا من حتي صحبت آن را با تو در ميان نمي آورم و فخر نمي کنم.
بارالها! ترا به اشک‌هاي ريزان يگانه بانوي عصمت و طهارت و به اشک‌هاي ريزان علي(عليه‌السلام) در دل چاه در شبهاي تار قسمت مي دهم که به لطفت و به عزت و جلال و کرامتت منت سر اين دردمند بگذاري و از کوتاهيها و قدرنشناسيها در نعماتت و در خدمت به خلقت و در انجام عبادات از من بگذري و عفومان بفرمايي که سخت به عفو تو محتاجم و براي اميد چشم براه نشسته ام.
بارالها! اگر قدرت جادويي مي داشتم که توانايي کشيدن بدن عريانم در آفتاب داغ روي زمين با طناب در حال گريه و طلب مغفرت از تو مي بود اين کار را مي‌کردم اما افسوس خدا جان که من از اين نعمت محرومم.
خدايا! با قلبي شکسته و با دلي اميدوار و با سري به زير افکنده و با ندامت و اقرار بر بديهايم و قصور در عبادات و وظايفم همچون عزيز از دست داده اي مي گريم و از تو طلب مغفرت مي کنم و اين شعارم را سر مي دهم:
شب همه شب بر آستانت شده کار من گدايي
به خدا که اين گدايي ندهم به پادشاهي

همه شب نماده ام سر چون سگان بر آستانت
که رقيب در نبايد به بهانه گدايي

شاها ز گدايان (فقيران) درت روي مگردان
بر درگهت افتاده به صد باره اميديم

خاطراتي از دوست و همکلاسي شهيد

خاطراتي از دوست و همکلاسي شهيد
ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
سوره: آل عمران آيه: 169
چندي پيش پس از مدت‌ها براي انجام کار اداري گذرم به ساختمان مرکزي دانشگاه علوم پزشکي مشهد افتاد و پوستري را ديدم که باريم جالب بود. نام و تصوير شهيد دکتر علي پورابراهيم شهري در آن بود خاطراتم دوباره زنده شد و مفهوم اين آيه شريفه قرآن در ذهنم آمد که شهيدان زنده اند زيرا که به وضوح احساس کردم شهيد پورابراهيم مانند زمان دانشجويي در کنارمان است.
از دوران دانشجويي با شهيد خاطرات بسياري دارم. دوست دارم از خاطرات دوران دانشجويي، جلساتي که باهم درس مي خوانديم و به قول طلبه ها مباحثه مي کرديم بگويم. از شبهايي که در بيمارستان بنت الهدي مشهد شيمي آلي را براي امتحان مرور مي کرديم بگويم. از زمان حضورش در آسايشگاه پارک ملت بگويم. از اراده بالا و مثال زدني او بگويم از استعداد او در فراگيري دروس بگويم از احترام و همياري دوستان دانشجويي بگويم از زماني بگويم که در گرماي تابستان و سرماي زمستان با يک دست مسافتهاي زيادي را براي حضور به موقع سرکلاس بر روي چرخش پا مي زد. زيرا همان يک دست برايش پا بود و با همان يک دست همه فعاليت‌هايش را انجام مي داد با همان دستش سر کلاس مطالب را يادداشت مي کرد آن قدر اراده داشت که نه دانشجويان و نه استادان فرقي بين او و سايرين احساس نمي کردند و فقط زماني که کلاس‌ها در طبقه دوم دانشکده برگزار مي شد دوستان دستي به چرخش مي گرفتند و بالا مي بردند. حالا که اين سطرها را مي نويسم احساس مي کنم که او احتمالا در همين حد هم راضي نبوده چرا که چندي بعد يک بالابر در دانشکده داروسازي نصب شد و بعد از آن اين سعادت کمک به يک جانباز هم از ما گرفته شد زماني که شنيدم هم کلاسي جانبازمان شهيد شده است حال عجيبي داشتم با اينکه خود از خانواده شهدا هستم وليکن حس عجيبي داشتم باورش برايم سخت بود چون چندين سال نديده بودمش. اصلا ايران نبودم براي ادامه تحصيل در خارج از کشور بودم. خيلي دوست داشتم به مزارش بروم وليکن نمي شد تا اينکه چند ماه پيش بدون آنکه بدانم مزارش کجاست و بدون تصميم قبلي ناگهان به طور عجيبي در يک لحظه خودم را در سر مزارش ديدم، حادثه عجيبي که باز هم نشان مي دهد شهيدان زنده اند.

دکتر عباس صادقي
دانشکده داروسازي مشهد

نامه اي به پدر

نامه اي به پدر
براي توست پدر
سلام، سلام بر پدرم، سلام بر عزيزم. سلام پدر جان
پدر دلم براي تو تنگ شده خيلي دوست دارم تو را ببينم.
طاقت دوري ات را ندارم، بعضي وقت ها آن قدر دل تنگ مي شوم که دلم مي خواهد من به جاي تو مي رفتم.
کاش مي توانستم اين نامه را براي تو بفرستم تا ببيني چقدر تو را دوست دارم. مي دانم که تو هم دلت براي من تنگ شده و مي خواهي کنارم باشي.
پدر جان تا کي بايد دوري تو را تحمل کنم،
آخر تا کي؟
آخر تا کي بايد بي تو زندگي کنم؟
کاش اينجا بودي و مي توانستي جواب سوال هايم را بدهي. اصلا کاش هيچ وقت نمي‌رفتي.
پدر دوستت دارم. هميشه، همه جا و هر کجا که باشم دوستت دارم. دوستت دارم.
خداحافظ پدرم
دخترت مريم
کلاس چهارم ابتدايي

***
نامه اي به پدر
سلام باباجون، خيلي دلم تنگ شده. دوست داشتم الان کنار ما بودي، اگر مي بودي من و مريم مي آمديم و با تو بازي مي کرديم. حالا مي فهميم تنها ماندن درخانه چقدر سخته، وقتي که ما مي رفتيم مسافرت يا منزل اقوام تنها تو خونه مي موندي. من که مي ترسم براي يک لحظه در خونه تنها باشم. کاش بودي تا در درس هايمان کمکمان مي کردي و اشکالات ما را رفع مي کردي. هر روز صبح عيد که از خواب بلند مي شوم به يادت مي افتم که هر روز صبح قبل از بيدار شدن ما 1000 تومان پول با يکي دو تا شکلات بالاي سرمان مي گذاشتي.
باباجون چند روز پيش بي بي هم آمد کنارت. حالا که بي بي رفته بيش از پيش تنها شده ايم و بيشتر وقتها خونه اقوام هستيم. باباجون کمکم کن تا راهت را ادامه بدهم و مايه سربلندي جامعه، تو و مادر باشم. احساس مي کنم از وقتي که شهيد شده اي کم تر به ما سر مي زني. از وقتي که شهيد شده اي حتي يک بار هم خوابت را نديده ام حتي لحن حرف زدنت را فراموش کرده ام. هميشه سعي مي کردي تا ما را خوشحال کني. مريم شعر پدر را ضبط کرده و مدام از هرجا به خانه مي آيد تا شب که مي خوابد گوش مي دهد. مامان خيلي سعي مي کند جاي خالي تو رو برامون پر کند. يادم مي آيد يک دفعه مي خواستيم باهم به پيش يکي از دوستانت برويم مريم و مامان خونه موندن و من و تو پياده تا آنجا رفتيم تا وقتي به آنجا رسيديم حسابي خسته شديم. قرار بود از اونجا بريم و مامان بيايند تا باهم به بازار برويم. اما از شانس بد ما در راه حال تو بدتر شده بود و مجبور به بازگشتن شديم . هيچ وقت آن روزها را فراموش نمي کنم. حيف که آن روزهاي شيرين گذشت و دوست داشتم بيشتر پيشت مي بودم. بازم مي گم خيلي دلم برايت تنگ شده خواهش مي کنم به خوابم بيا تا ببينمت. دوستت دارم از صميم قلب.
خداحافظ پدر
دخترت فاطمه
نامه دختر شهيد دکتر علي پورابراهيم

مقدمه

مقدمه
مهمترين وقايعي که در قرن معاصر در ايران اسلامي رخ داده است بي شک انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است اين دو رخداد تاثيرات عميقي بر فرهنگ و باورهاي عامه مردم داشته است اما آنچه در اين ميان براساس بيانات حکيمانه رهبر کبير انقلاب اسلامي بسيار مهم و خطير جلوه مي کند حفظ انقلاب و ارزش‌هاي آن است و اين مهم جز با پرداختن به ابعاد مختلف انقلاب و دفاع مقدس امکان ناپذير مي نمايد.
اکنون که انقلاب اسلامي با دو ويژگي خاص خود يعني بديع بودن و ريشه دار بودن در اعماق قلبهاي ملتهاي مسلمان و آزاده جهان رسوخ کرده است ما را بر آن مي دارد در جهت شناساندن حفظ ارزش‌هاي اصيل دفاع مقدس از جمله اخلاص، ايثار و شهادت به منظور نهادينه کردن فرهنگ پوياي اسلامي گامي موثر برداريم.
در اين دفاع مشروع تمامي اقشار جامعه به سهم خود نقشي موثر و مفيد ايفا نمودند. جامعه پزشکي يکي از گروه هاي مهم اجتماعي است که در تمامي خطوط مبارزه حضور گسترده و فعال داشته است بطوريکه وجود شاهدان شهيد و جانبازان معزز و اسناد پزشکي باقيمانده از آن سواران مويد حضور سلسله جامعه پزشکي در خطوط مقدم و پشتيباني است و بي گمان بدون حضور پزشکان، پرستاران، پيراپزشکان و امدادگران در صحنه هاي جنگ با بسيج نظريه علمي دفاع و جنگ مطابقت ندارد چرا که صدمات جبران ناپذيري بدون حضور آنان به نيروي انساني وارد مي شد.
از طرف ديگر اثر متقابل دفاع مقدس و ارزش‌هاي آن در اين قشر زحمتکش و ارزشمند نيز غيرقابل انکار است لذاست که ترويج فرهنگ اخلاص، ايثار و شهادت و شناساندن و تکريم شهدا، در راس همه اقشار، وظيفه خطير مسئولين و متوليان فرهنگ و دانش از جمله دانشگاه ها و محيط هاي علمي بوده و کوتاهي در اين مسئوليت، لغزشي بس عظيم در محضر الهي خواهد بود. بر ماست که با عطر آگين نمودن فضاهاي دانشگاه‌ها با ياد و خاطره اين عزيزان، سموم کشنده فرهنگ ابتذال و توهم شخصيتي را از چهره علم و فرهنگ اين مرز و بوم زدوده و سهم هرچند ناچيز در اين راه پر بهجت و پرافتخار داشته و گوشه اي از وظيفه مسئوليت خود را ادا نمايم. يادواره منطقه اي شهداي جامعه پزشکي شهرستان گناباد با محوريت جانباز و پاسدار شهيد دکتر علي پورابراهيم در راستاي بهره مندي از فرهنگ و ارزش هاي دفاع مقدس و با هدف تلطيف و سالم سازي فضاي فرهنگ و معنوي جامعه برگزار مي گردد اميد است در تبيين و ترويج فرهنگ ايثار، جهاد و مقاومت نقش موثري ايفا نمايد.

پیشگفتار

پیشگفتار
بشر در طول مسير زندگي خود با چالش‌هاي زيادي روبرو بوده است. او براي بقا فراز و نشيب هاي زيادي را سپري نموده و پشت سر گذاشته است. بطر کل دو جبهه حق و باطل هميشه ذهن او را به خود مشغول داشته است که حتي بيشترين خطرها و ضررها را انسان در اين وادي تحمل کرده است. او هميشه براي غلبه بر رقيب به هر شکل ممکن تلاش نموده و جان گذشتگي‌ها و فداکاري‌ها نموده است و ريسک هاي بزرگي را متحمل شده است، در اين راستا دين به عنوان يک هدايت گر و راهنما از طرف خداوند توسط پيامبران بر او ارزاني شده است تا زندگي، تلاش براي بقا، حيات و يا حتي گذشتن از جان و مال را براي او موجه جلوه داده و معني دار سازد و او را به سرايي ديگر که پايدار، ماندگار و ابدي است، نويد داده است و راه رسيدن و نيل به آن را از طرق بيشماري که همانا صراط حق است به او نمايانده و فراروي بشر قرار داده است که يکي از اين راه‌ها که از همه نزديکتر، باشکوه‌تر و ارزشمندتر است، همانا جانبازي، فداکاري، دفاع از حق و حقيقت و صراط مستقيم و جان را در راه جانان فدا کردن، مي باشد . فدا کردن که فنايي در آن نيست و همه اش بقا و ماندگاري ابدي است که تمام اديان آسماني و الهي از آن به کشته شدن در راه خدا و خالق هستي و يا به تعبير متقن تر «شهادت» نام برده اند، فوزي که نصيب هر کسي نمي گردد مگر آنان که از مقربان و اولياء الهي و نيکان در زمين هستند، مرداني الهي که جز به خدا، دين و استقرار راه حق و حقيقت و جز به برافراشتن پرچم «لا اله الا الله، محمدا رسول الله و علي ولي الله» نمي انديشند و براي تحقق اهداف ديني که از جان آنان مايه مي گيرد جان را در طبق اخلاق نهاده و در هر زمان و مکان حاضر به جانفشاني و مبارزه عليه ظلم و نفاق هستند که نمونه هاي آن از پيدايش بشر بر روي کره زمين تا عصر ابراهيم خليل، موسي کليم، عيسي مسيح و محمد امين (صلي‌الله‌عليه‌وآله)، از فلسطين و غزه تا کوههاي قفقاز و انقلاب الجزاير يا افغانستان و عراق و ساير ملل اسلامي مشاهده مي گردد و اين خون‌هاي سرخ ريخته شده علي اصغرها، محمد شامل‌ها، محمد دره ها، حسين فهميده ها ، کودکان بي سر و پناه غزه و تا شهيد پور ابراهيم ها بوده و هست که نهال اسلام را آبياري نموده و خواهد نمود و اين خون سرخ حسين است که هيچ وقت از جوشش نخواهد افتاد و بقول رهبر فرزانه و فقيد انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) «تا در جهان ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم» و دفاع مي کنيم و ذره اي ترس، دلهره و وحشت و يا ترديد به خود راه نمي دهيم. يا به قول شهيد محمدرضا نبي زاده دانش آموز سال سوم راهنمايي «در قاموس شهادت واژه وحشت نيست» و يا به قول شهيد بزرگوار دکتر بهشتي «سرنوشت مقلدان خميني چيزي جز شهادت نيست». آري اين شهيدانند که دين اسلام را زنده نگهداشته و مي دارند، جانفشاني کردند و رفتند و با رفتن خود کاري حسيني کردند و آنها که مانده اند بايد کار زينبي کنند و در ترويج فرهنگ شهيد و شهادت و انتقال آن به نسل هاي آينده از هيچ تلاش فروگذاري نکنند، در اين راستا شوراي راهبردي، کميته علمي و کميته اجرايي اولين يادواره شهداي جامعه پزشکي با محوريت جانباز پاسدار شهيد دکتر علي پورابراهيم پس از برگزاري جلسات و نشست هاي متعدد و اعلام فراخوان و برگزاري اين يادواره تصميم به چاپ زندگي‌نامه و وصيت‌نامه شهداي جامعه پزشکي و درج چند مقاله برتر رسيده و خلاصه مقالات بررسي شده نمود تا شايد بتواند از اين رهگذر دين خود را هرچند ناقص تا حدي ادا نمايد و اگر نتوانست هم آب اين درياي عظيم را بکشد سعي نمود تا جرعه اي از آن را بنوشد و بنوشاند. اميد است که مورد قبول رضاي خداي شهيدان و رضايت مردم عزيز ميهن اسلامي و خصوصا انسانهاي شريف شهرستان‌هاي عزيز گناباد و بجستان و از همه مهمتر جامعه دانشگاهي علوم پزشکي قرار گيرد. انشاءالله
در پايان از تمامي عزيزاني که ما را در مسير برگزاري اين يادواره ياري و مساعدت نموده اند از شوراي محترم راهبردي، علمي و اجرايي، فرمانداري، دانشگاه‌هاي علوم پزشکي، دانشگاه آزاد اسلامي ، دانشگاه پيام نور، ناحيه مقاومت بسيج سپاه پاسداران و کنگره سرداران، بنياد شهيد، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره تربيت بدني، شهرداري و شوراي شهر و پايگاه‌هاي دانشگاه علوم پزشکي، بسيج جامعه پزشکي، بسيج اساتيد، روابط عمومي دانشگاه، معاونت آموزشي پژوهشي، کميته فناوري اطلاعات و انتشارات و کميته علمي، اجرايي و هنري تقدير و تشکر مي نماييم و آرزوي توفيق و سلامتي براي همه عزيزاني که در راه اعتلاي ايران اسلامي و فرهنگ دفاع مقدس گام برمي دارند، را از خداوند منان خواستاريم.
دبيرخانه يادواره

پيام وزير محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکي به شرکت کنندگان
در يادواره شهداي بسيج جامعه پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي گناباد
دوران دفاع مقدس براي ملت ما ظرفيت و موقعيتي بود که اين ملت بتواند اعماق جوهره ي خودش را در ابعاد مختلف نشان دهد. بدون شک يکي از عوامل مهم و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني بود، نيروهاي متشکل از بهترين و قوي ترين مردان و بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن اسلامي، که در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي کشور مقدس جمهوري اسلامي سر از پا نمي شناختند.
مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين سرزمين در برابر استکبار جهاني، صحنه هاي بي بديل و بي نظير از شهادت و ايثار را خلق کرد که اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم، به فرهنگ و تاريخ مردم اين مرز و بوم ، جفايي جبران ناپذير روا داشته ايم. خلق اين آثار اعجاب آور و حيرت انگيز که طبق فرمايش آن مقتداي سفر کرده، به جز در برهه اي کوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام کرده است.
در هشت سال دفاع مقدس يکي از قشرهايي که از خود شجاعت و شهامت نشان دادند، پزشکان و دانشجويان پزشکي بودند که با حضور خود در جبهه ها ايثار را به معناي واقعي به تصوير کشيدند. در خصوص کادر پزشکي و نيروهاي امداد و درمان دفاع مقدس جمله مقام معظم رهبري که «کادر پزشکي در دوران مقدس رو سپيد بود» از جمله افتخارات و مباهات جامعه پزشکي کشور است. از افتخارات ديگر اين قشر خدوم اين است که طبق آمارها جمعا تا حدود ده درصد نيروهاي اعزامي به جبهه ها را کادر پزشکي تشکيل مي دادند. به دليل حجم بسيار بالاي کار هنگام عمليات‌هاي جنگي گاه مي شد اين گروه‌ها تا 72 ساعت بدون انقطاع کار مي کردند و لحظه اي آرام نمي نشستند و خدمات ارزنده اين عزيزان در حوزه امدادرساني و اقدامات اورژانس در صحنه عمليات يقينا در کاهش تلفات انساني بسيار موثر بود. تلاش شبانه روزي و بدون ادعاي گروه‌هاي پزشکي در قالب تيم‌هاي تخصصي و عمومي در خطوط مقدم جبهه ها و نيز بيمارستان‌هاي صحرايي مرهون فرهنگ بسيجي و ايمان جامعه پزشکي بود که صحنه هاي زيبايي از جوانمردي، رشادت و ايثار و از خودگذشتگي را در دل تاريخ پرافتخار اين مملکت ثبت و ضبط کرد. جا دارد در همايش فوق، يک بار ديگر به خاطرات اين قشر خدوم و فداکار از جمله جانباز شهيد دکتر علي پورابراهيم مراجعه کرد و آن حادثه هاي تکرار نشدني را دوباره و صد باره خواند و از آنها براي تفسير و تاويل عرفان و حکمت اسلامي بهره جست و فهميد که در اين نبرد، رابطه سلاح و ايمان، رابطه لازم و ملزوم است؛ هرگاه ايمان باشد، سلاح موثر است و لاغير و هرگاه صداقت باشد، پيروزي تابع است؛ همانگونه که مولاي متقيان عليه السلام فرمود: فلما راي الله صدقنا بعدوتا الکيت و انزل عليه النصر
«آنگاه که خداوند صداقت ما را ديد دشمن ما را به خواري دچار ساخت و پيروزي را نصيب ما گرديد».
دکتر لنکراني – وزير

سخن رياست دانشگاه و رئيس يادواره
ولاتحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احياء عندربهم يرزقون (قران کريم)
هرگز مپنداريد که شهيدان مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدايشان روزي مي خورند.
خداوند متعال براي سعادت، رستگاري و هدايت انسان پيامبراني از جنس خود آنان فرستاد تا انسان خاکي را تا عرش برين بالا برده و در نهايت در جوار رحمت خويش در بهشت عدن سکني دهند، براي رسيدن به اين موعود الهي بايد تلاش نمود و از جان مايه گذاشت.
انتخاب آگاهانه، شهادت در سايه تفکر صحيح در چنين مواردي نقش خود را ايفا مي کند، تنها شهادت است که چنان حرارت و سوزي مي آفريند و چنان حرکت و تکاني را بوجود مي آورد که حق و طرفدارانش را از باطل و جبهه شيطان جدا مي کند. حضرت امام صادق(عليه‌السلام) با شرافت ترين مرگها را شهادت يا مرگ در راه رضاي خداوند مي داند. عظمت والاي شهادت همواره تجلي بخش امتها بوده است و اين خون طيبه شهداي عزيز و گرانقدر بوده است که شجره طيبه اسلام را سيراب نموده و باعث رشد آن شده است، لذا در اين راستا و در سال جاري که از طرف مقام معظم رهبري بنام «سال شکوفايي و نوآوري» نام گذاري شده است، دانشگاه علوم پزشکي و ساير نهادهاي مرتبط تصميم به برگزاري اولين يادواره شهداي جامعه پزشکي با محوريت جانباز پاسدار شهيد دکتر علي پورابراهيم گرفت. بايد اذعان کرد که برگزاري اين مراسم و يادواره ها جز با همکاري ساير عزيزاني که درگير کار بوده اند ميسور نبوده و نيست لذا بر خود لازم مي دانم از تمامي سازمان‌ها، ادارات، نهادها، ارگان‌ها و عزيزاني که بدون هيچگونه چشمداشتي ما را يار و همکار بودند، تشکر و قدرداني نمايم، اميدوارم اين حرکت جمعي و تاثيرگذار بتواند دين خود را به جامعه اسلامي ادا نموده باشد. انشاءالله
دکتر عليرضا مسلم
زمستان 1387